تا ساعت ده صبح درخانه مطالعه کردم. با پاسداران به سوی قم حرکت کردیم. عفت هم با من آمد. ظهر به منزل آیت الله منتظری رسیدیم. ناهار مهمان ایشان بودیم. هنوز سخت تحت تأثیر ناراحتی های ناشی از فشار روی باند سید مهدی [هاشمی] و مخصوصاً سیدهادی است. تا ساعت
تا ساعت ده صبح درخانه مطالعه کردم. با پاسداران به سوی قم حرکت کردیم. عفت هم
با من آمد. ظهر به منزل آیت الله منتظری رسیدیم. ناهار مهمان ایشان بودیم. هنوز سخت تحت تأثیر ناراحتی های ناشی از فشار روی باند سید مهدی [هاشمی] و مخصوصاً سیدهادی است. تا ساعت چهار بعد از ظهر مذاکره داشتیم. بیشتر حرف ها در اطراف همین موضوع بود. خودشان را مظلوم می دانند و از شخص امام و ماها ناراحتند. کمی هم درباره جنگ و موارد دیگر حرف زدیم؛ آن هم با پیشنهاد من.
به زیارت حرم [حضرت فاطمه معصومه (س)] رفتم. حرم خلوت بود، ولی همان تعدادی که بودند، دورم جمع شدند و مانع زیارت با حال گردیدند. به دیدار آیت الله [سید شهاب الدین مرعشی] نجفی رفتم. حالشان بد نیست. با اینکه حدود هشت سال از امام بزرگترند، به نظر سالم تر از امام می آیند. خواست که ساختمان بیمه واقع در کنار کتابخانه اش را به کتابخانه واگذار کنیم و نیز موقوفه ای برای کتابخانه بگذاریم که از درآمد آن، بعداً کتابخانه اداره شود.
به منزل آقای منتظری برگشتیم. نمایندگان مجلس به ملاقات ایشان آمده بودند. در حسینیه اجتماع کردند. همراه ایشان به حسینیه رفتیم. من مختصر صحبتی کردم و ایشان مفصل حرف زدند و بیشتر نصحیت فرمودند . ساعت شش و نیم خداحافظی کردیم.
به ملاقات آیت الله [سیدمحمدرضا] گلپایگانی رفتم. دیروز از لندن برگشته اند؛ به احتمال سرطان کیسه صفرا، برای معالجه رفته بودند. 25 روز آنجا بوده اند. خودشان گفتند تشخیص اطباء این بوده که سرطان نیست. سنگ در کیسه [صفرا] تولید شده. سن زیادشان اجازه عمل نمی دهد و [سنگ را] خورد هم نمی شود کرد. ممکن است وارد خون شود. به ناچار با دارو آن را تحت کنترل می گیرند .
ایشان و اطرافیانش با خوشحالی و نشاط از سفر انگلستان و استقبال مسلمانان آنجا تعریف می کردند. معتقدند مسلمین جهان، فقط خواستار فقه سنتی هستند و از برداشت های نواندیشانه پرهیز دارند و نتیجه سفر را راسخ تر شدن در همان خط فکری می گرفتند و ما را توصیه به آن می کردند؛ مخصوصاً آقای [لطف الله] صافی [گلپایگانی]. نخواستم در این بحث درگیر شوم.
به تهران برگشتم. ساعت نه شب به منزل رسیدیم. نماز و شامی و مروری بر گزارش ها و سپس خواب. در طول [شب]، رعد و برق و بارش باران داشتیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام