خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 12:49کد خبر27984

دیشب برف بارید. ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. [آقاى موسى رفان] فرمانده نیروى هوایى سپاه آمد. در مورد پدافند هوایى موشکى و خرید موشک زمین به زمین صحبت شد. قرار شد دو سایت چینى در تبریز و قم برقرار شود. آقاى موسویان آمد. در مورد آیین نامه روابط دفتر [ریاست

دیشب برف بارید. ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. [آقاى موسى رفان] فرمانده نیروى هوایى سپاه آمد. در مورد پدافند هوایى موشکى و خرید موشک زمین به زمین صحبت شد. قرار شد دو سایت چینى در تبریز و قم برقرار شود. آقاى موسویان آمد. در مورد آیین نامه روابط دفتر [ریاست مجلس] و روابط عمومى صحبت شد.

فرماندهان لشکر سیدالشهدا(ع) آمدند. گزارش عملیات کربلاى پنج را دادند و من هم صحبت کردم. توضیحاتى درباره شرکت [پسرم] مهدى در جبهه، به آقاى فضلى دادم.

آقاى رى شهرى آمد و درباره پرونده احمد کاشانى و گروه مربوطه و سیاست جدید فرانسه در ارتباط با ایران توضیح داد. خانم [آقاى] احمد کاشانى آمد و براى پرونده شوهرش استمداد کرد. گفت تلفنى از او خواسته که از من استمداد کند. آقاى نقاشیان آمد. خواستار همکارى با وزارت اطلاعات بود. به آقاى رى شهرى تذکر دادم.

آقاى [محمدمهدى] پورگل [نماینده بندر انزلى] آمد. از تعطیل شدن کار تالاب انزلى با فشار محیط زیست شاکى است. آقاى [مهدى] مهدى زاده نماینده گناباد آمد و درباره نیازهاى آن شهر - آب و دانشکده پزشکى و...- استمداد کرد. عصر آقاى [غلامعباس] زائرى براى کارهاى مجلس مراجعه داشت. آقاى مهندس [حسین] طاهرى پیشنهادهایى درباره جنگ داشت.

دکتر روحانى آمد. برنامه سفر فردا را تنظیم کردیم. آقاى عبدالله نورى آمد و درباره مصوبات کمیسیون برنامه و بودجه توضیح داد.

شب سران قوا مهمان آقاى موسوى اردبیلى بودند. خبر رسید که عراق اعلان کرده از فردا ظهر بمباران شهرها را قطع مى کند. باعث خوشحالى و تعجب شد. احتمال مى رود که با فشار روس ها باشد. احتمال دیگر این است که مقاومت مردم ما، آنها را مأیوس کرده است. اگر فشار روس ها هم باشد، خود معلول مقاومت مردم است که معلوم شد براى عراق و روس ها، اثر معکوس مورد نظرشان از بمباران به دست آمده است.

درباره جنگ و روابط با روس ها و سوریه و لیبى و بودجه خسارات شهرها و... بحث شد. شام را با فرماندهان لشکر سیدالشهدا(ع) که مهمان آقاى [آیت الله] خامنه اى بودند، صرف کردیم. دیروقت به خانه رفتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا