خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 19:37کد خبر28030

صبح زود، محسن برای رفتن به رفسنجان به فرودگاه رفت و در اثر ناهماهنگی ها، از رفتن بازماند و برگشت. تلفنی احوال عفت را پرسیدیم. گفت هنوز سرفه می کند و منتظر دکتر هستند؛ متأثر شدم. با محسن سر میز صبحانه، درباره وضع دانشگاه ها و تحقیق صحبت کردیم. دکتر]

صبح زود، محسن برای رفتن به رفسنجان به فرودگاه رفت و در اثر ناهماهنگی ها، از رفتن بازماند و برگشت. تلفنی احوال عفت را پرسیدیم. گفت هنوز سرفه می کند و منتظر دکتر هستند؛ متأثر شدم. با محسن سر میز صبحانه، درباره وضع دانشگاه ها و تحقیق صحبت کردیم.

دکتر] محمدعلی[ هادی [نایب رئیس کمیسیون سیاست خارجی و امنیت مجلس شورای اسلامی] همراه با آقای ]سیروس[ ناصری ]رئیس اداره مجامع[ از وزارت خارجه آمدند. پیشنهاد داشتند، برخورد با سازمان ملل و شورای امنیت، به گونه ای باشد که ما را محکوم نکنند. اجازه دهیم درباره پیدا کردن آغازگر جنگ بحث شود و برای بستن قرارداد عدم تعرض با همسایگان جنوب اظهار آمادگی کنیم و در شورای امنیت شرکت نمائیم؛ موافقت کردم. در مورد شورای امنیت قرار شد مشورت کنیم.

آقای ] ابراهیم[ سنجقی و شمس فرمانده تیپ بدر- که از عراقی های پناهنده و اسرا تشکیل شده – آمدند و خواستار امکانات رفاهی و تدارک بهتر تیپ شدند؛ وعده کمک دادیم. گفتند خوب می جنگند. اسرای تائب، شهدا و مجروحان زیادی داده اند. امتحان خوبی است.

عصر و شب بیشتر به مطالعه و تماشای تلویزیون گذشت. شب اخوی احمد و خانواده آمدند. آنها از سفر مشهد برگشته اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا