خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 13:16کد خبر27987

آقاى روحانى و آقاى [ابراهیم] سنجقى به عیادت آقاى [محمد] فروزنده رییس مهندسى قرارگاه خاتم - که در اثر تصادف در بیمارستان بسترى است - رفتند. گزارش ها را خواندم. ساعت نه صبح با اتومبیل از راه کهکیلویه به طرف تهران حرکت کردیم. در بین راه از شهرهاى امیدیه،

آقاى روحانى و آقاى [ابراهیم] سنجقى به عیادت آقاى [محمد] فروزنده رییس مهندسى قرارگاه خاتم - که در اثر تصادف در بیمارستان بسترى است - رفتند. گزارش ها را خواندم. ساعت نه صبح با اتومبیل از راه کهکیلویه به طرف تهران حرکت کردیم. در بین راه از شهرهاى امیدیه، بهبهان، گچساران و مراکز نفتى عبور کردیم. ناهار را در کنار رودخانه اى در شرق بهبهان صرف کردیم. از شهر چلوکباب آوردند؛ خوب بود و ارزان.

مغرب به یاسوج مرکز استان [کهکیلویه و بویراحمد] رسیدیم. گشتى در شهر زدیم. تمیز و زیبا است. در مهمانسراى استاندارى ماندیم. فقط استاندار و معاونش از حضور ما مطلع بودند. تا آخر شب از استاندار، توضیحاتى در خصوص منابع و امکانات و نیازها و اوضاع استان گرفتیم. شام خوردیم و خسته خوابیدیم.

تلفنى با عفت صحبت کردم و گفتم در راه مراجعت هستیم. قبل از یاسوج در گردنه ها، در کنار آبشارى توقف کردیم. خیلى باصفاست. در مذاکرات با فرماندهان به این نتیجه رسیدیم که فعلاً ماندن ما در خوزستان ضرورتى ندارد، زیرا فعالیت عملیات موعود انجام نشد و تصمیم به بازگشت گرفته شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا