خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:57کد خبر27968

ساعت پنج بامداد بیدار شدم. گزارش ها را خواندم و رادیوهاى فارسى آمریکا و انگلیس را گرفتم. هنوز مسأله رسوایى آمریکا در ارتباط با ایران مسأله روز است. گروگان گیرى جدید در لبنان، دارد بحران مى آفریند. بوى شرارتى از طرف آمریکا مى آید. پیروزى چشمگیر ایران در

ساعت پنج بامداد بیدار شدم. گزارش ها را خواندم و رادیوهاى فارسى آمریکا و انگلیس را گرفتم. هنوز مسأله رسوایى آمریکا در ارتباط با ایران مسأله روز است. گروگان گیرى جدید در لبنان، دارد بحران مى آفریند. بوى شرارتى از طرف آمریکا مى آید. پیروزى چشمگیر ایران در عملیات کربلاى پنج و تهدید بصره، سه اردوگاه غرب و شرق و ارتجاع را در حمایت از صدام جدى تر کرده است.

از قرارگاه مقدم اطلاع گرفتیم. معلوم شد برخورد مهمى نداشته اند. از جزیره صالحیه به طور کامل بیرون آمده اند و پل ها را پشت سر خود خراب کرده اند. قرار شد با فرماندهان [لشکر] نصر در قرارگاه خاتم مذاکره داشته باشیم.

تا عصر فرصتى داشتیم. با همراهان به شهر شوشتر در یکصد کیلومترى اهواز رفتیم. در بین راه دو نیروگاه رامین و زرگان را دیدیم. از روستاها و شهرک ها عبور کردیم. تقریباً تمام طول راه از میان مزارع عبور کردیم. منطقه آبادى است، ولى در راه جز کمى نخل ندیدیم. در خیابان هاى شوشتر گردش کردیم و شهر را شلوغ و پرجمعیت دیدیم. نگران بمباران آن و سایر شهرها هستیم. در مراجعت، بیرون شهر زیر درخت کُنارى توقف کردیم و کاهو مصرف شد. براى ناهار به گلف برگشتیم. مهدى تلفن منزل را گرفت، تلفنى با منزل صحبت کردم.

ساعت چهار بعد از ظهر به قرارگاه خاتم رفتیم. آقایان شمخانى و رحیم صفوى، شرح وضع جبهه و توجیه عقب نشینى از غرب کانال ماهى و صالحیه را گفتند که در مورد صالحیه قابل قبول نبود. در مورد کانال ماهى هم نظر من این است که از اول در تحکیم مواضع و الحاق کوتاهى شده است.

بعد از نماز و شام، فرماندهان نیروى زمینى ارتش آمدند. پیشنهاد چهار عملیات محدود در مناطق غرب و شمال غرب دادند. آقاى رضایى گفت بهتر است که امکانات آنها به جنوب بیاید و سپاه را پشتیبانى کند. گفتم تصمیم گیرى را به بعد مى گذاریم.

سپس فرماندهان لشکرهاى محمد رسول الله(ص)، کربلا و الغدیر که از غرب کانال عقب نشسته اند، آمدند و توضیحاتى دادند که ما را قانع کنند که امکان ماندن نبود. در مجموع قبول کردیم که در شرایط موجود نمى توانستند بمانند. گرچه اگر از اول تلاش کرده بودند، مى توانستند شرایط الحاق به سایر نیروها و تحکیم مواضع را فراهم کنند.

سپس درباره ادامه عملیات بحث شد. نظر آنها این بود که امکان تداوم پس از رسیدن نیروهاى سپاه مهدى و سازماندهى آنها به دست مى آید و فعلاً باید به پدافند در خطوط فعلى اکتفا شود. حرف ما این بود، با فشارى که در اثر بمباران شهرها بر ما هست، رکود جبهه قابل تحمل نیست. نظر آقاى رضایى این بود که به هر اندازه که نیرو جمع شود، مى توانیم عمل کنیم.

بعضى ها نظرشان این بود که صبر کنیم تا نیروى کافى بیاید و حمله وسیع بکنیم. تا ساعت دوازده شب بحث شد. اصرار آنها براى گرفتن امکانات از ارتش بود و موفقیت را مشروط به وجود توپخانه بیشتر و تانک و نفربر مى دانستند. ساعت یک بامداد به گلف رسیدیم و خوابیدیم. مهدى به جبهه فاو رفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا