خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 12:17کد خبر27978

صبح مجلس آمدیم. نماینده نهاوند براى مسایل آن شهر که در اثر بمباران پیش آمده است، استمداد کرد. تا عصر بیشتر به قرائت گزارش ها و انجام امور جنگ گذشت. سفارت مان در انگلستان اطلاع داده که رییس کلیساى کانتربرى نامه اى به من نوشته و خواسته که براى نجات

صبح مجلس آمدیم. نماینده نهاوند براى مسایل آن شهر که در اثر بمباران پیش آمده است، استمداد کرد. تا عصر بیشتر به قرائت گزارش ها و انجام امور جنگ گذشت. سفارت مان در انگلستان اطلاع داده که رییس کلیساى کانتربرى نامه اى به من نوشته و خواسته که براى نجات «ترى ویت» [کشیش انگلیسى] کمک کنم و متقابلاً اظهار آمادگى کرده که براى نجات [احمد] متوسلیان و [سید محسن] موسوى در لبنان کمک کنند. وسیله خوبى است براى مطرح شدن مسأله فراموش شدگان ما در لبنان که ظاهراً توسط فالانژها ربوده شده اند.

آقاى [حسین] کمالى [نماینده تهران] آمد. براى منبع مالى لایحه بیمه بیکارى استمداد کرد و از اسراف در مصرف در جبهه گفت. آقاى شمخانى اطلاع داد که عملیات به تأخیر افتاده است. هواپیماى عراقى چند بمب در تهران انداخت که شش نفر شهید و جمعى مجروح داشته است. ما هم یک موشک به بغداد زدیم.

عصر دکتر ولایتى آمد و گفت روس ها شرط حضور وزیر خارجه شان در استقبال را پذیرفته اند و ملاقات با نخست وزیر را در برنامه گنجانده اند. قرار شد بروند. تذکراتى در مورد مسایل فیمابین ازجمله تأکید بر ضرورت بى طرفى شوروى در جنگ یا برخورد مساوى و اشاره به همکارى ما و سورى ها و لیبیایى ها در عراق بعد از صدام و تهدید به امکان شدت بغض ملت ایران علیه شوروى، به خاطر حمله به شهرها توسط عراق و امکان دریافت سلاح دفاعى از غربى ها در صورت ادامه شرارت ها، دادم.

تا ساعت هفت ونیم در دفترم کار کردم. برق تهران و بخش وسیعى از کشور قطع گردید.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا