خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:50کد خبر27951

از جبهه ها خبر گرفتم. در جنوب پیشرفت داشته ایم و در جزیره بوارین و در غرب خبرى نبوده، جز پاتک دشمن. در نمازجمعه عمدتاً درباره جنگ حرف زدم. عصر احمدآقا آمد. درباره جنگ و فرماندهى نیروى هوایى صحبت شد. آقاى رحمانى آمد و درباره اعزام نیروهاى بسیج، براى اعزام

از جبهه ها خبر گرفتم. در جنوب پیشرفت داشته ایم و در جزیره بوارین و در غرب خبرى نبوده، جز پاتک دشمن. در نمازجمعه عمدتاً درباره جنگ حرف زدم. عصر احمدآقا آمد. درباره جنگ و فرماندهى نیروى هوایى صحبت شد. آقاى رحمانى آمد و درباره اعزام نیروهاى بسیج، براى اعزام نیروى انبوه در دهه فجر مشورت کرد.

شب بیشتر به مطالعه گزارش هاى رسیده چند روز سفرم گذشت. امروز ما به بغداد موشک زدیم و عراق چند مورد بمباران شهرها داشت. در حال اقامه نمازجمعه و ایراد خطبه، وضعیت قرمز اعلان شد و آژیر خطر به صدا در آمد و وضع مراسم عادى ماند و من به صحبت ادامه دادم و مردم مضطرب نشدند. همان لحظه قم بمباران شد و در نمازجمعه قم، مردم با شعار و حماسه به استقبال بمباران رفتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا