خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 13:17کد خبر27993

خطبه هاى نمازجمعه را آماده کردم. باران از دیشب تا نزدیک ظهر ادامه داشت. چمدان را براى سفر به جبهه بستم. براى نماز به دانشگاه رفتم. باران ایستاد، ولى من خطبه ها را کوتاه کردم؛ جمعیت هم زیاد نبود. البته با توجه به بارش باران، حضور این تعداد هم عجیب است.

خطبه هاى نمازجمعه را آماده کردم. باران از دیشب تا نزدیک ظهر ادامه داشت. چمدان را براى سفر به جبهه بستم. براى نماز به دانشگاه رفتم. باران ایستاد، ولى من خطبه ها را کوتاه کردم؛ جمعیت هم زیاد نبود. البته با توجه به بارش باران، حضور این تعداد هم عجیب است. ناهار را در مجلس خوردم.

ساعت دو با دکتر روحانى، محسن رضایى، ترابى، سنجقى و پاسداران حرکت کردیم. نماز و شام در کافه اى بعد از خرم آباد انجام شد. ساعت یک بامداد به پایگاه وحدتى دزفول رسیدیم. بدون معطلى خوابیدم.

در بین راه گزارش ها را خواندم. گزارش کمیسیون تاور درباره رسوایى کاخ سفید آمریکا در رابطه با ایران، در رأس همه اخبار است. من هم در نمازجمعه امروز درباره تأیید شدن اظهارات ما در این گزارش و انتقاد از بیانیه دیروز ریگان صحبت کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا