خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 13:14کد خبر27986

ساعت شش صبح بیدار شدیم. بعد از نماز و استماع اخبار و صرف صبحانه از راه شوشتر، از دزفول عازم اهواز شدیم. قبل از حرکت، کمى در خیابان هاى پایگاه وحدتى پیاده روى کردیم. خیلى باصفا و خوش هواست. کمى هم با ماشین در خیابان هاى شهر دزفول گشتیم. آثار خرابی هاى

ساعت شش صبح بیدار شدیم. بعد از نماز و استماع اخبار و صرف صبحانه از راه شوشتر، از دزفول عازم اهواز شدیم. قبل از حرکت، کمى در خیابان هاى پایگاه وحدتى پیاده روى کردیم. خیلى باصفا و خوش هواست. کمى هم با ماشین در خیابان هاى شهر دزفول گشتیم. آثار خرابی هاى بمباران و موشک باران زیاد است، ولى آن طور که انسان از اخبار مى فهمد، شهر خراب نیست و شهر سر پا به نظر مى رسد. جمعیت زیادى در شهر به چشم نخورد. جمعه و تعطیل است. در بین راه دزفول تا اهواز از طریق شوشتر، تقریباً همه جا دو طرف جاده اراضى کشاورزى سبزى و سرسبز است؛ واقعاً که حاصلخیز است.

در بین راه با دکتر روحانى درباره نیازهاى تسلیحاتى و ارز لازم براى ارتش و سپاه و... و طریقه کنترل مصرف ارز مذاکره کردیم. ساعت ده به اهواز رسیدیم. آقاى رفیق دوست هم که دیشب از تهران راه افتاده بود، تازه رسید. اطلاع داد که احتمالاً عملیات محدودى در پیش داریم. قرار نبود محدود باشد و تردید داریم که با توجه به قطع بمباران شهرها و احتمال تجدید آن در صورت شروع عملیات، عملیات محدود به صلاح باشد. منتظر رسیدن خبر از قرارگاه مقدم مى مانیم. گزارش ها را خواندم.

جراید آلمان نوعاً از عکس العمل شدید ایران در مقابل برنامه فکاهى تلویزیون آلمان که به امام اهانت کرده، تعجب کرده اند و دولت آلمان ترسیده است. عکس العمل زیاد شدید بوده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا