ساعت هشت و نیم صبح خدمت امام رسیدم. ایشان بنا نداشتند که در ملاقات نمایندگان مجلس صحبت کنند. تقاضا کردم صحبت کوتاهی بفرمایند که قبول شد. نمایندگان و خانواده هایشان به ملاقات امام رفته بودند. من صحبت کردم و از امام خواستم که در تصویب قوانین بنیادی از
ساعت هشت و نیم صبح خدمت امام رسیدم. ایشان بنا نداشتند که در ملاقات نمایندگان مجلس صحبت کنند. تقاضا کردم صحبت کوتاهی بفرمایند که قبول شد. نمایندگان و خانواده هایشان به ملاقات امام رفته بودند. من صحبت کردم و از امام خواستم که در تصویب قوانین بنیادی از جهت انطباق با فقه، به مجلس کمک کنند . امام هم سخنان کوتاهی فرمودند. به مجلس آمدم. تا ساعت یازده گزارش ها را می خواندم.
[سرتیپ حسنی سعدی] فرمانده نیروی زمینی ارتش اطلاع داد عملیات موفق و محدودی در میمک انجام داده اند. قرار شد نام آن «نصر2» باشد. ساعت یازده صبح، واحد مهندسی سپاه آمد. گزارش کار دادند، من هم صحبت کردم. [سرتیپ جلالی] وزیر دفاع آمد و خواستار [اختصاص] ارز بیشتر شد. به تصمیم گروه مشاور در تقسیم ارز ایراد داشت.
عصر هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت. در مصاحبه مطبوعاتی شرکت کردم. خبرنگاران روی موضوع تعطیل حزب و اظهارات امروز من در خدمت امام، حساس شده بودند و اهمیت مسأله خلیج فارس هم مشهود بود .
آقای [فریدون]مهدی نژاد [= وردی نژاد] آمد. درباره فعالیت های خارج مشورت کرد و اسناد جریان خرید سلاح از آمریکایی ها را که نزد من بود، برای تدوین کتاب مورد نظر گرفت. آقای عبدالله نوری آمد و از آقای دکتر روحانی گله داشت.
شب جلسه سران قوا در دفتر من بود. بنا شد برای ایجاد آرامش در لبنان کمک شود. درباره جنگ و اوضاع خلیج فارس صحبت شد و دولت خواستار بسیج کامیون های ارتش و سپاه، برای آوردن کالا از بنادر و فعال شدن بندر ماهشهر و اعزام کاروان کشتی ها به آنجا شد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام