خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 13:22کد خبر28006

تا ساعت هفت وچهل وپنج دقیقه صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم ماندم. آقاى سنجقى آمد و گزارشى از برنامه هاى آینده در غرب کشور داد و نیازها را مطرح نمود. جمعى از نمایندگان آمدند. از اظهارات در جلسه سالگرد حزب [جمهورى اسلامى] گله

تا ساعت هفت وچهل وپنج دقیقه صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم ماندم. آقاى سنجقى آمد و گزارشى از برنامه هاى آینده در غرب کشور داد و نیازها را مطرح نمود. جمعى از نمایندگان آمدند.

از اظهارات در جلسه سالگرد حزب [جمهورى اسلامى] گله داشتند و از من خواستند که از حق آنها دفاع کنم. توصیه به آرامش و عدم برخورد کردم. شکایتى به امام هم نوشته اند و گویا اطلاعیه هاى بى نامى هم در قم منتشر شده است. به نظر مى رسد درگیرى در پى داشته باشد.

ظهر آقاى حمید بهرامى آمد. از دکتر افتخارجهرمى گله دارد و مى خواهد استعفا بدهد و مى گوید دولت به داوران ایرانى در لاهه دستور داده، فقط ماهانه پنج هزار دلار از حقوق خود استفاده کنند و بقیه را پس بدهند و دکتر مصطفوى گفته در مضیقه خواهد افتاد.

عصر آقاى شمخانى براى مسایل جنگ و تغییرات در سپاه آمد. شب به خانه آمدم. بچه ها از بیرون شام آوردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا