خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:51کد خبر27956

قبل از اذان بیدار شدم. نافله شب خواندم و براى پیروزى رزمندگان دعا کردم و بخشى از سوره احزاب را که مربوط به جنگ است، قرائت نمودم. با اینکه بر اساس مبانى و نظر امام، در این جنگ حق با ماست و ما براى اسلام مى جنگیم و دشمن براى سرکوب اسلام، جنگ را شروع کرده و

قبل از اذان بیدار شدم. نافله شب خواندم و براى پیروزى رزمندگان دعا کردم و بخشى از سوره احزاب را که مربوط به جنگ است، قرائت نمودم.

با اینکه بر اساس مبانى و نظر امام، در این جنگ حق با ماست و ما براى اسلام مى جنگیم و دشمن براى سرکوب اسلام، جنگ را شروع کرده و ادامه مى دهد، اما شیطان دست از سر انسان برنمى دارد و گاهى که در جنگ، جمع زیادى کشته مى شوند و یا با انبوه جانبازان در بیمارستان ها مواجه مى شوم و یا آمار اسراى فراوان دو طرف را که سال ها در اسارت به سر مى برند، مى بینم، وسوسه اینکه مسلمان ها در دو طرف کشته مى شوند و رنج مى برند، انسان را آزار مى دهد و با مقدارى تفکر و استدلال، این وسوسه را دفع مى کنم؛ لابد دیگران هم چنین حالى دارند.

مخصوصاً این وسوسه در مواقعى بروز مى کند، که از جهتى احساس ضعف یا مشکل شدن کار جنگ پیش مى آید. مشکلات پیشروى دیروز و فشار هوایى بر شهرها و مردم غیرنظامى، در روحیه ام اثر گذاشته و امروز صبح دمغ و غمگین هستم. شاید هم به خاطر اینکه پس از ماه ها تلاش و آماده کردن همه چیز، براى عملیات سرنوشت ساز به منظور ختم جنگ و اکنون ملاحظه علایم عدم تحقق این هدف در این عملیات باشد.

رادیو صداى آمریکا امروز صبح با اعتراف به پیشروى ما، موذیانه بر زیاد جلوه دادن تلفات ما و کم کردن تلفات عراق- برعکس واقعیت - نوعى عدم موفقیت را القا کرد. معلوم است که از سقوط احتمالى بصره و در نتیجه پیروزى اسلام و تضعیف یا شکست بعث عراق نگرانند و موذیانه روحیه او را تقویت مى کنند.

با آقاى خرازى براى مبارزه با این خط انحرافى تبلیغات مذاکره کردم. قرار شد در مصاحبه با خبرنگاران خارجى که امروز مى آیند، آن را مطرح کنند. آقاى رفیق دوست گفت که دیشب در جهت تحکیم خط، پیشروى داشته ایم. تلفنى با عفت در منزل صحبت و احوال پرسى کردم.

آقاى [موسى] رفان فرمانده نیروى هوایى سپاه آمد. از بى نیازى واحد موشکى به کمک لیبى و دیگران و شلیک چند موشک به دست خودشان گفت و اجازه گرفت که در یک

روز دو موشک متوالى به کاخ صدام بزند. موافقت کردم؛ چون عراقى ها اعلان کرده ند که به قصد بمباران جماران به تهران حمله کرده اند. قرار شد یک سایت موشک زمین به هواى چینى در اصفهان ایجاد کنند و براى گرفتن موشک جدید، به آقاى ریاضى تأکید کردم.

عصر فرماندهان تیپ [مستقل 18] الغدیر، لشکر [ 33] المهدى و [لشکر 31] عاشورا آمدند. گزارش عملیات اخیر و موفقیت ها و تلفات را دادند. سپس به بیرون شهر اهواز رفتیم. هواپیماهاى عراقى به اهواز حمله کردند و چند فروند موشک خوردند، یکى از آنها متلاشى شد و روى اهواز سقوط کرد، ولى یک بمب در محل گلف ریختند.

شب فرماندهان قرارگاه رمضان آمدند. از آمادگى نیروهاى نظامى مخالف عراقى براى اجراى عملیات گفتند و براى بازکردن راه کمک به آنها استمداد نمودند. تلفنى با آقاى [آیت الله] خامنه اى درباره جنگ و نتیجه سفر آقاى ولایتى به لیبى که منفى بوده و برنامه گفتن تکبیر بر بام ها براى تأیید جنگ صحبت کردیم. به چند شهرمان حمله هوایى شده

است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا