خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 12:49کد خبر27985

چمدان را براى سفر به خوزستان بستم و ساعت هفت وپانزده دقیقه با بدرقه و دعاى سفر عفت از خانه بیرون آمدم. در جلسه علنى، قبل از دستور درباره ولادت حضرت زهرا(س) و امام و [روز 29 بهمن] سالگرد قیام مردم تبریز [در سال 1356] و سالگرد شهادت جمعى از نمایندگان و

چمدان را براى سفر به خوزستان بستم و ساعت هفت وپانزده دقیقه با بدرقه و دعاى سفر عفت از خانه بیرون آمدم.

در جلسه علنى، قبل از دستور درباره ولادت حضرت زهرا(س) و امام و [روز 29 بهمن] سالگرد قیام مردم تبریز [در سال 1356] و سالگرد شهادت جمعى از نمایندگان و دیگران

در سقوط هواپیما با موشک عراقى ها صحبت کردم. [این نطق] بیشتر به منظور اعلان حضور در تهران بود.

ساعت نه ونیم صبح به سوى قم حرکت کردم. در اثر مسامحه دفتر من که به ایشان اطلاع نداده بود، دکتر روحانى عقب ماند. در راه قم به من رسید و در ماشین من آمد. ساعت یازده به منزل آیت الله منتظرى رسیدیم. بیرون منزل، داشتند پناهگاه زیرزمینى مى ساختند. [آقاى محتشمى پور] وزیر کشور هم آنجا بود. در بیرونى ملاقات کردیم.

اطلاع دادند وضعیت قرمز است. به زیرزمین خانه که ضدبمب و... ساخته شده، منتقل شدیم. شیشه هاى منزل آقاى منتظرى و اطراف آن در اثر انفجار یک بمب که در چند صد مترى خانه در رودخانه افتاده، شکسته است. براى ایشان از نتایج سفر آقاى ولایتى به شوروى گفتم. آقاى روحانى براى پاسخ به انتقادات ایشان از پدافند، کمبود امکانات پدافند را توضیح داد. ناهار خبر کردند، ولى ما نماندیم.

قبل از ظهر به سوى اهواز حرکت کردیم. بیرون شهر قم، ماشین و لباس را عوض کردیم. ناهار را در کنار مزار امامزاده جعفر، بین راه قم و اراک خوردیم. سپس یکسره تا دزفول راندیم. در گردنه ها باران و برف مى بارید. خرم آباد، پلدختر و ملاوى خلوت بودند. ساعت ده شب به پایگاه وحدتى دزفول رسیدیم. بختیارى معاون فرمانده پایگاه، میزبان بود. شام خوردیم و اخبار ساعت ده ونیم کانال دو [تلویزیون] را گرفتیم و خوابیدیم.

از ظهر امروز، بمباران شهرها قطع شد و ما هم دستور قطع حمله به شهرها را دادیم. تا شب به قرائت گزارش ها و مذاکره با دکتر روحانى درباره جنگ گذشت. امروز یک درگیرى بین هواپیماهاى اف 14 ما و هشت هواپیماى میراژ عراقى در فضاى خلیج فارس رخ داد که خلبانان ما مدعى اند، سه هواپیماى عراق را سرنگون و دو هواپیما را دچار آسیب کرده اند.

شب فرماندهان سپاه آقایان محسن رضایى و [على] شمخانى و [یحیى رحیم] صفوى آمدند و طرح حملات آینده را توضیح دادند. به نظر مى رسد جنگ سخت و جبهه اى داریم، ولى راه را منحصر به این مى بینند و به نظر رسید که ماندن ما در اهواز لزومى ندارد. تا ساعت یک بامداد بیدار بودیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا