خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ مرداد ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 14:56کد خبر28217

در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. عصر آقای [حسین] مهدیان آمد. راجع به اموال خیریه [مرحوم ابوالفضل] تولیت صحبت کرد. همشیره فاطمه و بستگان آمدند و شام را هم با ما خوردند. مسعود - همشیره زاده - که رفته بود در آلمان بماند، با تأکید من برگشته و حالا

در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. عصر آقای [حسین] مهدیان آمد. راجع به اموال خیریه [مرحوم ابوالفضل] تولیت صحبت کرد. همشیره فاطمه و بستگان آمدند و شام را هم با ما خوردند. مسعود - همشیره زاده - که رفته بود در آلمان بماند، با تأکید من برگشته و حالا در مزرعه ای در قم کار می کند. او برای تعاونی شان استمداد کرد.

دکتر روحانی اطلاع داد که عراق با تعداد زیادی هواپیما به بندر امام حمله کرده، ولی چیز مهمی را نتوانسته بزند. ما هم دستور مقابله به مثل دادیم. با رئیس جمهور و نخست وزیر در مورد اینکه مقابله به مثل در مورد شرکای عراق انجام شود یا خیر، مشورت کردم. قرار شد در جلسه سران قوا بحث شود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا