روزنوشت‌های سال ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۹

نزدیک ساعت شش صبح بیدار شدم. بعد از نماز و استماع اخبار و نوشتن خاطرات دو روز، صبحانه را در اتاقم خوردم. در هتل آبادان مستقر هستیم؛ بد نیست. براى بازدید از روستاهاى در حال بازسازى آبادان، در شرق و غرب بهمن شیر و اروندکنار رفتیم. در شرق، بازسازى روستاها

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۹

ساعت شش ونیم، بعد از نماز صبح، به سوى مهران حرکت کردیم. از شهرک صالح آباد گذشتیم. مردم هنوز به خیابان نیامده بودند. در قبرستان شهدا، فاتحه خواندیم. با چند کودک که به مدرسه مى رفتند، احوال پرسى کردم. اطراف دره ها، نیروهاى لشکر 16 قزوین مستقر است.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۹

دیشب باران آمده و امروز نیز بارش ادامه دارد. ساعت هفت صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدم. بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان، محافظان، خبرنگاران و نمایندگان مجلس، براى بازدید از جریان بازسازى شهرهاى مخروبه به سوى باختران[= کرمانشاه]، پرواز کردیم. در فرودگاه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۹

[آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهاد سازندگی، با جمعى از مسئولان آموزش جهاد آمدند و گزارش کارهای تحقیقاتى و آموزشى را دادند. لوح تقدیر به آنها دادم و برایشان صحبت کردم. آقاى مختارکلانترى، [فرمانده کمیته های انقلاب اسلامی] آمد. از حرف هاى آقاى [عبدالله]نورى،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۹

نظامى ها خبر دادند که از شنود، خبر گرفته اند، چند نفر از سران بعث عراق کشته شده اند. آقاى دکتر [محمدکریم]شهرزاد، نماینده اصفهان آمد. گزارش سفر به اردن در جمع هیأت بین المجالس را داد و از وضع هیأت انتقاد داشت. دربارة بالا بودن احساسات اسلامى و انقلابى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۹

دیشب هم باران خوبى باریده است. ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. ساعت نُه صبح [آقای عبدالله نوری]، وزیرکشور آمد. دربارة ادغام نیروهاى انتظامى، انتخابات و استانداران جدید و همچنین مسایل عراق صحبت شد. او در مورد صحت گزارش هاى سپاه از داخل عراق، اظهار تردید

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رفتم. باران خفیفى در شهر و برف خفیفى در شمیران مى بارید. [آقای حسین کمالی]، وزیرکار و اموراجتماعی، به اتفاق معاونان آمدند. گزارش وضع تعاونى هاى تولیدى، خدماتى،آموزش فنی و حرفه اى و همچنین بنیاد امور مهاجرین[جنگ تحمیلی] را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۹

ساعت ده ونیم صبح، براى اقامه جمعه، به دانشگاه تهران رفتم. خطبه دوم، دربارة مسایل منطقه و عراق و کویت و اهمیت منطقه و قیام مردم عراق بود که یک جمله آن، مورد توجه محافل سیاسى جهان قرار گرفته است . اینکه از بعث عراق خواستم که مردم را با سرکوب جواب ندهد و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفتر رسیدم. کارهاى عقب مانده زیاد بود که تا ساعت نُه تمام شد. خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم. دکتر [مجید]عباسپور، [مشاور فنی رییس جمهور] همراه با مدیران پدافند ش . م . ر [= شیمیایی، میکروبی و رادیو اکتیو]آمدند و گزارش پیشرفت کار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۹

در گزارش ها، مسأله قیام مردم عراق در رأس است. دولت هاى غربى بى تفاوت برخورد مى کنند، ولى در رسانه ها، اظهار نگرانى از ایجاد حکومت اسلامى به سبک ایران در عراق دامن زده مى شود و ایران را با حدس و گمان، پشت جریان معرفى مى کنند. ساعت هفت و نیم صبح، براى شرکت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح، براى معرفى آقاى دکتر [رضا]ملک زاده، وزیر بهداشت، به مجلس رفتم. صحبت کوتاهى کردم و بیرون آمدم. مراجعه نمایندگان براى کارها زیاد بود و جز یک مخالف، کسى در مخالفت صحبت نکرد و رأى اعتماد خوبى آورد. مجلسی ها، از استیضاح شان خیرى ندیدند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۹

دکتر [رضا]ملک زاده، [سرپرست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]آمد. دربارة مطالبى که فردا مى خواهد در مجلس بگوید، مشورت کرد و برنامه خود را گفت. آقاى [ابوالفضل]توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور اصناف]آمد. از کم توجهى به مشاوران گله داشت و خواستار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۹

دیشب، قطعنامه جدیدى در شوراى امنیت سازمان ملل تصویب شده که کار عراق را مشکل تر کرده است. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. در اثر تراکم خودروها در مسیر معطل شدیم؛ معمولاً نیم ساعت بین خانه و دفتر طى مى شود و امروز سه ربع ساعت کشید. آقاى [محسن]رضایى اطلاع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۹

امروز، نیمه شعبان، تعطیل است . در خانه بودم. وقت به مطالعه و استراحت و قدم زدن در حیاط خانه گذشت. آیت الله خامنه اى، در سخنان امروز خودشان، به شدت به آمریکا و صدام حمله کرده اند. در تبلیغات غربى ها، خبرهاى گوناگون از شورش در بصره خبر مى دهند. شب،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۹

در منزل بودم. وقت به مطالعه و استراحت و پیاده روى در حیاط منزل گذشت. اول شب آقای تورگوت اوزال از ترکیه تلفن کرد و دربارة آینده عراق و شخص صدام، نظر ما را خواست؛ نظر صریحى ندادم و سئوال را به خودش برگرداندم. گفت، آمریکایی ها صدام را تحمل نمى کنند و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفتر رسیدم. مسایل جهانى از جنگ، به سوى آینده منطقه مى رود و ذلت و خفت عراق مشهود است. آقاى [عباس]شیبانى، [نماینده تهران]آمد. براى بیمارستان ها استمداد کرد و گفت وضع دکتر [رضا]ملک زاده در مجلس بد نیست. عقد ازدواج یکى از آزادگان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۹

در گزارش ها شکست و رسوایى عراق و بهانه جویى آمریکایی ها براى ادامه جنگ و تصرف جنوب عراق، با وجود اینکه ارتش عراق از کویت بیرون رفته است، جلب نظر مى کند. آقاى دکتر حبیبى[معاون اول رییس جمهور] براى امور جارى آمد. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۹

خبر اعلان عقب نشینى عراق از کویت، همه را بهت زده کرده است. تصور نمى شد به این آسانى و زودى از پاى درآید. فکر مى شد نقطه ضعف چند ملیتى ها در جنگ زمینى باشد که برعکس درآمد. بدتر اینکه متحدین، اعلان عراق را نپذیرفتند. اول گفتند که شخص صدام بگوید و پس از آنکه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۹

اخبار ضدو نقیض از جنگ زمینى عراق و متحدین مى رسد. عراق مدعى دفع حملات و آنها مدعى پیشروى اند. ساعت نُه صبح، [آقای یحیی محمدزاده]، استاندار ایلام آمد. نیازهاى استان را گفت و استمداد کرد. آقایان [علی اکبر]ناطق نوری و [محمدرضا] باهنر آمدند و راجع به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۹

ساعت شش صبح با زنگ آقاى [سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]، از نیویورک بیدار شدم. خبر داد که حمله زمینى متحدین به عراق آغاز شده ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها نیروهاى متحدین خبر شکستن خطوط دفاعى عراق را دادند. [آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۹

نزدیک ساعت نُه صبح به دفترم رسیدم. به خاطر برف در راه معطل شدم. مدیران صداوسیما آمدند. اخوى محمد، [رییس سازمان صدا وسیما]،گزارش داد و من برایشان مفصل صحبت نمودم . [آقای یتنگ فوچگ]، معاون وزارت امورخارجه چین آمد. پیام [آقای شان کان]، رییس جمهور چین

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۹

از دیشب تا امروز عصر، بارش برف داشتیم. در اخبار صبح، خبر پذیرش طرح شوروى از سوى عراق در صدر اخبار است و خبر مهمى است. عراق بدون قید و شرط از کویت بیرون مى رود. [میخائیل]گورباچف، [رهبر شوروی] با [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا]، سى وپنج دقیقه در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۹

از دیشب تا امروز عصر، باران خفیفى مى بارید. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها، خبر از نزدیک شدن جنگ زمینى مى دهد. دکتر [عباس]شیبانى، [نماینده تهران]آمد؛ حرف مهمى نداشت. آقاى مرشد زاده، سفیر ایران در مالزى آمد. از پیشرفت روابط راضى است و از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۹

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. پیامى از طرف [آقای هلموت کُهل]، رییس جمهور آلمان رسید که به عراقى ها اطلاع دهیم اگر خروج از کویت را صریحاً و بى شرط نپذیرند، به زودى حمله زمینى آغاز مى شود. به دنبال آن از طرف [آقای فرانسوا میتران]، رییس جمهور فرانسه هم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۹

صبح زود همراه محسن و یاسر، براى بازدید از صنایع نظامى رفتیم. [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع آمد و از منزل، در ماشین من سوار شد که در راه توضیح بدهد. از جاده اتوبان اختصاصى که وزارت دفاع، بین صنایع نظامى پاسداران و پارچین در حال احداث دارد، عبور کردیم؛ جادة

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۹

نزدیک نُه صبح به دفترم رسیدم. [آقای مصطفی مرسلی]، نماینده ابهرآمد و تقاضایى براى عمران حوزه انتخابیه اش داد. آقای [علی]آقامحمدى، نماینده همدان [و عضو کمیته بررسی مسایل عراق]آمد. دربارة سیاست برخورد با معارضین عراقى بحث شد. تصمیماتى در جهت حفظ و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، تصریح نماینده عراق به اینکه منظور از بیانیه، خروج بدون شرط از کویت است، مورد توجه قرار گرفته و عقب نشینى از مواضع قبلى با ضعف تلقی شده است . ساعت نُه صبح، هنرمندان تئاتر آمدند و گزارش کار دادند. برایشان صحبت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۹

مسأله تغییر موضع عراق در ارتباط با خروج از کویت، همه مسایل دیگر را تحت الشعاع گرفته است. دیروز عصر، ساعت چهار بعداز ظهر، تلویزیون با قطع برنامة نمایش فیلم، این خبر را به عنوان «خبر مهم» پخش کرد. ساعت سه و نیم، اعلامیه شوراى فرماندهى عراق منتشر شده و گفته

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۹

در اخبار مسالة مهمى نبود. مقدارى در ساحل دریا پیاده روى نمودم. صبحانه را همان جا خوردم و مجدداً پیاده روى کردم. فاطى از من و فرزندش على فیلم گرفت. به مار کوچکى در ساحل برخوردیم. مدیران [سازمان عمران]کیش آمدند. با آنها راجع به برنامه و سیاست هاى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۹

در اخبار و گزارش ها، انهدام یک پناهگاه در بغداد و آسیب دیدن جمع زیادى از مردم غیر نظامى، هنوز سایر مطالب را تحت الشعاع قرار داده است. مقدارى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه ام را همان جا، تنهایى خوردم. با هلی کوپتر به جزیره هندورابى رفتیم و از تأسیسات

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۹

بعداز صبحانه، دسته جمعى کمى در ساحل قدم زدیم. گزارش ها را خواندم. با هلی کوپتر به جزیره فارور رفتیم. از کیش، گروهى براى شروع عمران آن جزیره رفته اند. طرح انتقال و اسکان معتادان[مصوب ستاد مبارزه با مواد مخدر] که قرار بود در جزیره هندورابى باشند، به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۹

دیشب و امروز برف مى بارید. هوا سردتر شده. ساعت هشت و نیم صبح، همراه عفت، مهدى، فرشته، یاسر و محسن به فرودگاه رفتیم. یاسر مى خواست همراه دوستانش به اصفهان برود؛ گفتم با ما بیاید. حدود ساعت ده به سوى جزیره کیش پرواز کردیم. ساعت یازده ونیم وارد کیش شدیم. به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۹

در گزارش ها مطلب مهمى نیست. تا ساعت ده صبح مطالعه مى کردم. همراه اعضای خانواده به میدان آزادى رفتیم. خواستیم در بین راه در راهپیمایى شرکت کنیم که نشد. اجتماع عظیمى بود. شرکت مردم در راهپیمایى خوب است. سخنرانى کوتاهى نمودم . به خانه برگشتیم. فاطى و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده را تا نُه صبح انجام دادم. سفیران و کارداران خارجى، به مناسبت دهه فجر آمدند. سفیر اسپانیا به عنوان مُقدم السُفرا ، از سوى آنها تبریک گفت و من هم صحبت مفصلّى، دربارة سیاست خارجی مان و بحران خلیج فارس کردم .

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم، به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى نژادحسینیان[وزیر صنایع سنگین]آمد و گزارش سفر به آلمان داد. آلمان ها به طور اصولى با تکمیل نیروگاه بوشهر موافقند. دربارة تولید خودروی بنز و خودرو هاى دیگر، توافقاتى داشته اند. اجازه گرفت که پژوهاى تولیدى را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هفت به فرودگاه مهرآباد رسیدم و بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان و محافظان به سوى زاهدان حرکت کردیم. ساعت نُه صبح به زاهدان رسیدیم. باران شدیدى مى بارید. چهار هواپیماى ایلوشین عراقى، در گوشه اى از فرودگاه زاهدان به چشم مى خورد. بلافاصله با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به هتل استقلال رفتیم و در جشنواره خوارزمى شرکت کردیم. گزارش شنیدیم، جوایز مخترعان و مبتکران را دادم و صحبت کوتاهى نمودم و سپس به دفترم رفتم. [آقای احمدآلپ تموچین]، وزیر امورخارجه ترکیه آمد . دربارة اوضاع منطقه و جنگ و آینده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، توجه زیادى از رسانه ها و دولت ها نسبت به اظهارات من در خصوص میانجیگرى براى صلح وجود دارد و نوعاً مثبت است. [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا] هم برخورد بدى نکرده. تا نُه صبح، کارها انجام شد. خبر رسید که باز دیروز

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۹

[آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى و معاون تحقیقاتى اش آمدند. اجازه خواستند از متخصصان و محققان بین المللى براى اصلاح [بذر]گندم استفاده کنند. گزارش سفر به کوبا را دادند. در مورد پیشرفت به زراعى اراضى آبى و آبیارى تحت فشار هم گزارش دادند. خانم دکتر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۹

اول وقت براى شرکت در سمینار حقوق زن به صداوسیما رفتم. ضمناً از محل درحال ساخت سالن کنفرانس ها و محل جدید ادارى صداوسیما بازدید کردم؛ جالب است. سخنرانى کوتاهى در افتتاح سمینار ایراد کردم . ساعت نُه ونیم صبح به دفترم رسیدم. صبحانه خوردم. در جلسه مصاحبه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۹

سفیر ایران در نیکاراگوئه آمد. گزارش وضع آنجا را داد؛ پس از شکست کمونیست ها رو به بهبود مى رود، ولى مشکلات جدى دارند. خوشحال بود که از آنها راجع به بدهى 50میلیون دلارى به ایران سند گرفته است. در مورد درخواست دولت هاى دیگر کشورهای آمریکاى مرکزى، براى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. نزدیک ساعت نُه صبح، دکتر ولایتى آمد و گزارش مذاکرات با عراقى ها، یمنى ها و الجزایرى ها را داد. [آقای احمد غزالی]، وزیر امورخارجه الجزایر آمد . دربارة ضرورت تحرک براى آتش بس گفت و از عدم انعطاف عراق، در مورد خروج از کویت شاکى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۹

ساعت پنج صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بعد از نماز صبح و استماع اخبار، گزارش ها را مطالعه کردم. از گزارش ها برمى آید که عراقى ها از خفجى بیرون رانده شده اند؛ اگر این خبر درست باشد، تفسیرش این است که در نیروی زمینى هم، عراق مشکل دارد. بعد از صرف

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۹

صبح زود، در هوای دلپذیر سد لتیان، بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. گزارش ها را خواندم. جنگ خفجی[عربستان سعودی] و تصرف این منطقه توسط عراق، مسأله مهمى شده است. اگر بتواند آن را نگه دارد، علامت بدى براى نیروهاى متحدین خواهد بود. عراق مدعى است، از آمریکایى ها اسیر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۹

ساعت نُه و نیم صبح، همراه عفت و محافظان، براى استراحت در سه روز تعطیلی، به محل سد لَتیان رفتیم؛ هواى خوبى دارد. آب سد در اثر خشکسالى، خیلى پایین رفته است؛ اگر جبران نشود، تهران در تابستان مشکل آب خواهد داشت. نزدیک ظهر، محسن، فائزه و بچه هایشان، حمید

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۹

در گزارش ها، مسأله آمدن هواپیماهاى نظامى و غیرنظامى عراق به ایران مورد توجه و تفسیرهاى گوناگون است؛ حدس ها خیلى دور از واقعیت نیست، گرچه ابهام زیادى براى ناظران دارد. آنها نمى خواهند ایران را ناراحت کنند و در عین حال نگرانى هم دارند. آقاى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۹

مسأله آلوده شدن محیط زیست خلیج فارس، به خاطر ورود مقدار زیادی نفت به دریا و همچنین موج هواپیماهاى عراقى که به سوى ایران سرازیر است و نیز نگرانى غرب از عدم بى طرفى ایران، مورد توجه رسانه هاست. گفتم وزارت امورخارجه بر بى طرفى تأکید کند. [آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هفت از خانه بیرون رفتم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى[علی اکبر] ناطق نورى، [نماینده تهران]آمد. دربارة انتخابات مجلس آینده مطالبى داشت و براى سفر به خارج و مذاکره با دانشجویان مشورت کرد. قرار بود با روزنامه [انگلیسی زبان] کیهان بین المللى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۹

آقاى [اصغر]ابراهیمى، مدیرعامل مترو آمد. گزارش پیشرفت کار را داد و نیازها را گفت. آقاى سیفیان آمد. از دانشگاه ها گفت و از عدم اعزام دانشجو به آمریکا شکایت داشت که به عقیده او، از تحریف غلط وصیت نامه امام ناشى شده و معتقد است وصیت امام مربوط به نیروهاى مسلح

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۹

تا ساعت ده ونیم صبح، براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. خطبه ها طولانى شد و قسمت عمده آن دربارة شرایط جنگ جارى در منطقه بود . عفت، فاطى و محسن به آبعلى رفتند و یاسر دنبال کارش بود. من و مهدى و فرشته، ناهار و شام در خانه با هم بودیم. در گزارش ها، ادامه جنگ

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۹

آقایان دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] و دکتر [علی اکبر]ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمدند و نتیجه مذاکرات با هیأت سورى را توضیح دادند. سپس با هیأت سورى، [به سرپرستی آقای عبدالحلیم خدّام، معاون رییس جمهور سوریه] ملاقات کردیم. آنها از انهدام

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۹

دیشب عراق باز توانست به تل آویو و ریاض، موشک بزند و پدافند هاى آمریکایی ها هم کارى از پیش نبرده اند؛ به نظر مى رسد جنگ طولانى تر از آن چیزى است که آمریکایی ها خیال مى کردند. به همین دلیل قیمت نفت رو به فزونى گذشته است. در چند روز گذشته، با تبلیغات،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۹

آقاى [اکبر]ترکان، [وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح] و معاونان آمدند؛ توضیح وضع کار را دادند و براى رفع کمبود پول صندوق بازنشستگى ارتش استمداد کردند.آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو] و معاونان آمدند. وضع آبرسانى کشور و نیازها و کمبودها و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۹

در گزارش‌ها، تشديد جنگ و پرتاب موشك‌هاى عراق به رياض و ظَهران، [واقع در عربستان سعودي]آمده است. خانم دكتر[شفيقه]حبيبى ‌ آمد. گزارش سفر به آلمان، جهت تهية تجهيزات پزشكى هلال‌احمر را داد و براى تأسيس‌كارخانه ساخت سرنگ استمداد كرد. آقاى [مجيد]قاسمى،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، مسأله مهمى غیر از تصاعد عملیات در جنگ نبود. رؤساى دانشگاه هاى علوم پزشکى و معاونان و مدیران وزارت بهداشت همراه با دکتر [رضا]ملک زاده، سرپرست جدید، آمدند. از رفتن دکتر [ایرج]فاضل، اظهار اندوه و از نصب ملک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم، به دفترم رسیدم. در اخبار و گزارش ها، تلاش آمریکا براى جاانداختن اینکه جنگ به سرعت تمام نمى شود و جلوگیرى از دخالت اسرائیل در جنگ که ممکن است در جواب موشک پرانى عراق وارد شود، متمرکز شده است. روز اول، اخبار به گونه اى پخش شد که به نظر مى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۹

پیش از طلوع فجر، با زنگ تلفن بیدارم کردند. خبر دادند که عراق با موشک به اسرائیل حمله کرده است. بلافاصله آقاى [سیدکمال]خرازى از نیویورک زنگ زد و گفت از ترکیه هم به عراق حمله شده و در ملاقات با آقای خاویر پرز دکوئیار، [دبیرکل سازمان ملل] هم، او گفته طرحى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۹

ساعت سه و نیم بامداد، با زنگ تلفن بیدارم کردند. آقاى [سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]، از نیویورک، خبر شروع حمله نیروهاى متحدین به عراق، در ساعت دو و نیم بامداد به وقت بغداد را داد؛ دیگر نخوابیدم. عفت هم بیدار شد. مرتب از دفتر و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۹

نزدیک ساعت شش صبح بیدار شدم. به خاطر نزدیک شدن به زمان سرآمدن مهلت عراق، به گزارش ها و اخبار بخش فارسى رادیو [بی بی سی]انگلیس و صدای آمریکا گوش دادم. با اینکه التهاب بالاست، پس از رسیدن موعد، اعلان جنگ نشد و اظهاراتى هم که احتمال سازش بدهد، مطرح

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۹

به دفترم رفتم. دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمد. دربارة کمیته [بررسی مسایل]عراق و مسایل منطقه صحبت شد. [آقای حُسنی اولدیدیچ]، وزیر امورخارجه موریتانى به ملاقات آمد؛ حرف مهمى نداشت. تشریفاتى بود. درگذشته موضع خوبى نسبت به ما نداشته اند.[عبدالله نوری]،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در اخبار، شکست مذاکرات آقای دکوئیار، [دبیرکل سازمان ملل] با صدام[حسین، رییس جمهور عراق] در بغداد، جلب توجه مى کند و جنگ را در افق نشان مى دهد. آقاى [سیدمحمد]اصغرى، نماینده تهران و مدیرمسئول روزنامه کیهان آمد. از کم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم. در گزارش ها، همه امیدها به سفر [آقای خاویر پرز دکوئیار]، دبیرکل سازمان ملل به عراق، براى جلوگیرى از جنگ است. آقاى [جواد]اژه اى، [مشاور فرهنگی رییس جمهور]آمد. گزارش سفر به اروپا براى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۹

در گزارش ها، علایم تهیه مقدمات براى جنگ، فراوان به چشم مى خورد. نزدیک ساعت نُه صبح به دفترم رسیدم. دکتر [حسن]روحانى، براى دستور کار شورای عالى امنیت ملی آمد. از ساعت نُه ونیم صبح تا دوازده ونیم ظهر، جلسه شورای اقتصاد داشتیم. بحث دربارة قیمت جدید ارز

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۹

وقت اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. به اخبار رادیو بى بى سى و صدای آمریکا گوش دادم؛ شکست مذاکرات ژنو، خطر جنگ [در منطقه خلیج فارس]را بالا برده است. قیمت سهام در بورس ها پایین آمده و قیمت نفت و طلا بالا رفته است. تا ساعت نُه صبح، کارهاى عقب مانده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۹

صبحانه را با والده و همشیره طاهره و عفت خوردیم و احوالپرسى نمودیم. به دفترم رفتم. در گزارش ها، التهابى در محافل ناظران جهانى دیده مى شود؛ به خصوص نتایج ملاقات امروز وزیران امورخارجه آمریکا و عراق در ژنو؛ خود من هم با علاقه دنبال مى کنم. چهار ملاقات

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۹

صبح زود به دفترم رفتم. قبل از ساعت نُه صبح، دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى مشورت در مورد مذاکره با عزت ابراهیم، [معاون صدام حسین و] نایب رییس شوراى انقلاب عراق آمد؛ قرار است امروز به تهران بیاید. معمولاً قبل از ساعت نُه صبح، ملاقاتى نمى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۹

[آقایان محمدحسین انزابی، هاشم هاشم زاده هریسی، سیدحسین موسوی تبریزی، حمید چیت چیان، محمدعلی سبحان اللهی و سید مهدی حسینی]، نمایندگان تبریز آمدند. براى نیازهاى آب تبریز[= طرح انتقال آب از زرینه رود] و تربیت معلم استمداد کردند. [آقای احمدعلی نظری پور]،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارهاى مانده انجام شد.آقاى [علی]رازینى، رییس دادگاه ویژه روحانیت آمد. گفت، دیروز به آقاى [سید علی اکبر] محتشمى، [مدیرمسئول ماهنامه بیان] در ارتباط با نوشته هاى اخیر مجله بیان تذکر داده است . درباره

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۹

ساعت نُه صبح به دانشگاه تهران رفتیم. کنگره دوم بازسازى را با سخنرانى افتتاح کردم. به دفترم رفتم و تا ساعت یازده، کارها را انجام دادم. آقاى [سید یحیی]جعفرى، امام جمعه کرمان آمد. براى تأمین امنیت استان و اصلاح مقررات عوارض اخیر ، استمداد کرد و از اختلاف

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۹

در خانه بودم. کار زیادى نداشتم. وقت به استراحت گذشت. ظهر، بچه ها غیر از فاطى، جمع بودند. دست فائزه، هنگام ورزش آسیب دیده است. بحث بر سر این بود که استخوان شکسته و یا فقط مو برداشته؛ به هر حال آسیب دیده و گچ گرفته اند. عصر آقاى طباطبایى، مسئول صنایع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۹

نزدیک ساعت نُه صبح، به دفترم رسیدم. گزارش ها را دیدم؛ به نظر مى رسد بحران خلیج فارس رو به وسعت است و طبل جنگ به گوش مى رسد. [آقای عبدالحسین وهاجی]، وزیر بازرگانى با معاونانش آمدند. گزارش تنظیم برنامه چاپ و توزیع کوپن ها را دادند. با نظم جدید، جلوی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۹

پس از نماز صبح، تا ساعت نُه،کارهاى عقب مانده دیروز را انجام دادم. آقاى [محسن]رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان] و معاونانش آمدند. گزارش کار بنیاد را دادند و براى نیازهاى ارزى استمداد نمودند. آقاى [احمد] سالک، [سرپرست کمیته بررسی مسایل

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۹

آقاى [علیرضا]مشایخى، مسئول سازمان تعزیرات حکومتی آمد. دربارة آینده بازرسى ها و افراد تحت مسئولیت خود نظرخواهى کرد. اخیراً تصویب شد که سازمان تعزیرات، به دستگاه قضایى برگردد؛ گفتم در بازرسى هاى دیگر خدمت کنند. خواست که دایره نظارت بر معاملات خارجى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. مطابق معمول عفت از اینکه خیلى زود از خانه بیرون مى روم، اظهار نارضایتى مى کند. کارها انجام شد. مدیران سازمان ثبت اسناد و املاک آمدند. آقاى [سیدرضا]زواره اى، گزارش کار داد و من صحبت کردم . آقاى [محی الدین]فاضل هرندى آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده از دیروز را تا ساعت نُه صبح انجام دادم. در گزارش ها، مسأله بحران خلیج فارس، رو به تشدید دیده می شود. آقاى مختار کلانترى فرمانده کمیته[های انقلاب اسلامی]آمد. از طرح آقاى [عبدالله]نورى، وزیرکشور، براى ادغام نیروهای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۹

آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و [معاون ایشان، مسعود]نیلى آمدند. راجع به واگذارى کارخانجات دولتى و حذف تدریجى سوبسید[= یارانه]، پیشنهادهایى ارائه دادند. آقاى [علی اکبر]آشتیانى، نماینده رهبرى در ژاندارمرى آمد. براى معالجه خود

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۹

عفت ساعت دوازده دیشب از سفر آمد. تا ساعت ده ونیم، براى خطبه ها مطالعه کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم. هوا خیلى سرد بود. خطبه ها را کوتاه ایراد کردم . شب محسن، [رییس دفتر بازرسی رییس جمهور]آمد. گزارش سفر به امارات را داد. گیاه «هالوفیت» که

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۹

با اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت نُه صبح کار کردم. به دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه] گفتم اظهارات سفیر سابق ژاپن را، مبنى بر اینکه ایران مایل به ایجاد رابطه عادى با آمریکا است، تکذیب نماید. جمعى از روحانیون [اهل سنت]شافعى آمدند. آقاى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۹

آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور جارى و بازسازى آمد و قول گرفت که در کنفرانس بین المللى بازسازى شرکت نمایم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد و گزارش وضع تولید و فروش نفت را داد. گروهى از اعضاى انجمن هاى اسلامى دانشجویان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ دی ۱۳۶۹

دیشب برف سنگینى در تهران به زمین نشسته است و هنوز هم که ساعت هفت و چهل دقیقه صبح است، مى بارد؛ مدارس تهران به همین جهت تعطیل اعلان شده است. در راه دفتر، به خاطر برف و بندآمدن خیابان یاسر، به خاطر گیرکردن بولدوزر برف روب، مدتى معطل شدیم. ساعت هشت به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. آقاى [محمود]واعظى آمد. گزارش مذاکره با فرانسوى ها درخصوص اختلافات مالى را داد؛ قرار شد با هماهنگى دیگران، مبلغ مورد مصالحه را مشخص کنند. همچنین مقرر شد، براى کمک به مبادله گروگان هاى غربى با زندانیان لبنانى در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۶۹

کشاورزان نمونه آمدند. برایشان صحبت کردم و جوایز را دادم. [آقای سیدامان الله مرتضوی]، رییس شهربانى کل آمد. گزارش وضع شهربانى و برنامه ها را داد؛ از برنامه ادغام نیروهاى انتظامى اظهار رضایت کرد. با [آقای مصطفی معین]، وزیر علوم و معاونان و بعضى از رؤساى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۹

دیشب و امروز مقدارى برف و باران آمد؛ تاکنون دچار خشکسالى هستیم. براى افتتاح کنگره جهانى هزارة شاهنامه فردوسى، به دانشگاه تهران رفتیم؛ مراسم خوب و با شکوهى بود. من هم صحبت کردم و پاى صحبت [آقای فدریکو مایور]، رییس سازمان یونسکو[= سازمان آموزشی ، علمی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آذر ۱۳۶۹

امروز در خانه بودم. براى سخنرانى فردا در کنگره فردوسى مطالعه کردم. کارهاى دفتر را که به خانه آورده بودم، انجام دادم. شب احمدآقا آمد. از برخورد بعضى تندروها در مقابل تصمیمات آیت الله خامنه اى، در صورت ادامه روند قبلى، اظهار نگرانى کرد. [آقای سیدحسین

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آذر ۱۳۶۹

ساعت نُه صبح، تعداد زیادى از وعاظ و ائمه جماعات تهران آمدند. آقاى [علی اکبر]ناطق نورى، [نماینده تهران ]صحبت کوتاهى کرد. روضه خوبى خوانده شد. من مفصلاً براى آنها از وضع کشور، سیاست ها، برنامه و مسایل جارى داخلى و منطقه اى صحبت کردم و جواب سئوال هاى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم. التهاب بحران خلیج فارس برجا است. جامعه اقتصادى اروپا گفته است که پیش از مذاکره عراق با آمریکا، حاضر نیست با عراق مذاکره کند. آقاى [حسن]شفتى، مدیرعامل[شرکت] هما [= هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران]آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۶۹

ساعت پنج ونیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا نُه صبح کار کردم. ساعت نُه آقاى [غلامحسین]جمى، [امام جمعه آبادان]آمد. اوضاع آبادان و نیازها را گفت و استمداد کرد. مبلغ یک میلیون تومان، براى کمک به نیازمندان جنگ زده دادم؛ على رغم پذیرفته نشدن[توسط

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آذر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ملاقات ها بیشتر با نمایندگان مجلس بود. آقاى دکتر [محمدکریم]شهرزاد، نماینده اصفهان آمد. از تندروها و از وزارت آموزش و پرورش انتقاد داشت. آقاى [سیدرضا]اکرمى، نماینده سمنان آمد. براى آب و صنایع سمنان و همچنین براى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رفتم. آقاى [عبدالله]نورى، وزیر کشور آمد. دربارة انتخابات شوراها و انتخابات مجلس خبرگان، منطقه آزاد چابهار و فرماندهى نیروى انتظامى مذاکره شد. آقاى [ابوالفضل]توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور اصناف] آمد. از کارهاى تند [آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آذر ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، اعضاى سازمان اعتبارى دانشگاه(مات)آمدند؛ این سازمان قبل از انقلاب، به منظور کمک و دادن وام به دانشجویان، تحت ریاست رییس دولت تشکیل شده است که بعد از انقلاب فعال نبوده است. شرح امکانات، سرمایه، برنامه، اهداف و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آذر ۱۳۶۹

ساعت نُه و نیم صبح، براى ملاقات و دور دوم مذاکره با آقای[شاذلی]بن جدید، به دفترم رفتم. ایشان به زیارت مرقد امام رفته بود. ساعت ده ونیم آمد. تا ظهر مذاکره کردیم بیشتر مطالب تکرارى بود. براى اقامه [نماز]جمعه در دانشگاه تهران رفتند و من در دفترم نماز

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آذر ۱۳۶۹

از منزل به اقامتگاه سعدآباد رفتم و همراه [آقای عمرالبشیر]، رییس شوراى انقلاب سودان به فرودگاه رفتیم. در راه مذاکرات خصوصى تر انجام شد. گفت مى خواهد چند روز دیگر به عراق برود و خواست که اگر مطلبى براى صدام داریم، بگویم. گفتم به خاطر ناتمام ماندن مسأله

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آذر ۱۳۶۹

جمعى از شخصیت هاى اسلامى از لیبى، ترکیه، الجزایر، سنگال، اردن و فلسطین، براى مسأله عراق و کویت و پیدا کردن راه حل صلح آمیز و در حقیقت براى نجات صدام آمدند . گفتم راه حل منطقى این است که صدام، بدون شرط از کویت بیرون برود. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آذر ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. مهمانان سودانى آمدند؛ ابتدا جلسه خصوصى با حضور وزراى امورخارجه دو کشور و معاون اول داشتیم. بحث دربارة عراق و کویت بود. مدعى بودند که عراقى ها آماده عقب نشینى هستند، به شرط اطمینان از عدم مزاحمت آمریکا و ختم محاصره و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آذر ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. اطلاع دادند که مجلس، به خاطر ناراحتى از نظریة شوراى نگهبان در مورد مخالفت با بودجه ارزى و خلاف شرع و قانون اساسى دانستن کاهش اعتبار صداوسیما، جلسه خصوصى گذاشته است. معلوم شد تصمیم گرفته اند بودجه بدون بخش ارزى را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. تا ساعت نُه ونیم صبح، پیش نویس سخنرانى تهیه شده را اصلاح کردم. آقاى [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]آمد. با هم به مجلس رفتیم. سخنرانى حدود دو ساعت طول کشید . نمایندگان را تحت تأثیر قرار داد. آقاى کروبى،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آذر ۱۳۶۹

صبح زود به دفتر رفتم. قسمتى از نطق، براى هنگام تقدیم بودجه سال 70 به مجلس، که از سوى سازمان برنامه و بودجه تهیه شده است، بررسى کردم. آقاى دکتر هاشمى[گلپایگانی]، براى دستور شورای عالى انقلاب فرهنگى آمد. براى سالگرد شورای عالى انقلاب فرهنگى، مصاحبه اى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آذر ۱۳۶۹

امروز در خانه بودم. گزارش ها را خواندم و استراحت کردم. از ظهر تا شب، جمعى از بستگان آمدند. معمولاً عصرهاى جمعه مى آیند. گاهی نامه هایى از افراد دیگر مى آورند و تقاضای کمک یا شکایت یا پیشنهاد دارند. آقاى [عبدالمجید]معادیخواه، براى مسایل بنیاد تاریخ آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۶۹

صبح زود به دفترم رفتم. فیلمبرداران مقدارى از وقتم را براى مصاحبه، فیلمبردارى از اتاق خواب و کتابخانه ام گرفتند. مسئولان ستادهاى آزادگان سراسر کشور آمدند؛ توصیه هایى براى امور آزادگان نمودم . آقاى[محمدعلی]انصارى، مسئول مرقد امام آمد. گزارش عملکرد کارهاى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. آقایان [حمید]میرزاده، [عیسی]کلانترى و دکتر اکبرزاده آمدند. درباره کارهاى تحقیقاتى شیمیایى و سم سازى، بودجه خواستند. به دفتر رهبرى رفتم. همه نمایندگان مجلس و سران قوا با دولت و قوه قضائیه و شخصیت هاى کشور را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آذر ۱۳۶۹

اول وقت به کارخانه ایران خودرو رفتیم و تا ساعت دو بعد از ظهر آنجا بودیم . توضیحات مدیرعامل را شنیدم و از خطوط تولید ماشین هاى پیکان، پژو 405 و اتوبوس و مینى بوس بازدید کردم. به مناسبت راه اندازى خط تولید پژو، یک دستگاه پژو 405 آوردند؛ خودم سوار شدم و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آذر ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح، بقیه کارهاى دیروز انجام شد. [آقای سیدحسین مرعشی]، استاندار کرمان آمد. گزارش سفر به آلمان را داد؛ براى دیدن صنایع الکترونیک زیمنس رفته بودند که انتقال تکنولوژی برای ساخت کنند. مى گوید مبلغ یک میلیارد دلار ارز صادراتى استان را براى این

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آذر ۱۳۶۹

ساعت نُه صبح، از منزل به کتابخانه ملى، [واقع در خیابان سی تیر] رفتیم. [آقای محمد رجبی]، مدیرکتابخانه توضیحات داد. از مخازن کتب و نشریات بازدید کردیم. ساختمان قدیمى و نامناسب است و ظرفیت این همه کتاب را ندارد. حدود 200 هزار جلد در اینجا و 300 هزار جلد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، خبر دعوت [جرج]بوش، [رییس جمهور آمریکا] از [طارق عزیز]، وزیر امورخارجه عراق، براى سفر به آمریکا جهت مذاکره براى اجراى قطعنامه[شورای امنیت سازمان ملل]، از موضع قدرت و قبول عراق، درصدر است. این خبر باعث

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آذر ۱۳۶۹

تا ساعت ده و نیم صبح براى خطبه ها مطالعه کردم. در گزارش ها، خبر تصویب قطعنامه شوراى امنیت[سازمان ملل]آمد: دادن یک ماه ونیم دیگر مهلت به عراق و سپس اجازة توسل به زور براى بیرون راندن آن از کویت. نمازجمعه را در دانشگاه[تهران] اقامه کردم . ناهار بچه ها جمع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح در دفترم بودم. ساعت هشت به جلسه هیأت دولت رفتم. بررسى تبصره هاى بودجه در دستور بود؛ جلسة فوق العاده گذاشته ایم. براى ملاقات فرماندهان نیروى دریایى ارتش، به دفترم برگشتم. آقاى [علی]شمخانى، [فرمانده نیروی دریایی]، دربارة برنامه هاى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آذر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. کارها انجام شد. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. دربارة طرح در دست اجراى راه آهن بافق- بندرعباس گفت؛ تأکید کردم که به صورت ضربتى انجام شود. خواستم که طرح جاده تهران – چالوس[= اتوبان شمال]، آماده شود که سپاه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آذر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. هیأت نظامى کره شمالى، [به سرپرستی آقای اجین اُو، وزیر نیروهای مسلح] آمد. براى دادن تکنیک ساخت سلاح هاى پیشرفته اظهار آمادگى کردند؛ در مقابل خواستار نفت نسیه شدند. گفت شوروى تاکنون سالانه حدود یک و نیم میلیون تن نفت، به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى کارهاى بازسازى و مصارف ارزى آمد. آقایان [محمد]غرضى، [وزیر پست و تلگراف و تلفن] و [مجید]ملکى تبار، [مدیرعامل شرکت پست] آمدند. گزارش عملکرد شرکت پست را دادند و براى جلوگیرى از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح، براى شرکت در مراسم افتتاح هفته بسیج، به ورزشگاه شهیدشیرودى رفتم؛ اجتماع پرشورى بود. برایشان سخنرانى کردم . به دفترم رفتم. آزادگان جدیدالورود - افرادى که در دادگاه هاى عراقى محکوم شده بودند و با توافق اخیر آزاد شده اند - آمدند. قرآن و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آذر ۱۳۶۹

در منزل بودم. وقت با استراحت و مطالعه تاریخ معاصر و همچنین ملاقات با بستگان گذشت. از دفترم خبر دادند، هواپیماى حامل ژنرال نجیب الله، رییس جمهور افغانستان که از فضاى ایران عبور مى کند، دچار نقص فنى شده و اجازه مى خواهد که در فرودگاه فرود آید؛ موافقت کردم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارهاى مانده انجام شد. [آقای علی دانش منفرد]، استاندار فارس آمد. گزارش وضع استان را داد. از تنازع دو جریان در مجلس انتقادکرد و پیشنهاد سفر من به فارس را داشت. بازرسى و نظارت بیشتر مرکز بر استان ها را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آبان ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. جمعى از بسیجیان نمونه ادارات آمدند. برایشان به مناسبت هفته بسیج سخنرانى کردم ؛ هنوز پرشورند. [آقای سراج الدین کازرونی]، وزیر مسکن و شهرسازی آمد. دربارة برنامه اجرایى ساخت 500 هزار مسکن در برنامه [پنجساله اول]،گفت که

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آبان ۱۳۶۹

[آقای اوزبرس سیلوا]، وزیر زیربنایى برزیل آمد. توضیحاتى دربارة وضع کشورش گرفتم؛ تشابهات زیادى داریم. امکان همکارى فراوان داریم . مهندس[میرحسین]موسوى، [مشاور سیاسی رییس جمهور]، که با جمعى از همفکرانش براى بررسى وضع مناطق زلزله زده رفته بودند، آمدند

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آبان ۱۳۶۹

[آقای فوزی الجاسم]، سفیر جدید کویت، براى تقدیم استوارنامه آمد. با او گرم گرفتم و سئوال هاى زیادى نمودم و دلجویى کردم. آقاى [علیرضا]معیرى، [مشاور بین الملل رییس جمهور] آمد و گزارش سفر به ژاپن و تایلند را دارد. آقاى سراج[الدین موسوی، فرمانده سابق کمیته

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آبان ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در اخبار و گزارش ها، مسایل مهم، مربوط به تغییرات در شوروى و همچنین تحرکات آمریکا براى فشار بیشتر بر عراق بود.آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و [ معاونش، مسعود]نیلى آمدند و کلیات بودجه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آبان ۱۳۶۹

بعد از صبحانه، ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى آمد. آقای محمدرضا بهشتى، [فرزند شهید بهشتی]آمد. دربارة ساخت یادمان مدفن شهداى هفتم تیر، مذاکره و استمداد کرد؛ گفتم با توجه به توقع خانواده هاى سایر شهدا

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آبان ۱۳۶۹

اول وقت با هلی کوپتر، همراه [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور و [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران، وضع شهر تهران را از بالا مشاهده کردیم. طرح ها و مناطق جدید شهر، در شمال، شرق، جنوب و غرب تهران را دیدیم. سپس با اتومبیل، از شهرک ها و مناطقى که بدون

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آبان ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. رؤساى واحدهای دانشگاه آزاد اسلامى آمدند. دکتر جاسبى گزارش داد و من صحبت کردم و جوایز واحدهاى ممتاز را دادم. بسیارى از آنها تقاضاى خودرو براى حمل و نقل دانشگاه داشتند. آقاى رحمانى که از ساحفاجا[= سازمان حفاظت و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آبان ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح کارهاى عقب مانده انجام شد. دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]آمد. از ایذاء رادیکال هاى مجلس گله داشت. براى تعجیل در تصویب طرح تغییر نظام آموزشی استمداد کرد و خواست آقاى [سید محمد]خاتمى، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی]را حمایت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آبان ۱۳۶۹

ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. [آقای لونچار]، وزیر امورخارجه یوگسلاوى و رییس دوره ای جنبش عدم تعهد آمد. دربارة راه هاى حفظ امنیت و رفع بحران خلیج فارس مذاکره شد؛ تحرّکى دارند. از ضعف عملکرد غیرمتعهدها در این مورد و تجاوز عراق به ایران انتقاد کردم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۶۹

مسئولان ایرانشهر آمدند. وضع آنجا را گفتند و پیشنهادهایی براى امنیت و عمران داشتند. امام جمعه و [آقای حمیدالدین ملازهی]، نماینده شهر صحبت کردند.آقایان [میرفخرالدین موسوی]ننه کران و [سیدفرج الله] افرازیده، نمایندگان مجلس آمدند؛ از رادیکال ها شکایت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۶۹

صبح زود بعد از نماز، با حاجیه والده صحبت کردم. به دفترم رفتم. به شهردارى تهران و وزارت کشور، به خاطر گران کردن کرایه تاکسى ها اعتراض کردم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش کار داد و دربارة فروش 75 میلیون بشکه نفت که در اروپا ذخیره کرده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آبان ۱۳۶۹

با خانواده و حاجیه بى بى صبحانه خوردیم. به دفترم رفتم. تا ساعت نُه و ربع کارها را انجام دادم. شورای عالى امنیت ملی جلسه داشت. دربارة امنیت شرق کشور، بحث و تصمیم گیرى کردیم. قرار شد آقاى ولایتى، [وزیر امورخارجه] به عراق برود. گزارش شد که عراق، طرح سران

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۶۹

تا ساعت ده ونیم در خانه مطالعه مى کردم. در حیاط منزل فیلمبردارى و مصاحبه داشتیم. در دانشگاه تهران اقامه جمعه نمودم . ظهر هم از سفرة غذا با جمع بچه ها فیلمبردارى کردند. عصر آقای علیرضا سالارى[از وزارت امورخارجه]آمد و دربارة [سازمان همکاری اقتصادی] اکو،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آبان ۱۳۶۹

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. دکتر[عباس]شیبانى آمد. براى تجهیزات بیمارستان ها و ساخت شهرک دانشگاهى استمداد کرد. دکتر [حسن]حبیبى آمد و گزارش سفر به سوریه را داد. [آقای عبدالله نوری]، وزیرکشور و استانداران گیلان و استان هاى معین آمدند. از آنها به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آبان ۱۳۶۹

تا ساعت نُه ونیم صبح کارها را انجام دادم. وقت ملاقات آقاى[حمید]میرزاده را صرف کارها کردم. او براى رسیدگى به وضع زلزله زدگان جنوب، به منطقه سفر کرده است؛ دیشب زلزله اى با قدرت 6/6 [درجه در مقیاس]ریشتر، بخشى از روستاهاى داراب را [در استان فارس]خراب کرده و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۶۹

[آقای هانس بلیکس]، مدیرکل آژانس بین المللی انرژى اتمی آمد. دربارة خلع سلاح اتمى و نیروگاه بوشهر مذاکره شد . [آقای حسین صادقی]، سفیرمان در کویت آمد. اجازه خواست که همراه هیأت به عربستان برود و با امیر کویت ملاقات نماید. [آقای علی نعمت اللهی]، سفیر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۹

از نماز صبح و صبحانه و وضع زندگى ام در خانه فیلمبردارى شد. مصاحبة کوتاهى هم کردم. به دفترم رفتم. ساعت نُه صبح، آقاى [محمد]مجدآرا، نماینده [بابلسر و]بندپى آمد. از وضع مجلس اظهار ناراحتى کرد و دربارة نحوة برخورد با تندروی بعضى از نمایندگان در مقابل رهبرى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. جمعى از دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر بسیجى به مناسبت 13 آبان [روزدانش آموز]آمدند. سرود خواندند. آقایان [علیرضا]افشار، [فرمانده نیروی مقاومت بسیج] و دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] صحبت کردند. من

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. بخشى از کارهاى عقب مانده را تا ساعت نُه و نیم انجام دادم. مهندس[میرحسین] موسوى، [مشاور سیاسی رییس جمهور] آمد و گزارش سفر به چین را داد. نخست وزیر چین توصیه کرده بود که وضع جارى منطقه به نفع ایران و چین است. او خواسته

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آبان ۱۳۶۹

ساعت پنج صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بعد از نماز صبح، زلزله نسبتاً شدیدى رخ داد؛ صداى مهیبى داشت و درها لرزید. اخبار بخش فارسى رادیو بى بى سى و رادیو صدای آمریکا را گرفتم؛ مطلب مهمى نداشتند. آقاى [علیرضا] تابش، [استاندار گیلان]آمد. گزارشى دربارة

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آبان ۱۳۶۹

ساعت هفت صبح از [اردوگاه] منظریه [واقع در شمال تهران]، با هلی کوپتر به سوى مناطق زلزله زده پرواز کردیم. در روستایى در شمال قزوین، در بخش رودبار شهرستان فرود آمدیم مسئولان استان[گیلان] هم بودند.آن روستا ویران شده بود ودر نزدیکی آن، حدود 80 خانه کوچک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۶۹

ساعت هفت صبح به مهمانسراى دولت در [کاخ]سعدآباد رفتیم. وزارت بهداشت برنامه اى براى چکاپ پزشکی اعضاى هیأت دولت تنظیم کرده بود؛ ضمن اینکه همه را چکاپ کردند، هیأت دولت هم جلسه داشت که تا ساعت یازده و نیم طول کشید. ظهر در دفترم، عقد ازدواج یکى از محافظانم و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آبان ۱۳۶۹

[آقای سید حمید طهایی]، استاندار[سمنان]، نماینده، امام جمعه و شخصیت هاى دامغان آمدند و براى ساخت دانشگاه دامغان و همچنین انتقال آب به سمنان و دامغان استمداد کردند.آقاى[هاشم هاشم زاده]هریسى، نماینده تبریز، همراه فرزندش که پس از ده سال از اسارت برگشته است،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آبان ۱۳۶۹

[آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. گزارش سفر به شوروى و بازدیدها و توافق ها را داد و اهمیت راه آهن بافق- بندرعباس را و لزوم توجه بیشتر به آن طرح را گفت. آقای[مرتضی] محمدخان، رییس کل گمرک آمد. گزارش موفقیت ها و اقدامات اصلاحى را داد و براى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم. آقاى [محمدرضا]یزدان پناه، مدیرعامل سابق[سازمان عمران]کیش آمد. از برخورد آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] با خودش ناراحت است. گفتم دربارة بندرآزاد چابهار بررسى کند و پیشنهاد بیاورد. [آقای غلامحسین کرباسچی]،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آبان ۱۳۶۹

دیشب باران باریده بود. در خانه بودم. وقت به استراحت و به مطالعة مسایل فقهی و تفسیری گذشت. امروز در قم، طلاب و مردم، علیه بعضى از نمایندگان رادیکال مجلس راهپیمایى کردند. آقاى [محمد]یزدى هم در نماز جمعه، به تلخى نمایندگانى را که حرف ولایت فقیه را در مجلس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آبان ۱۳۶۹

آقاى [احمد]آذرى قمى آمد. چندین کسالت دارد. به دکتر [ایرج]فاضل، [وزیر بهداشت] سفارش کردم. دربارة مسایل سیاسى، اقتصادى و ادارى مذاکره شد. آقاى سید محمود هاشمى[شاهرودی]، رییس مجلس اعلاى [انقلاب اسلامی]عراق آمد. پیشنهادى مطرح کرد که مبارزان مسلمان عراقى با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آبان ۱۳۶۹

[آقای ماتارا معیشا]، وزیر امورخارجه کومور آمد . در مورد نفت و تحصیل جوانان و حمایت هاى عمرانى و فرهنگى استمداد کرد ؛ قول مساعدت دادم. آقاى [حمید]میرزاده، براى امور ارزى و بازسازى و کارهاى جارى آمد. آقاى [عباسعلی]وکیلى، [رییس ستاد رسیدگی به امور

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۶۹

آقاى [رضا]امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی]آمد. نمونه یک لیزر ساخت سازمان را آورد و توضیح داد. [آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى آمد و گزارش وضع کشاورزى را داد؛ گفتم که در مورد ایجاد تأسیسات آبیارى قطره ای و بارانى در زابل اقدام کند؛ این کار براى صرفه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۶۹

آقایان [غلامعلی]شهرکى و [امیر] میر، نمایندگان زابل و زاهدان آمدند. از وضع مجلس انتقاد کردند که بى محتوا و همراه با دعوا و نزاع و مشاجره و باندبازى شده است. براى عمران زابل و تقویت شیعه در استان سیستان و بلوچستان استمداد نمودند. آقاى [مرتضی]الویرى، [رییس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۶۹

آقاى [احمد]جنتى، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی]آمد. پیشنهاد کرد در اعلان مراسم روز سیزده آبان پیشدستى شود . آقاى مسیح مهاجرى، [مشاور اجتماعی رییس جمهور]آمد. از آقاى[عبدالله] نورى، وزیرکشور انتقاد داشت. از اختلافات جارى اظهارنگرانى کرد و از من

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى [مصطفی]پورمحمدى از [وزارت]اطلاعات آمد. گزارش اطلاعاتى داد و خواستار استرداد ساختمان هاى اطلاعات شد که در اختیار سپاه و کمیته است. سپس همراهانش و دادستان انقلاب آمدند. گزارش پرونده سفر [رینالدو]گالیندوپل

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۶۹

در منزل بودم. به خاطر خستگى مفرط از معالجه دندان دیشب، نیاز به استراحت داشتم. مقدارى وقت هم به مطالعه بولتن ها گذشت. پیش از ظهر، اخوى احمد با خانواده آمدند. درباره تهیه منزل بحث داشتند؛ گفتم بهتر است در سرچشمه بمانند. شب بستگان دیگر آمدند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مهر ۱۳۶۹

آقاى [جواد]اژه اى، [مشاور فرهنگی رییس جمهور]، براى امور جارى فرهنگى و مسایل دانشجویان خارج از کشور آمد. پیشنهاد داشت که براى رفع اختلافات داخلى اقدام نمایم.آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. گزارش سفر به کشوهای گینه و زامبیا را داد و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۶۹

آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]آمد. گزارش خرابی هاى سیل گیلان و مازندران را داد ؛ خرابى زیاد داشته است. گفتم استانداری ها کمک کنند و براى وعده هاى سفر استان مرکزی، اعتبار ارزى و ریالى گرفت.کمیسیون تعزیرات حکومتى آمدند. گزارش کار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مهر ۱۳۶۹

هیأت غنایى[به سرپرستی آقای کوجو چیکاتا، عضو شورای رهبری غنا]، به ملاقات آمدند و نامه رییس جمهورشان را آوردند. خواستار کمک در تدارک اداره کنفرانس جنبش عدم تعهد هستند. این کنفرانس قرار است امسال در غنا برگزار شود. همچنین خواستار تخفیف در فروش نفت شدند. رییس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه صبح کارهاى عقب مانده را انجام دادم.آقاى [احمد]زمانیان، نماینده نهاوند آمد. ماجراى درگیری هاى مجلس، پس از نطق پیش از دستورش را تعریف کرد و استمداد نمود. آقاى [سیدجلیل]سیدزاده، نماینده باختران[= کرمانشاه]آمد. وضع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۶۹

دیشب راحت خوابیدم. امروز حالم بهتر است. برنامه امروز را که قرار بود براى بازدید از موسسه استاندارد به کرج بروم، لغو کردم. برنامه هاى دیگر امروز را هم براى ادامه معالجه لغو نمودم. به آیت الله خامنه اى هم گفتم جلسه امشب نباشد. عصر براى دیدن آقاى[مهدی]

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۶۹

ناراحتى چشمان و صورتم ادامه داشت؛ برنامه هاى کارى را لغو کردم و در خانه ماندم. با چشمان بسته خوابیدم. فقط چند بار براى قطره ریختن و وضو و نماز و ناهار باز کردم. گزارش ها را آوردند؛ خلاصة آنها را عفت و مهدى برایم خواندند. به اخبار رادیوهاى بیگانه و خودى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۶۹

تا ساعت ده و نیم صبح براى خطبه ها مطالعه مى کردم. آقای[حسین]شیخ الاسلام از وزارت امورخارجه اطلاع داد که رییس جمهور سودان مى خواهد با یک هیأت مفصل نظامى- اقتصادى به ایران بیاید؛ موافقت کردم. نماز و خطبه هاى جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم. به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۶۹

آقایان [بهروز]بوشهرى و [محسن]یحیوى که اخیراً از اسارت آزاد شده اند، آمدند. شرح دستگیرى و دوران اسارت را دادند. با [محمدجواد] تندگویان همراه بوده اند. هنگام اسارت، تمام این مدت را در زندانى در بغداد به سر برده اند؛ حدود ده سال. به وزارت نفت گفتم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مهر ۱۳۶۹

اول وقت از منزل به محل ستاد نیروى دریایى ارتش رفتم. مراسم نظامى، سخنرانى و استماع گزارش و اعطای جوایز به مناسبت پایان تحصیل دورهاى پنجم دافوس نداجا انجام شد. از دافوس بازدید کردم و قول کمک به تکمیل ساختمان ستاد دادم؛ خیلى بزرگ و وسیع است، اما ناتمام.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۶۹

مدیران پست به مناسبت روز جهانى پست آمدند. گزارش دادند و من صحبت کردم . معاون وزارت اطلاعات آمد. راجع به تماس با منابع خارجى و مبادله اطلاعات با سرویس هاى اطلاعاتى کشورهاى دیگر پرسید؛ به طور محدود موافقت کردم. شوراى انرژى اتمى جلسه داشت. قرار شد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۶۹

ساعت نُه صبح در حسینیه جماران، براى مجلس خبرگان و میان دوره اى مجلس رأى دادم و مصاحبه کردم . سپس به خانه رهبرى رفتم و براى شرکت در مراسم عید[میلاد حضرت محمّد(ص)] با هم به حسینیه رفتیم. من صحبت کوتاهى کردم و آیت الله خامنه اى هم صحبت نسبتاً کوتاهى نمودند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۶۹

دکتر [هادی]منافى، [معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست] و مسئولان اتکا[= اتحادیه تامین کالای ارتش]آمدند. بر سر ریختن فاضلاب کارخانه قند میاندوآب[متعلق به اتکا]، به رودخانه[زرینه رود] که باعث تلف شدن تعدادى ماهى شده و اتکا در دادگاه به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۶۹

مصاحبه اى براى تبلیغات انتخابات مجلس خبرگان کردم. از خودم چیزى نگفتم و بیشتر روى شرکت در انتخابات حرف زدم. مصاحبه طولانى با خبرنگار لوموند داشتم ؛ همراه با آقای احسان نراقى آمده بود. [آقای محمدحسن تولایی]، استاندار خوزستان آمد. گزارش پیشرفت بازسازى را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۶۹

آقاى [سیدحسین]موسویان، سفیر جدیدمان در آلمان آمد. درباره روابط جارى با غرب و آینده روابط و اهمیت همکارى با آلمان مذاکره شد. بنا شد از آنها بخواهد که نیروگاه هسته اى بوشهر را تکمیل کنند. آقاى [محمدحسین]طارمى، سفیر ایران در چین آمد. دربارة نظریه قبلى

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۶۹

با استراحت دیشب، امروز حالم مساعد بود. تا ساعت نُه صبح کارهاى دفتر انجام شد. آقاى [حمید]میرزاده آمد. گزارش سفر به نقاط جنگى را که اخیراً آزاد شده، داد و برنامه هاى بازسازى را گفت. هیأت سودانى، [به سرپرستی سرهنگ سلیمان محمد سلیمان، عضو شورای رهبری]

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مهر ۱۳۶۹

تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. آقایان سید محمود مرعشى و [عباسعلی]عمید زنجانى، [فرزند و داماد آیت الله نجفی مرعشی]آمدند. به خاطر مساعدت ها در بزرگداشت مراسم درگذشت مرحوم آیت الله نجفى مرعشى تشکر کردند و براى تکمیل و اداره کتابخانة ایشان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۶۹

ساعت نُه صبح به نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم. با نیم ساعت تأخیر، شانزدهمین نمایشگاه [بازرگانی] را افتتاح کردم. از غرفه هاى صنایع سنگین، غرفه آلمان و غرفه های کشاورزى بازدید نمودم؛ از سال های گذشته بهتر است. مصاحبة کوتاهى انجام شد . ساعت دو

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى [جلیل]بشارتى، مسئول دفتر مناطق محروم آمد و اجازة اختصاص اعتبار ماشین آلات براى چند طرح گرفت. وزیر صنایع عمان آمد. درباره توسعه روابط صحبت شد. اخوى محمد، [رییس سازمان صداو سیما]آمد و براى نیازهاى صداوسیما اعتبار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى دکتر هاشمى[گلپایگانی]، براى دستور شورای عالى انقلاب فرهنگى آمد. [آقای بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو آمد. گزارشى دربارة طرح آب رسانى به قطر داد و اجازه گرفت که براى عقد قرارداد، وارد مذاکره شوند؛ قبول کردم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. در ترافیک مقدارى معطل شدم. فرمانده سپاه در لبنان آمد. گزارش کار و ساخت سلاح را داد و براى اعتبارات بیشتر استمداد کرد. مسئولین حزب الله لبنان آمدند و پیروزی های اخیر را تبریک گفتند. مدیران صنایع سنگین آمدند. [آقای هادی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۹

در اخبار آمد که شوراى امنیت[سازمان ملل]، قطعنامه دیگرى مبنى بر تحریم هوایى عراق تصویب کرده است که با این مصوبه، محاصرة عراق کامل مى شود. آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. براى سفر به آفریقا و روسیه مشورت کرد و گزارش کار تولید فولاد را داد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۶۹

صبح، لوح تقدیر استادان و دانشجویان ممتاز را امضا کردم. ساعت هشت و نیم به دانشگاه تهران رفتیم. در مراسم آغاز سال تحصیلى دانشگاه ها. به دستور اکید من، برخلاف سال هاى گذشته، دو وزارت «فرهنگ و آموزش عالى» و «بهداشت و درمان» با هم جشن گرفته بودند . انجمن

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۶۹

به دفترم رفتم. به خاطر حضور مهمان هاى سورى در ایران، برنامه ملاقات نداشتیم. کارهاى جارى را انجام دادم و گزارش ها را دیدم. با تهدید دو پهلوى عراق، امروز قیمت نفت بالا رفته و از چهل دلار در هر بشکه گذشته؛ این قیمت، در ده سال اخیر بى سابقه است. دکتر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۹

صبح به دفترم رفتم. کارها را انجام دادم. براى شرکت در مراسم رژة نیروهاى مسلح به مناسبت هفته دفاع مقدس و مراسم جشن پیروزى به میدان آزادى رفتیم. سخنرانى کردم و رژه را تحویل گرفتم. ساعت ده صبح به دفترم برگشتم. نزدیک ظهر براى استقبال [آقای حافظ اسد]، رییس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۹

تا ساعت ده و نیم، براى خطبه های جمعه مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. خطبه ها طولانى شد و خسته شدم. بعد از ظهر امروز، با اینکه آب سرد بود، از استخر استفاده کردم. شب، احمدآقا بدون اطلاع قبلى آمد و گفت مطلع شده تصمیم مجمع روحانیون مبارز بر مبارزه با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۶۹

پیش از ظهر احمدآقا آمد. از برخورد شوراى نگهبان نسبت با بعضى از کاندیداهاى [مجمع] روحانیون مبارز اظهار نگرانى نمود، به خصوص در مورد آقاى[مهدی] کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی] که دعوت به امتحان شده و او مصمم است نرود و احتمال درگیرى و مبارزه بین دو

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۶۹

محسن از رفسنجان تلفن کرد و گفت مهدى براى کمک به ادامه ضبط پسته برود. با مهدى و فرشته صبحانه خوردیم. براى افتتاح سمینار فرماندهان سپاه، به مرکز ستاد سپاه رفتیم. پس از استقبال رسمى نظامى و قرائت پیام رهبرى و نوحه خوانى و خیرمقدم [آقای محسن رضایی]فرمانده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۶۹

ساعت نُه صبح، دکتر [محسن]نوربخش،[وزیر امور اقتصادی و دارایی]آمد. گزارش وضع اقتصادى را داد و از پیشرفت امور اظهار رضایت کرد. آقاى [سیدعلی اکبر]ابوترابى، اسیرآزاد شده، همراه پدر و فرزندش آمد؛ از استقامت، صبر و خدمات ایشان در دوران اسارت ستایش کردم. قبل از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۹

آقاى[علیرضا] افشار، [فرمانده نیروی مقاومت بسیج] و فرماندهان بسیج آمدند و براى فعال تر کردن بسیج استمداد کردند. آقاى[سیدکمال] خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]آمد. درخصوص سیاست خارجى سؤالاتى داشت. شورای عالى افغانستان جلسه داشت. پیشنهادهای

ادامه مطلب

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا