محمد علی حسینی، کارگرمان آمد و اوضاع نوق را گفت. به بستگان او که خانواده شهید و مجروحند، کمک کردم. ساعت ده صبح برای سخنرانی در جلسه حرکت تقویت عقاید دینی دانشجویان به دانشگاه تهران رفتم . محسن هم با من آمد. ساعت یازده به دفترم رفتم. جمعی از پرسنل
محمد علی حسینی، کارگرمان آمد و اوضاع نوق را گفت. به بستگان او که خانواده شهید و مجروحند، کمک کردم. ساعت ده صبح برای سخنرانی در جلسه حرکت تقویت عقاید دینی دانشجویان به دانشگاه تهران رفتم . محسن هم با من آمد.
ساعت یازده به دفترم رفتم. جمعی از پرسنل [صنایع] الکترونیک شیراز [وابسته به وزارت دفاع] آمدند. از مدیران شاکی بودند و به تعویض مسئول عقیدتی - سیاسی اعتراض داشتند. آقایان [مسیح] مهاجری، [جواد] اژه ای و [سید محمدرضا] بهشتی آمدند. درباره حزب و روزنامه جمهوری اسلامی صحبت کردند و کمک برای "موسسه تحقیقاتی تاریخ معاصر خاورمیانه" گرفتند.
ظهر آقای [سیدکاظم] اکرمی، [وزیر آموزش و پرورش] آمد. از اشغال اردوگاه های آموزش و پرورش توسط سپاه گله داشت. عصر جلسه هیأت رئیسه [مجلس] داشتیم.
شب سران قوا مهمان آیت الله خامنه ای بودند. آقای [حسین] شیخ الاسلام [معاون سیاسی وزارت امور خارجه]، گزارش مذاکرات با حافظ اسد را داد. معلوم شد از جریان شورای فلسطین در الجزایر ناراضی است و با قذافی اختلاف پیدا کرده و گفته در رابطه با ما تحت فشار است و اظهار صمیمیت با ما کرده و قرار است بعد از سفر به روسیه، کسی را به ایران بفرستند.
وزارت امور خارجه در مورد اجاره کشتی های نفتکش شوروی به کویت، پیشنهاد داشت که ما در درجه اول با سایر دولت های خلیج فارس وارد کار شویم و مقابله به مثل را روی سایر کشتی های عازم کویت انجام دهیم و در مرحله آخر، کشتی های شوروی را در نظر بگیریم.
پس از جلسه، آیت الله خامنه ای اطلاع دادند در مورد تردیدی که در خصوص فرمانده نیروی دریایی پیش آمده، قرار شده تحقیق بیشتری شود. برای خواب به مجلس آمدم و ساعت یازده و نیم خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام