ساعت شش و ربع به مجلس رسیدم. در جلسه علنی، قبل از دستور درباره عملیات نصر 4 و شورای امنیت و شهادت امام صادق(ع) و شهادت [دکتر مصطفی] چمران صحبت کوتاهی کردم . ساعت نه و نیم به دفترم آمدم. آقای [ابراهیم] سنجقی آمد. گزارش وضع جبهه را داد. آقای [فریدون]
ساعت شش و ربع به مجلس رسیدم. در جلسه علنی، قبل از دستور درباره عملیات نصر 4 و شورای امنیت و شهادت امام صادق(ع) و شهادت [دکتر مصطفی] چمران صحبت کوتاهی کردم .
ساعت نه و نیم به دفترم آمدم. آقای [ابراهیم] سنجقی آمد. گزارش وضع جبهه را داد. آقای [فریدون] مهدی نژاد همراه با هیأت مرکزی یکی از گروه های مجاهد لبنان آمدند. گزارشی از وضع خودشان دادند و نمونه های جالبی از امداد غیبی در عملیات خود گفتند. به آنها دو هزار دلار پول و پنج نیم سکه بهار آزادی دادم.
ظهر آقای [اصغر] ابراهیمی مسئول متروی تهران آمد. گزارش پیشرفت کار و نیازها را داد و آمادگی برای ساختن تونل زیر کارون را اعلام کرد. عصر به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتم. اسلامی کردن چهره دانشگاه ها مطرح بود. مهدی آمد و برای انجام سی تی اسکن پول خواست. هنگام کوهنوردی، از کوه پرت شده و گفته اند سه مهره کمرش ترک خورده است.
شب [جلسه] شورای [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] در دفتر من بود. درباره بهائی ها بحث شد. به نظر رسید، اگر سیاستی به ترتیب زیر در مورد آنها داشته باشیم، خوب است: 1- اسم آنها را به عنوان بهائی در اسناد رسمی ثبت نکنند و جای مذهب را در ستون مربوط خالی بگذارند. 2- به آنها حق استفاده از مواهب معمولی زندگی اجتماعی را بدهیم. 3- به کارهای دولتی و سمت های مهم دیگر وارد نشوند. 4 - اگر می خواهند به خارج [از کشور] بروند، اجازه رفتن بدهیم.
در جبهه، برخوردهای پراکنده داشته ایم. شب در مجلس خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام