خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 19:36کد خبر28023

تمام روز در منزل بودم. پیش از ظهر، احمدآقا ]خمینی[ آمد. گفت امام با اینکه قبول ندارند دو ارتش داشته باشیم، ولی نظر صریحی درباره آینده سپاه و ارتش نمی دهند. گفتم اگر سیاست کار در زمان امام روشن نشود، بعداً این مشکل لاینحل می ماند و مسائلی دیگر مثل ترکیب

تمام روز در منزل بودم. پیش از ظهر، احمدآقا ]خمینی[ آمد. گفت امام با اینکه قبول ندارند دو ارتش داشته باشیم، ولی نظر صریحی درباره آینده سپاه و ارتش نمی دهند. گفتم اگر سیاست کار در زمان امام روشن نشود، بعداً این مشکل لاینحل می ماند و مسائلی دیگر مثل ترکیب شورای نگهبان، حق تفسیر قانون اساسی، تعداد نمایندگان مجلس و مطالبی از این قبیل که احتیاج به تغییر آنها روشن شده، باید توسط امام حل شود.

قرار شد در این موارد، نامه ای خدمت امام بنویسم. از اظهارات رئیس جمهور در نماز جمعه پریروز انتقاد داشت. ایشان توصیه به عدم عکس العمل از طرف دوستان خود، در مقابل انتقاد علیه خودشان کرده بودند. با عفت تلفنی صحبت کردیم. حالش بهتر است و فردا از بیمارستان مرخص می شود.

عصر دکتر ]علی اکبر[ ولایتی ] وزیر امور خارجه[ آمد. گفت به پاکستانی ها پیشنهاد داده است که در مقابل گرفتن نیازهای خودمان، هواپیمای سی - 130 و هلی کوپتر به آنها بدهیم و فرانسوی ها نامه دیگری نوشته اند که برای نجات گروگان مورد نظرشان ] در لبنان[ کمک کنیم. لبنانی ها می خواهند او با انیس نقاش عوض شود و خبر مرگ او را داده اند. عراق به نیروگاه رامین حمله کرده؛ این شروع درگیری ها در سال نو است .

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا