خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 19:37کد خبر28026

در منزل بودم. مهدی برای درس خواندن به منزل دوستش رفت. به اخبار رادیو صدای آمریکا و رادیو بی بی سی گوش دادم. هنوز افتضاح کاخ سفید در صدر اخبار است و مسائل خلیج فارس به آن اضافه شده است. اخبار مربوط به انقلاب ایران، جاذبه زیادی در رسانه ها دارد. خاطرات

در منزل بودم. مهدی برای درس خواندن به منزل دوستش رفت. به اخبار رادیو صدای آمریکا و رادیو بی بی سی گوش دادم. هنوز افتضاح کاخ سفید در صدر اخبار است و مسائل خلیج فارس به آن اضافه شده است. اخبار مربوط به انقلاب ایران، جاذبه زیادی در رسانه ها دارد.

خاطرات را نوشتم. امسال هم یک دفترچه خاطرات مختصر، برای راه گم کردن ترتیب دادم. عفت و بعضی از بچه ها برای اینکه در جریان امور کشور قرار داشته باشند، علاقه زیادی به دیدن خاطرات من دارند. اگر آنها را نامحرم به حساب آورم، ناراحت می شوند و اگر در جریان همه رخدادهای محرمانه قرار دهم، مصلحت نیست. به ناچار سال گذشته و امسال، در یک دفتر دیگر، حوادث بی اهمیت و غیرحساس را می نویسم که ببینند .

پیش از ظهر احمدآقا آمد و سلام و محبّت امام را ابلاغ کرد. نامه ای خدمت امام نوشتم مبنی بر ضرورت حل بعضی از مشکلات که غیر از ایشان، کسی نمی تواند آنها را حل کند: اصلاح قانون اساسی، تعداد نمایندگان، گزارش مذاکرات مجلس، ترکیب شورای نگهبان، مدیریت قوه قضائیه، سنت های دست و پاگیر شرعی و عرفی بی اساس، تعدیل سیاست خارجی و مشکل ارتش و سپاه و سیاست خارجی و افراط کاری ها به نام دین و انقلاب. ظهر ناهار از دفتر امام آوردند. به تنهایی غذا خوردم.

ظهر آقای ]خسرو[ عروج ]مسئول سپاه حفاظت انصارالامام[ آمد. گزارش خودش و وضع سپاه حفاظت را داد. عصر دو نفر از تیپ زرهی 20 رمضان سپاه آمدند. توضیحاتی درباره امکانات زرهی سپاه دادند و برای حل مشکل پرونده یکی از آنها استمداد کردند. از آقای ] غلامرضا[ آقازاده ] وزیر نفت[ درباره خسارت وارده به اسکله آذرپاد و دوکشتی دنا و اوج پرسیدم؛ خیلی زیاد نبوده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا