خاطرات اکبر هاشمی - ۲ خرداد ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 13:26کد خبر28122

در منزل ماندم. بیشتر وقت به مطالعه گزارش تاور گذشت. با دکتر ولایتی، احمدآقا، [علیرضا] افشار، [علی] شمخانی، ری شهری و [سید علی اصغر[ حجازی درباره امور جنگ و سیاسی و اعزام نیرو [به جبهه] مذاکره تلفنی داشتم. بنا بود افطار مهمان آقای اردبیلی باشیم، نرفتم.

در منزل ماندم. بیشتر وقت به مطالعه گزارش تاور گذشت. با دکتر ولایتی، احمدآقا، [علیرضا] افشار، [علی] شمخانی، ری شهری و [سید علی اصغر[ حجازی درباره امور جنگ و سیاسی و اعزام نیرو [به جبهه] مذاکره تلفنی داشتم. بنا بود افطار مهمان آقای اردبیلی باشیم، نرفتم.

آقای [محسن] رفیق دوست برای کارهای وزارت سپاه آمد. او فهرست محصولات سفارشی به صنایع نظامی سپاه را آورد و از کندی کار پرداخت بودجه و همچنین کار تکراری ساصد [= سازمان صنایع دفاع] گله داشت. درباره مشکلات پیش آمده در مدیریت سپاه بحث شد.

عصر آقای شمخانی [جانشین فرمانده کل سپاه و فرمانده نیروی زمینی] آمد. از علت استعفایش پرسیدم. حرف حسابی ندارد، جز اینکه خسته شده و آن گونه که میل دارند، به خواسته های آنها در رابطه با ارتش و امکانات جنگ توجه نمی شود. به مشکلات کشور توجه ندارند و فکر می کنند باید برای تأمین جنگ، بقیه امور کشور را مورد توجه قرار نداد.

بچه ها افطار مهمان بودند. با عفت ماندیم و خبر رسید که فائزه را برای وضع حمل به بیمارستان برده اند. عفت و فاطی هم رفتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا