خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 11:43کد خبر28075

پس از دو هفته غیبت، امروز به مجلس رفتم. محسن هم همراه من به مجلس آمد. با او به این نتیجه رسیدیم که در ایران بماند و دکترا را در ایران بگیرد. از آقای [محسن] رضایی، اوضاع جبهه را گرفتم. تغییر مهمی نداشت. قبل از دستور، چند کلمه ای راجع به قطع پای فرزند آقای

پس از دو هفته غیبت، امروز به مجلس رفتم. محسن هم همراه من به مجلس آمد. با او به این نتیجه رسیدیم که در ایران بماند و دکترا را در ایران بگیرد. از آقای [محسن] رضایی، اوضاع جبهه را گرفتم. تغییر مهمی نداشت. قبل از دستور، چند کلمه ای راجع به قطع پای فرزند آقای [مهدی] کروبی و شهادت فرزند آقای [سیدکاظم] اکرمی صحبت کردم.

مراجعات نمایندگان زیاد بود. در جلسه علنی، تا ساعت ده و نیم ماندم. اصلاحات قانون محاسبات، برای تأمین نظر شورای نگهبان، مطرح بود. آقای [غلامعلی] شهرکی به دفترم آمد و پیشنهادی برای حل مشکل قانون اراضی شهری در جلسه آورد که بر اثر نظریه آقای منتظری به مشکل برخورد کرده است.

تا ظهر چند ملاقات داشتم. عصر خانم [مریم] بهروزی [نماینده تهران در مجلس] آمد. درباره سفر بین المجالس مشورت کرد و گزارشی از جامعه زینب داد. جمعی از اعضای اتاق بازرگانی آمدند. آنها از عدم همکاری وزیر بازرگانی گله دارند.

جمعی از مسؤولان دفتر تحکیم وحدت آمدند. خواستند با دانشگاه بیشتر رابطه داشته باشم و برای تقویت ایدئولوژی دانشجویان، وقت بگذاریم. قرار شد در سمینارشان شرکت کنم. آقای [اکبر] ترکان [رئیس سازمان صنایع دفاع] با هیأت همراه آمدند. گزارش سفر به لندن، اسپانیا و آرژانتین را دادند و گفتند همه آنها متمایل به معامله تسلیحاتی هستند؛ با احتیاط.

شب سران قوا مهمان من در دفترم بودند.[آقای غلامرضا آقازاده] وزیر نفت آمد. برای دادن یک میلیون تن نفت مجانی به سوریه اجازه خواستند . درباره جنگ هم مشورت کردیم. دیر وقت به خانه رفتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا