خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 13:13کد خبر28092

در منزل بودم. از احمدآقا خواستم که در منطقه حفاظتی جماران، منزلی برای محسن تهیه شود. آقایان [فریدون] مهدی نژاد و [ابراهیم] دشتی آمدند. گزارش کاملی از امکانات و برنامه خارج دادند و خواستار واگذاری کامل آن به سپاه بودند. بین سپاه و وزارت اطلاعات بر سر

در منزل بودم. از احمدآقا خواستم که در منطقه حفاظتی جماران، منزلی برای محسن تهیه شود. آقایان [فریدون] مهدی نژاد و [ابراهیم] دشتی آمدند. گزارش کاملی از امکانات و برنامه خارج دادند و خواستار واگذاری کامل آن به سپاه بودند. بین سپاه و وزارت اطلاعات بر سر تصدی آن اختلاف است.

عصر آقای رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران] آمد. گزارش تدارکات جنگ را داد. پول بیشتری برای طرح های عمرانی سپاه می خواهد. آقای [سیدحمید] زیارتی[= روحانی] آمد. مصاحبه درباره تاریخ انقلاب را ادامه دادیم. به سال 1346 رسیدیم. آقای [محمدعلی] رحمانی، مسئول بسیج آمد. از برخورد فرماندهان سپاه ناراضی است و کاهش داوطلبان اعزام در هفته های اخیر را معلول همین اختلال امور بسیج می داند.

شب احمد و محسن - عموزاده ها - آمدند و وضع شرکت تعاونی پسته را گفتند و از مزاحمت های تجار بخش خصوصی در بازارهای خارجی گله داشتند.

بچه ها به مهمانی رفتند. مهدی و من در خانه ماندیم و تخم مرغ آب پز خوردیم. آخر شب، آقای رضایی از جبهه اطلاع داد که امروز درگیری در منطقه ماؤوت نبوده و پس از شکست دیشب، عراق امروز تحرکی نشان نداده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا