در منزل بودم. از احمدآقا خواستم که در منطقه حفاظتی جماران، منزلی برای محسن تهیه شود. آقایان [فریدون] مهدی نژاد و [ابراهیم] دشتی آمدند. گزارش کاملی از امکانات و برنامه خارج دادند و خواستار واگذاری کامل آن به سپاه بودند. بین سپاه و وزارت اطلاعات بر سر
در منزل بودم. از احمدآقا خواستم که در منطقه حفاظتی جماران، منزلی برای محسن تهیه شود. آقایان [فریدون] مهدی نژاد و [ابراهیم] دشتی آمدند. گزارش کاملی از امکانات و برنامه خارج دادند و خواستار واگذاری کامل آن به سپاه بودند. بین سپاه و وزارت اطلاعات بر سر تصدی آن اختلاف است.
عصر آقای رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران] آمد. گزارش تدارکات جنگ را داد. پول بیشتری برای طرح های عمرانی سپاه می خواهد. آقای [سیدحمید] زیارتی[= روحانی] آمد. مصاحبه درباره تاریخ انقلاب را ادامه دادیم. به سال 1346 رسیدیم. آقای [محمدعلی] رحمانی، مسئول بسیج آمد. از برخورد فرماندهان سپاه ناراضی است و کاهش داوطلبان اعزام در هفته های اخیر را معلول همین اختلال امور بسیج می داند.
شب احمد و محسن - عموزاده ها - آمدند و وضع شرکت تعاونی پسته را گفتند و از مزاحمت های تجار بخش خصوصی در بازارهای خارجی گله داشتند.
بچه ها به مهمانی رفتند. مهدی و من در خانه ماندیم و تخم مرغ آب پز خوردیم. آخر شب، آقای رضایی از جبهه اطلاع داد که امروز درگیری در منطقه ماؤوت نبوده و پس از شکست دیشب، عراق امروز تحرکی نشان نداده است.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام