روزنوشت‌های سال ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. مدیران مدارس شاهد آمدند و گزارش کار دادند. برایشان صحبت کردم و تشویقشان نمودم . آقای [ابوالفضل] غرضی رئیس سازمان تأمین اجتماعی آمد وگزارش عملکرد داد. او گفت 120 میلیارد تومان موجودی دارند که 60 میلیارد تومان در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۸

جمعی از رزمندگان بسیجی قم و جمعی از اعضای جامعه اسلامی دانشجویان آمدند. فرزند شهید [سیدغلامرضا] سعیدی از سوی گروه اول و دانشجویی از سوی گروه دوم حرف زدند. من هم برای آنها صحبت کردم . رئیس هیأت اقتصادی ژاپن آمد. هفتاد شرکت تجاری صنعتی اند و برای مطالعه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۸

در خانه بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. در گزارش ها مسأله مخالفت گورباچف با استقلال لیتوانی مهم است و می تواند منشأ مسائل جدی باشد؛ گرچه اگر موافقت هم می کرد، می توانست منشاء حوادث مهمی در شوروی باشد. لغو حاکمیت انحصاری حزب کمونیست

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۸

فرماندهان سپاه آمدند و از کمبود بودجه شان گفتند. آقای [عبدالحسین] وهاجی آمد. درباره وزارت بازرگانی و سیاست های بازرگانی صحبت شد. مدیران وزارت بازرگانی آمدند. برای آنها مفصلاً صحبت کردم و سیاست ها را گفتم . آقای [شیخ ابوالحسن] شیرازی امام جمعه مشهد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. فرماندهان ژاندارمری آمدند. برایشان صحبت کردم . آقای [محمدرضا] قلی یکی از هم زندانی هایمان در زمان طاغوت آمد. اهل الیگودرز است. با نماینده آنجا اختلاف داشته و از مسئولیت ریاست اداره آموزش و پرورش شهر عزل شده است؛

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. بعد از انجام کارها، جلسه مجمع عمومی شرکت های گاز تشکیل شد. برای انجام طرح های مصوب، کسری بودجه دارند. قرار شد امسال از بانک بگیرند و برای مجموع برنامه پنج ساله، از طریق بالا بردن قیمت گاز جبران شود؛ بالاخره تصویب شد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۸

رادیو آمریکا خبر عجیبی نقل کرد. کاخ سفید رسماً اعلان نمود که جرج بوش یک ماه پیش تلاش کرده با من تلفنی صحبت کند که موفق نشده. معلوم شده طرف شخص دیگری است و او را دست انداخته اند. با اینکه من اصلاً خبر ندارم، در این مدت هم چیزی نگفته اند. با آیت الله

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۸

تا ساعت نه مطالعه کردم. کارها را انجام دادم. مدیران سازمان برنامه و بودجه آمدند. آقای [مسعود روغنی] زنجانی گزارش کار داد و من مفصلاً صحبت کردم . آقای [سیدرضا] زواره ای [رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک] آمد. برای بودجه ثبت و اتومبیل برای ثبت استمداد کرد و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۸

خانم شهید بهشتی آمد و از کمبودها و نیازهای زندگی گفت و خواست که سخنرانی های شهید بهشتی بیشتر پخش شود. نگران فرزندش علیرضا است که در انگلستان درس می خواند. هیأت امنای دانشگاه شاهد جلسه داشت. قرار شد مرکز آن، کنار مرقد امام باشد. تصمیماتی درباره اصلاح

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۸

آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. مجمع عمومی [شرکت] پتروشیمی جلسه داشت. برنامه سال 1369 را تصویب کردیم. شب مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. چند ماده از قانون کار، مورد اختلاف شورای نگهبان با مجلس، با اصلاح تصویب شد. آقای [محمدرضا] توسلی [مسئول دفتر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به مقر رسیدم. تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. مسئولان کمیته امداد امام آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم . دکتر [محمدکریم] شهرزاد نماینده اصفهان آمد. از عملکرد سازمان انرژی اتمی انتقاد داشت و پیشنهاد همکاری صنایع با دانشگاه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کار کردم. فرماندهان نزاجا [نیروی زمینی ارتش] آمدند. تیمسار حسنی سعدی گزارش داد و من هم برایشان مفصلاً صحبت کردم . آقای [سیدمنصور] رضوی آمد. درباره مسائل اداری کشور و مرکز اسناد ملی و همچنین از مدیریت جهشی صحبت کرد. آقای [رضا] امراللهی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۸

ساعت نه صبح مدیران صنایع ملی آمدند. آقای [محمدرضا] نعمت زاده گزارش داد و من برای آنها صحبت کردم و تشویق به تولید بیشتر نمودم و سیاست اقتصادی را گفتم . آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. مسأله سیل و ارز و بازسازی و ... مطرح شد. آقای [سیدحسین]

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح برای دیدار با جانبازان به آسایشگاه امام خمینی رفتم. حدود 60 نفر بودند و همگی قطع نخاعی. حدود پنج ساعت با آنها مذاکره کردم. با همه آنها حرف زدم و احوالپرسی کردم و به خواسته ها و نظراتشان گوش دادم. خواسته ها آرمانی و نیازها رفاهی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [محمد حسن] نبوی نماینده بوشهر آمد و برای کارهای عمرانی استان استمداد کرد. تیمسار [مصطفی] ترابی گزارشی از اوضاع ساحفاجا [سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش] و نیازها داد. وزرای صنایع، بازرگانی، اقتصاد و رئیس بانک مرکزی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۸

فرستاده ویژه رئیس جمهور نیجریه آمد و نامه او را آورد. در پیام خصوصی اظهار داشت که نیجریه، ایران را خط مقدم دفاع از اسلام می داند و مقاومت های ما را می ستاید و آمادگی هرگونه همکاری را دارد، ولی در نیجریه به خاطر اقلیت نیرومند مسیحی 40درصد و نفوذ غربی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۸

آقای [محمدعلی] نجفی وزیر آموزش و پرورش به منزل آمد. با هم برای شرکت در اجتماع مربیان امور تربیتی به ورزشگاه شیرودی رفتیم. اجتماع با شکوهی بود. برایشان مفصلاً صحبت کردم . احساسات خوبی داشتند. ساعت ده و نیم صبح به دفتر رسیدم. آقای [علی] یونسی دادستان عمومی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای مایک مور] وزیر امور خارجه و تجارت خارجی زلاندنو آمد. درباره توسعه روابط صحبت شد و خواستار نظر من درباره تحولات شرق و روابط با غرب شد . [آقای محمود حجتی] استاندار سیستان و بلوچستان و [آقای عبدالله نوری] وزیر کشور

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۸

ساعت نه صبح آقای [غلامرضا] فروزش [وزیر جهاد سازندگی] آمد و برای دادن بخشی از امور آب و بهسازی روستاها و صنایع روستائی به جهاد استمداد کرد. آقای [بیژن نامدار] زنگنه [وزیر نیرو] آمد و برعکس، خواستار عدم واگذاری امور آب به جهاد شد. او درباره اعتبارات ریالی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نه صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. آقایان [اکبر] ترکان [وزیر دفاع] و [مسعود روغنی] زنجانی [رئیس سازمان برنامه و بودجه] آمدند. بر سر اعتبارات دفاعی اختلاف نظر داشتند؛ به تفاهم رسیدند. آقای [عبدالحسین] وهاجی برای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۸

در منزل بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گذشت. عصر برای افتتاح مراسم [هفتمین دوره] مسابقه [بین المللی] حفظ و قرائت قرآن به حسینیه ارشاد رفتم. آقای [راغب مصطفی] غلوش، قاری مصری قرآن تلاوت کرد و خیلی خوب خواند. صحبت مفصلی نمودم . جلسه خوبی بود. خانه به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح دکتر ولایتی آمد. نتیجه مذاکراتش را با وزیر خارجه عمان توضیح داد. نقطه مثبت این است که صدام به او گفته در مورد ادعای مالکیت بر شط العرب سرسختی ندارد و ممکن است موضوع را تا وقت مناسب راکد گذاشت و بیشتر بر مذاکرات مستقیم برای جلب اطمینان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [سعید] رجائی خراسانی [رئیس کمیسیون خارجی مجلس] آمد. مطالب متفرقه ای درباره سیاست خارجی و امور اقتصادی و سیاسی داشت. آقای [سیدابوالفضل] موسوی تبریزی رئیس دیوان عدالت اداری، درباره لزوم لغو بخشنامه وزارت علوم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۸

جمعی از [مسئولان سازمان] حفاظت واطلاعات نیروهای انتظامی آمدند . برای آنها صحبت کردم. [آقای حسین کمالی] وزیر کار و امور اجتماعی آمد. نظرات تعدیلی اش را در مورد قانون کار گفت؛ بد نیست. تا حدی قابل قبول است. با جمعی از وزرا برای تقدیم لایحه بودجه سال 69 به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۸

پس از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. دکتر [عباس] شیبانی آمد. تذکراتی درباره مجلس و دولت داد. آقای اسلم بیگ رئیس ستاد [مشترک] ارتش پاکستان و فرماندهان سپاه آمدند. با او گرم گرفتیم. اعلان آمادگی همکاری نظامی وسیعی دارند. نگران بروز جنگ با هند بر سر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۸

محسن آمد. درباره مسائل کشوری صحبت شد. در بازرسی ویژه مطالب خوبی تهیه می شود. [آقایان عبدالله نوری و غلامحسین کرباسچی] وزیر کشور و شهردار تهران آمدند. مسائل ترافیک، محیط زیست، مسکن و سایر مشکلات تهران مطرح و بررسی شد. خواستار منابع بیشتر مالی بودند. آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم و تا ساعت نه کارهای عقب مانده را انجام دادم. [آقای فنیکا مولبکیتا] رئیس مجلس زامبیا آمد. نامه کنت کائوندا رئیس جمهور را آورد. مذاکرات درباره قاره آفریقا و همکاری ها بود . [آقای خوان آنتونیو] سامارانش [شیخ فهد] رئیس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۸

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه برای تهیه خطبه ها کار کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم . دکتر ولایتی تلفنی خواست که [نلسون] ماندلا رهبر سیاهان آفریقای جنوبی را که اخیراً از زندان آزاد شده، دعوت کنم و به سام نجوما که رئیس جمهور نامیبیا شده است،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [محمد] فرجی سفیر جدیدمان در غنا آمد و درباره اقداماتی که در آفریقا و مخصوصاً در غنا بتوانیم انجام دهیم، از قبیل کارهای عمرانی و فرهنگی و تجاری و ... و زمینه های مساعد آنجا و رقبای ما گفت. قول حمایت از این سیاست را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۸

در گزارش ها مسأله شروع قیام در تاجیکستان شوروی اهمیت دارد. آقای [گودرز] افتخار جهرمی آمد. نتیجه مذاکرات لاهه و طبع آمریکایی ها را در خصوص آزادی گروگان هایشان بدون دادن امتیاز، گزارش داد. [آقای محمد سعیدی کیا] وزیر راه و ترابری آمد. برای خرید 12 هواپیمای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح مطالعه کردم. آقای [ابوالفضل] توکلی بینا آمد و درباره اصناف مطالبی ارائه داد. [آقای حسین کمالی] وزیر کار و کارگران نمونه آمدند. گزارش دادند و من هم صحبت کردم . آقای سید فضل الله آمد. درباره مسائل لبنان و کشورهای عربی مذاکره شد. از عواقب

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کارها را انجام دادم. آقای [منصور] ستاری فرمانده نهاجا [= نیروی هوایی ارتش] آمد. گزارشی از وضع نیرو و تهیه نیازهای تعمیراتی و پیشرفت کار پروژه اوج داد و برای واردات نیازها استمداد کرد. دکتر هاشمی [گلپایگانی] برای برنامه شورای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۸

تا ساعت ده صبح در منزل بودم. با ماشین به میدان آزادی رفتیم. عفت و مهدی هم همراه من آمدند. در مراسم راهپیمایی سخنرانی کردم . اجتماع با شکوهی بود. خبرنگاران تعداد شرکت کنندگان در راهپیمائی را حدود پنج میلیون نفر در تهران حدس می زنند، ولی به نظرم اغراق

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۸

در منزل بودم. برف می بارید. امسال وضع بارندگی در بیشتر نقاط کشور خوب است. کارها را از دفتر آورده بودم. مقداری را انجام دادم و مقداری هم به استراحت گذشت. عصر محسن آمد. گزارش بازرسی ویژه در مورد اختلافات وزارت کشاورزی، وزارت صنایع سنگین و وزارت بازرگانی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۸

ساعت یک ربع به هشت به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. یکسره به کنگان پرواز کردیم. آقایان [غلامرضا] آقازاده، [محسن] نوربخش، [اکبر] ترکان، [عبدالحسین] وهاجی و [علی] شمخانی و ... همراه من بودند. ساعت یک ربع به ده، وارد فرودگاه کنگان شدیم. با هلی کوپتر از هوا

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در مراسم سومین جشنواره خوارزمی هتل استقلال صبح رفتیم. جوایز مبتکران و مخترعان را دادم و سخنرانی کردم . از آنجا به محل نگهداری بچه های بی سر پرست شهید در نیاوران رفتم. آنها برنامه هایی داشتند. بچه ها را نوازش کردم و هدایایی به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم سفرا و کارداران خارجی مقیم ایران، برای تبریک ایام دهه فجر آمدند. [آقای خوزه رافائل زانونی] سفیر ونزوئلا - مُقدم السفرا - از طرف آنها تبریک گفت. من مفصلاً صحبت کردم . سپس یکایک آنها آمدند، مصافحه کردند و احوالپرسی نمودند. کمی در میان آنها

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۸

نزدیک ساعت نه صبح به دفترم رسیدم. صبحانه را در خانه شلغم خوردم که آقا جلال از نائین آورده است. آقای مهدی تاجر همراه آقای [علی] شمس اردکانی آمد و توضیحاتی را درباره طرح احیای جزیره قشم به عنوان بندر آزاد داد. یاسر آمد و اجازه خواست که برای راه انداختن

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم. آقایان امامی کاشانی و جمعی از همکارانش که گروهی را برای حمایت از کودکان عقب مانده تشکیل داده اند، آمدند. آنها خواستار تدوین قانون جامع برای سازمانی جهت این منظور، زیر نظر رئیس جمهور شدند؛ گفتم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۸

آقای [سیدهمایون] امیر خلیلی سفیر جدیدمان که عازم بلغارستان است، برای خداحافظی و مشورت آمد و برای توسعه روابط اجازه خواست. گفتم در مورد احداث خط لوله گاز از طریق ترکیه به سوی اروپا کار کنند. آقای مسیح مهاجری آمد. درباره وام برای احداث چاپخانه روزنامه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. برف می بارید. آقای [محمد] فلاح آمد. سوابق خود را گفت و خواستار توجه بیشتر به سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی شد. آقای [مصطفی] پورمحمدی از وزارت اطلاعات آمد. گزارش امنیتی داد و درباره مسائل آذربایجان شوروی گفت و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۸

در خانه بودم. برف میبارید. کار مهمی نداشتم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه و کمی هم به خواندن گزارش ها گذشت. بچه ها آمدند و شب سرمان خلوت بود. در گزارش ها، قیام مردم مسلمان آسیائی تبار ایالت کوزوو در یوگسلاوی و مسائل کشمیر و فرونشستن هیجانات در آذربایجان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۸

با عفت و عذرا خانم [خواهر همسرم] صبحانه خوردیم. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. برای شرکت در مراسم افتتاح برنامه های دهه فجر، با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتیم. جمعیت زیادی جمع شده بودند. مهمانان خارجی هم بودند. حاج احمدآقا صحبت طولانی کرد. من

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۸

چند نفر از جانبازان آمدند و نیازهایی مطرح کردند؛ به دفترم گفتم تأمین نمایند. آقای احمد توکلی آمد. از ضررهای قانون کار جدید گفت و خواستار استخدام در ادارات ریاست جمهوری شد. آقای محسن رضایی [فرمانده کل سپاه] آمد. درباره وضع جبهه ها و لزوم تکمیل طرح محرم و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۸

آقای [عبدالحسین] وهاجی [وزیر بازرگانی] آمد. درباره تسهیلات در پیمان نامه ارزی صادرات، طرحی آوردند. معاونانش هم بودند و توضیحاتی دادند. این طرح براساس اجازه واردات در مقابل صادرات است. آقایان [احمد] جنتی، [حسن] طاهری خرم آبادی، [محمد] مؤمن، ابطحی کاشانی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۸

تا ساعت هشت و نیم صبح کارها انجام شد. قاریان و حافظان قرآن از نیروهای مسلح که مسابقه داشته اند، آمدند. آقای [غلامرضا] صفائی توضیح مسابقه را داد و دو نفر اول قرائت و حفظ، قرآن خواندند. برای آنها صحبت کردم و جوایز را دادم. به دفتر رهبری رفتم. همراه رفتیم به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح برای افتتاح کنفرانس هشتم اندیشمندان به هتل استقلال رفتم. قرآن و سرود و تصاویری از مراسم تشییع جنازه امام و خیرمقدم آقای [احمد] جنتی و سپس سخنرانی طولانی من درباره اندیشه و افکار امام، تا ساعت ده و نیم انجام شد . به دفترم آمدم و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۸

ساعت شش صبح بیدار شدم. اخبار داخلی و خارجی را گرفتم؛ مسأله مهمی نداشتیم. کمی در ساحل دریا مقابل اقامتگاه قدم زدم. مهدی توضیحاتی درباره ساحل کیش می داد. به کاخ شاه رسیدیم. متصدی پروژه اصلاح کاخ که آن را برای دفتر تجارت بین الملل اجاره کرده، توضیحاتی داد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۸

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. اخبار رادیو [بی بی سی] انگلیس و ایران را گرفتم. بعد از صبحانه، از اسکله و [مجتمع] شیمیایی خارک بازدید کردم . پس از افتتاح آب شیرین کن [با ظرفیت تولید روزانه یک میلیون و 200 هزار گالن] به سوی سکوی نفتی فروزان [در عمق آب های

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. برای آمادگی سفر، تمام کارها را انجام دادم. آقای [گودرز] افتخار جهرمی [مشاور حقوقی رئیس جمهور] آمد. گزارش سفر به لاهه و مذاکرات با طرف آمریکایی و در مورد دعاوی طرفین و مسائل گروگان ها و اموال مسدودی را داد و نسبت به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۸

دیشب خوب نخوابیدم. خیلی زود با زنگ تلفن اشتباهی بیدار شدم. بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقایان [محمدعلی] نظران و [سیدمحمودرضا] آقامیری آمدند. در مورد ستاد اداره امور اسرای آزاد شده صحبت شد؛ طرحی آوردند. [آقای عیسی کلانتری] وزیر کشاورزی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم به دفترم رسيدم. ساعت نه صبح [اعضای] شوراي مركزي نمايندگان رهبري در دانشگاه‌ها آمدند: آقايان محمدي گيلاني، [احمد] جنتي، [عباس] محفوظي و [محمدمهدی] عبدخدائي. خواستار حمايت و امكانات براي حضور قوي‌تر در دانشگاه‌ها و حذف اختيارات

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۸

با كمي كسالت ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسيدم. كارهاي عقب مانده را انجام دادم. آقاي [علی] آقامحمدي آمد و درباره مسائل سياسي، اجرایي و نظامي پيشنهادهایی داشت. اعضاي كميسيون برنامه و بودجه مجلس آمدند. تذكراتي درباره اجراي برنامه پنج‌ساله و پيشنهادهایی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۸

ديشب با كمي تب و خستگي خوابيدم. ساعت پنج و نیم صبح بيدار شدم و ديگر نخوابيدم. ساعت هشت ونیم آقاي [اکبر] تركان [وزیر دفاع] آمد و راجع به نتايج مذاكرات با هيأت چيني درباره صنايع نظامي گفت. هيأت چيني آمدند؛ اظهار رضايت كردند . [آقای ملک معراج خالد]

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت هشت و نیم مهندس [میرحسین] موسوی [مشاور سیاسی رئیس جمهور] آمد. درباره مسائل آذربایجان و مذاکرات احتمالی قطعنامه در مسکو نظراتی داد. معتقد است نباید خشکی بشود و به گونه ای باید از میانجی گری شوروی برای حل مسأله استفاده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۸

در منزل بودم. وقتم به استراحت و خواندن گزارش ها گذشت. از وزارت کشور اطلاع دادند امروز حدود 85 نفر از مردم آذربایجان شوروی با نقض مقررات کشورشان به شهرهای اردبیل، بیله سوار، گرمی، پارس آباد و آستار، برای دیدن اقوام شان و شرکت در نماز جمعه آمده اند. به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم بامداد عفت به خانه رسید. بچه ها برای استقبال به فرودگاه رفته بودند. به دفترم رفتم. جمعی از زنان فرهنگی به مناسبت روز زن و میلاد حضرت فاطمه(س) آمده بودند. خانم سپیده کاشانی اشعاری از سروده های خودش خواند. یک کتاب امیرکبیر به او جایزه دادم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۸

جمعی از سران فدائیان اسلام آمدند. برای آنها صحبت کردم . هنوز مثل قدیم، زمان مرحوم [سیدمجتبی] نواب [صفوی]، با شور و هیجان صلوات می فرستند. [آقای محمدرضا نعمت زاده] وزیر صنایع همراه مدیران کارخانه های سیمان آمدند وگزارش وضع دادند. توضیحات خواستم. قول

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۸

دیشب خانه سرد بود، ولی مشکلی نبود. صبح زود به دفترم رفتم. کشاورزان نمونه آمدند. [آقای عیسی کلانتری] وزیر کشاورزی صحبت کرد. یکی از کشاورزان هم خواسته ها را مطرح کرد. لوح های تقدیر داده شد و سرود اجرا شد. من صحبت کردم . وزرای کشاورزی، صنایع سنگین و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۸

آقای [مرتضی] محمدخان رئیس کل گمرک آمد و مطالبی از گمرک و پیشنهادهایی در امور اقتصادی دیگر داد. معتقد است گمرک به خاطر اهمیتش باید زیر نظر رئیس جمهور باشد. آقای[احمد] نصری استاندار سابق سیستان و بلوچستان آمد و برای پذیرش سمت استانداری اظهار آمادگی کرد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کار کردم. [آقای مانوئل برنارد و دسوسا و آقای موراد ایساک موراجی] سفیران آکردوتیه آنگولا و موزامبیک برای تقدیم استوار نامه ها آمدند. مذاکرات کوتاهی داشتیم . سفیر اندونزی برای خداحافظی آمد . آقای [قربانعلی] دری نجف آبادی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۸

دکتر [عبدالله] جاسبی برای حل مشکلات دانشگاه آزاد اسلامی و مخصوصاً در ارتباط با اختلافات با [آقای مصطفی معین] وزیر آموزش عالی آمد. حاج اسماعیلی، حافظ منافع ایران در لندن آمد. از مسائل مربوط به بازداشت و اخراج اخیر چند دانشجوی ایرانی از انگلستان در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۸

با عفت تلفنی صحبت کردیم. قرار است روز چهارشنبه بیایند. تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه کردم. برای نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. هوا سرد بود و خطبه ها طولانی شد . خانم ها برای اعتراض به بدحجابی راهپیمائی [طلایه داران عفاف] داشتند. ظهر بچه ها جمع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۸

دکتر [هادی] منافی با مدیران سازمان محیط زیست آمدند. برای آنها صحبت کردم و تشویق نمودم . آقای [علی] فاضلی از صنوف تولیدی آمد. گزارشی از موضع صنوف داد. از وزارت بازرگانی و شورای مرکزی اصناف گله داشت و از تأئید بعضی از کاندیداها در انتخابات میان دوره ای به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۸

دیشب برف سنگینی باریده است. تا ساعت نه صبح کارهای دفتر را انجام دادم. [آقای محمد علی نجفی] وزیر آموزش و پرورش آمد. از کمبود اعتبارات و فراوانی نیازها گفت و درباره طرح ضربتی مبارزه با بی سوادی در تابستان آینده و اصلاح آموزش متوسطه برای هدایت جوان ها به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۸

سحر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. ساعت نه صبح آقای [محمدرضا] عباسی فرد آمد. وضع انتخابات کوهدشت را گفت و از موضع آیت الله[سیدمحمدرضا] گلپایگانی با دولت اظهار رضایت کرد. آقایان هاشمی و جوادی آمدند و برای برنامه های جشن های دهه فجر اعتبار بیشتری خواستند؛

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح، گزارش ها منجمله طرح تغییرات آب و هوای کویر مرکزی را که مهندس مسعودی فرستاده، خواندم. مدعی است اگر بخشی از کوه البرز را بتراشیم و برای عبور ابرهای باران زا از شمال به جنوب البرز راه باز کنیم، هم در شمال و هم در جنوب، باران

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۸

آقای [محمدمهدی] سازگارا سفیرمان در تایلند آمد. گزارش داد و خواستار اجازه سفر ایرانیان به تایلند شد. از چند سال پیش به خاطر فساد اخلاقی آنجا، سفر به تایلند ممنوع شده است. [آقای چنگیز تنجو] وزیر راه و ارتباطات ترکیه به ملاقات آمد. درباره توسعه روابط مذاکره

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای عبدالحسین وهاجی] وزیر بازرگانی آمد. درباره مسائل توزیع مطالبی داشت و از شایعه عزل خودش ناراحت بود که تکذیب کردم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد؛ کمک می خواست. با اینکه قرار داد تکمیل نیروگاه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۸

در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. طرح بیت المقدس - احیای اراضی غرب کارون - را که جهاد سازندگی تهیه کرده است، خواندم؛ طرح خوبی است. به آقای [غلامرضا] فروزش گفتم دنبال اجرا برود. با اجرای این طرح یکصدوپنجاه هزار هکتار احیا می شود. به آقای [حمید]

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارهای دفتر انجام شد. دکتر [علی] عباسپور آمد و گزارش وضع صنایع [پدافند] ش. م . ر [شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیو] را داد. آقای [محمد] اصغری [مدیر مسئول روزنامه کیهان] آمد. وضع [مؤسسه] کیهان را گفت و از پیشنهادهای دفتر آیت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۸

صبح تا ساعت هشت و چهل وپنج دقیقه کار کردم. آقای [علی اکبر] ناطق نوری [رئیس بازرسی نهاد رهبری] آمد. درباره اوضاع و درگیری های دو خط و مسأله جلسه سخنرانی در دانشگاه تهران، که به هم خورده گفت. نتیجه بازرسی مسأله تعزیرات حکومتی را آورد. آقای جلیل

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۸

دیشب برف آمد. مایه خوشحالی است. به دفترم رفتم. ساعت نه صبح آقای کمال خرازی [نماینده دائم ایران در سازمان ملل] آمد. درباره کیفیت تعامل با آمریکایی ها و انگلیسی ها پرسید. سیاست خارجی را توضیح دادم. گفتم با نظر رهبری در مورد حل مشکل گروگان ها در لبنان حرکت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۸

بعد از نماز، ورزش، [استماع] اخبار و قرائت گزارش ها، جمعی از طلاب قم و مشهد که در طرح «کلید قرآن» کار می کنند، آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم . آقای [سیدعباس] کوثری [مداح اهل بیت] ذکر مصیبت کرد. آقای [مصطفی] میرسلیم [مشاور رئیس جمهور در امور

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [غلامرضا] آقازاده [وزیر نفت] آمد. از قیمت و سطح فروش نفت اظهار رضایت کرد و درباره دعاوی دو شرکت نفتی آمریکایی آماکو و لابکو و برنامه مصالحه مشورت کرد و موافقت گرفت. درباره بودجه سال آینده وزارت نفت هم صحبت شد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۸

فاطی با مادرش صحبت کرد. دکتر یک هفته دیگر اقامت را تمدید کرده است. آقای [قدرت الله] علیخانی آمد. مراتب ناراحتی خط 3 را از اظهارات رهبری اطلاع داد و تحلیل های آنها را گفت. توقع کمک من برای خلاص کردن آنها را دارند. موج حمایت های مراکز روحانی و فرهنگی از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۸

در منزل بودم. با عفت صحبت کردیم. گفت قرار است امروز برای کشف نتیجه معالجات، چند ساعت در بیمارستان بستری شود؛ دکتر امیدوار است. از خانم دکتر منصوریان به خاطر پذیرائی خوب راضی است. عصر با آقای موسوی اردبیلی تلفنی صحبت کردیم؛ اعتراض کمرنگی علیه مخالفان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. جمع کثیری از علماء، ائمه جمعه و جماعات و وعاظ [استان تهران] آمدند. برای آنها سخنرانی کردم و شرایط جاری در منطقه و داخل و جهان را گفتم و درباره انهدام مارکسیسم و لزوم استفاده از این خلا را گفتم و جواب سئوالات را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۸

ساعت هفت صبح وزیر کشور و مدیرعامل مترو، آقایان [عبدالله] نوری و [اصغر] ابراهیمی آمدند. برای بازدید از مترو رفتیم. در کارگاه قورخانه [= میدان امام خمینی تهران] از نحوه کار ماشین حفار در ساخت اتوماتیک تونل مترو «زوکور » بازدید کردیم؛ جالب است. بر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۸

آقای[سیدرضا] زواره ای [رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور] آمد. از سیاست های دولت ابراز رضایت کرد. برای تقویت ثبت املاک اعتبار بیشتر خواست و گزارش وضع ثبت را داد و برنامه اصلاحی اش را گفت. آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. ملاقات های

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ دی ۱۳۶۸

اذان صبح بیدار شدم. در اخبار پناهنده شدن ژنرال [امانوئل] نوریه گا رئیس جمهور پاناما به سفارت واتیکان آمده بود که باعث خوشحالی آمریکا است و نیز آرام تر شدن درگیری ها در رومانی که باز مایه دلخوشی غربی ها است. تلفنی به [عبدالمجید] معادیخواه [رئیس بنیاد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [حمید] میرزاده برای کارهای جاری آمد. آقای [سراج الدین] کازرونی آمد. درباره طرح های اصلاح ساختار تهران مذاکره شد؛ انتقال مراکز آموزش عالی، انتقال پادگان ها، انتقال مراکز صنعتی و تجاری و انتقال مرکزیت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. در گزارش ها حوادث رومانی در صدر است. جنگ داخلی شدیدی در جریان است. پلیس امنیتی به نفع چائوشسکو در مقابل ارتش که در کنار مردم است قرار گرفته و خبر کشته شدن مردم و سفرش به ایران در حالی که در رومانی درگیری داشته،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۸

عصر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. از گروهی متخصص و محقق، برای یک اختراع اصلاح کامپیوتر پیشنهادی آورد. آقای [حمید] میرزاده اطلاع داد که آب رودخانه هیرمند زیاد شده و خطر سیل منطقه زابل را تهدید می کند. گفتم برای پیگیری اقدام شود. خبر انجام کودتا در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آذر ۱۳۶۸

ساعت شش و نیم صبح بیدار شدم و تا ساعت نه کار کردم. آقای امینی آمد. گزارش سفر به آفریقا را داد و برای بها دادن بیشتر به آفریقا با تحرک فرهنگی و آموزشی در مقابل کلیسا و وهابی ها و خرید اجناس آفریقایی ها و انجام کارهای عمرانی مشخص توسط جهاد توصیه کرد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آذر ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [محمود] واعظی آمد و نتیجه مذاکرات با رومانیایی ها و متن توافقنامه و بیانیه مشترک را آورد. او گفت سفیر فرانسه آمده و از نتیجه سفر هیأت اظهار رضایت کرده و خواستار مذاکرات در سطح بالا برای حل مشکلات توسعه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۶۸

به دفترم رفتم. برای رسیدگی به امور مسائل مهمانی و مذاکرات با رومانی ها، ملاقات ها را کم کرده ایم. آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] در مجلس علیه چائوشسکو حرف زده که آقای [مهدی] کروبی هم عکس العمل مختصری نشان داده است . آقای [علی] شمخانی [فرمانده نیروی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۶۸

نماز و ورزش و استماع اخبار و انجام کارها. آقای [مسعودروغنی] زنجانی برای امور جاری کشور و مشورت در امر قرار دادهای رومانی ها آمد. او مسئول گروه مذاکره است. به خاطر آماده شدن برای میزبانی [آقای نیکلای چائوشسکو] رئیس جمهور رومانی، امروز ملاقات نگذاشته

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آذر ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کار کردم. آقای [حمید] میرزاده برای امور بازسازی و کیش و مسائل جاری دیگر آمد. دکتر [حسن] حبیبی [معاون اول رئیس جمهور] هم برای امورجاری آمد. آقایان میرمحمدی و [محمد] هنردوست [معاون امور بین الملل دفتر رئیس جمهور] آمدند. برای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری آمد. آقای [محمد] سعیدی کیا [وزیر راه و ترابری] آمد. در مورد ساخت اسکله ها، حمل و نقل و نیاز فرودگاه ها مطالبی گفت؛ تصمیماتی اتخاذ شد. آقای محسن رضایی آمد. گزارش سفر به کره شمالی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آذر ۱۳۶۸

بعد از نماز صبح خوابیدم. از دیشب مرتب باران می بارید. در حسینیه جماران [برای انتخابات میان دوره ای مجلس] رأی دادم. از ستاد نماز جمعه پیشنهاد کردند که محل نماز را به خاطر باران شدید، از فضای باز دانشگاه به مسجد دانشگاه منتقل کنند. موافقت کردم. اولین بار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. دیشب باران آمده بود. در گزارش ها عدم پیشرفت مذاکرات ایران و عراق و اشاراتی از دبیرکل [سازمان ملل] مبنی بر همکاری ایران منعکس است. [آقای عبدالله نوری] وزیر کشور آمد. در مورد مخارج منطقه جمشید [تهران] و نیازهای حمل و نقل

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آذر ۱۳۶۸

ساعت شش صبح بیدار شدم؛ نماز و ورزش و استماع اخبار و انجام کارها. آقای [سیدمنصور] رضوی [رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور] آمد. راجع به اصلاحات تشکیلات و ادغام وزارت خانه ها مطالبی داشت. آقای [علی] منتظری از جهاد دانشگاهی آمد. راجع به آینده جهاد گفت و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آذر ۱۳۶۸

کارهای عقب مانده را انجام دادم. آقای [محمدحسن] زورق آمد. تذکراتی نسبت به امور جاری کشور درخصوص تبلیغات و دانشگاه ها داشت. آقای [سید جلال] ساداتیان آمد. گزارش سفر به استرالیا و زلاندنو و کره جنوبی را داد و برای ماندن در تهران و نرفتن به چین استمداد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آذر ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گفتم ملاقات کم باشد که به کارهای عقب مانده دوسه روز مسافرت برسم. تا ظهر بیشتر آنها را انجام دادم. محسن آمد و گزارش بازرسی کشت و صنعت دشت قزوین را داد؛ طرح جالبی است و می تواند به عنوان الگو در جاهای دیگر هم استفاده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آذر ۱۳۶۸

بعد از نماز و استماع اخبار و صبحانه، استاندار و معاونان آمدند و درباره آثار سیل اخیر و مسائل سیاسی استان گفتند. ساعت هشت صبح به فرودگاه رفتم و با هلی کوپترها به سوی ماهشهر پرواز کردیم. در بین راه بر فراز منطقه سیل زده رامشیر گشت زدیم. رود جراحی طغیان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۶۸

نزدیک طلوع فجر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. رادیو [صدای] آمریکا، نظر رسمی [دولت] آمریکا مبنی بر تایید خبر آزمایش موفق موشک پیشرفته عراق را پخش کرد. موشک 48 تنی سه مرحله ای را به فضا فرستاده است که چنین موشکی می تواند کلاهک اتمی را هم پرتاب نماید و اظهار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آذر ۱۳۶۸

صبح زود بیدار شدم. بعد از نماز به سوی مهرآباد حرکت کردیم. ساعت هفت وربع از فرودگاه همراه جمعی از وزرا و نمایندگان و معاونان و محافظان و خبرنگاران به سوی اهواز پرواز کردیم. هشت وربع در اهواز نشستیم. استقبال رسمی بود و از همان جا با هلی کوپتر به سوی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آذر ۱۳۶۸

نزدیک طلوع فجر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. آقای محلوجی و مدیران صنعت فولاد آمدند. گزارشی از وضع فولاد اهواز برای آمادگی سفر فردا دادند. آقای [محمدرضا] باقری سفیر جدیدمان که عازم ترکیه است، برای خداحافظی و مشورت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت نه آقای فلاحیان برای امور امنیتی آمد. درباره اطلاعات داخل و خارج صحبت شد. جمعی از لشکر سپاه تهران آمدند. نظر من را درباره آینده سپاه و سه نیرو پرسیدند و کمک خواستند. آقای [قدرت الله] علیخانی آمد. از نگرانی کمیته

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۶۸

بارندگی متوقف شده، ولی در خوزستان، بوشهر، چهارمحال و بختیاری و کهکیلویه و بویراحمد، سیل خسارت وارد کرده است. به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. [آقایان محمدباقر باقری نژادیان و سیدعباس هدایتی] نمایندگان کازرون و فریدن آمدند و نیازهای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آذر ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کار کردم. در گزارش های خارجی مسأله اول تحولات دنیای شرق و کشورهای کمونیستی است. وزیر کشور اطلاع داد که در آذربایجان شوروی تظاهرات وسیعی شروع شده و شعار وحدت دو آذربایجان می دهند و احتمال عبور مردم از مرز به شیوه عبور مردم از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. در گزارش ها ملاقات سران شوروی و آمریکا بر عرشه ناو در ساحل مالت و تداوم درگیری ها در فیلیپین در صدر است. پرستاران به ملاقات آمدند. [آقای ایرج فاضل] وزیر بهداشت و یک پرستار صحبت کردند و من هم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح محسن به خانه آمد. گزارش سفر به خوزستان و مناطق نفت خیز جنوب و علت کم شدن تولید نفت و راهکار بالا رفتن آن را گفت. از او خواستم وضعیت سازمان عمران قزوین را نیز بررسی کند. همراه محسن رضایی عازم کره شمالی است. به دفترم آمدم. آقای جلیل

ادامه مطلب
بدون فیلتر، در کست‌باکس عبدی مدیا بشنوید

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۶۸

دیشب گرفتار تب و لرز خفیفی شدم، لذا امروز قرار بازدید از مترو تهران را لغو کردیم. هفته قبل هم به خاطر التهاب چشم لغو شد. در منزل ماندم و بیشتر وقتم به استراحت گذشت. بستگان برای دیدن فاطی می آیند. از اول غروب باران گرفت؛ امسال در تهران خیلی کم باران

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آذر ۱۳۶۸

بعد از نماز به اخبار رادیو فارسی [صدای] آمریکا گوش دادم. بیشتر برنامه هایش مطابق معمول درباره تزلزل مارکسیسم و پشت کردن کشورهای اروپای شرقی به مارکسیسم است. در این خصوص برنامه ریزی شده عمل می کند. حقیقتاً از مسائل مهم تاریخی است. و نیز شکست حزب

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. [آقای عیسی کلانتری] وزیر کشاورزی و رئیس مجتمع کشت و صنعت کارون به منظور توجیه مدیریت جدید آقای رشاد آمدند و درباره وضع آنجا توضیح دادند. آقای فلاحیان [وزیر اطلاعات] آمد. از عتاب اخیر من در دولت نسبت به وزارت اطلاعات در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم به مجلس رسیدم. ساعت نه صبح آقای [حمید] میرزاده برای امور اجرایی کشور آمد. آقای [علی اکبر] ناطق نوری برای مشورت درباره کاندیداهای انتخابات مجلس آمد. گروهی از مدیران نمایشگاه اخیرمان در باکو - آذربایجان شوروی - از زمینه وسیع فروش فرآورده ها

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آذر ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت ده صبح کارهای دفتر را انجام دادم. اعضای کمیسیون کار و امور اجتماعی مجلس آمدند و درباره لایحه کار چاره جوئی کردند . شورای نگهبان بسیاری از مواد مصوبه مجلس را رد کرده و تفاهم ندارند. قرار است برای تعیین تکلیف به مجمع تشخیص مصلحت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. پاسداران در راه توضیح دادند که چند نفر از محافظان که در جایگاه با من بوده اند و بعضی از حضار آنجا، مثل من دچار خرابی چشم شده اند و احتمال حرکت موذیانه ای را بعید نمی دانند؛ قرار شد پیگیری شود. آقای محسن رضایی آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آذر ۱۳۶۸

وضع چشمم بهتر بود. قرمزی و اشک ریزی کم شده، ولی رنگ صورت و چشمم عادی نشده.ساعت هشت ونیم به دفترم آمدم. با فشار کمتری کار کردم. کارهای عقب مانده انجام شد. آقای [عبدالحسین] وهاجی آمد. درباره وزارت بازرگانی و وظایف و مشکلات، مذاکره طولانی داشتم:

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. کارها را انجام دادم. ساعت نه صبح برای شرکت در مراسم شروع هفته بسیج با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتم. عده زیادی از فرماندهان پایگاه ها و نواحی بودند و احساسات پرشوری اظهار کردند. صحبت کوتاهی برای آنها نمودم . به دفترم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [ابوالفضل] توکلی[بینا] برای امور صنفی و کسبه و مشکلات آنها آمد. آقای [مجید] قاسمی رئیس سابق بانک مرکزی و قائم مقام وزیر نیرو آمد و درباره طرح ها و سیاست های اقتصادی، با دید موافق صحبت کرد. [آقای تراوور] مشاور عالی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نه صبح کارهای مانده از دیروز انجام شد. آقای [سیدمنصور] رضوی و معاونش آقای اکرام جعفری آمدند. گزارش کار آموزش مدیریت را دادند؛ خوب است. کمبود فضای آموزش و اعتبار دارند. تیمسار حسنی سعدی [فرمانده نیروی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آبان ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کار کردم. محسن اطلاع داد که فاطی برای زایمان به بیمارستان رفته است. عفت هم رفت. بعداً اطلاع داد که با سزارین وضع حمل کرده و پسری سالم آورده . خانم دکتر منصوریان هم از سلامتی فرزند و مادر و مشکل بودن زایمان گفت. نماینده خلخال همراه با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آبان ۱۳۶۸

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز دنبال کارهایم رفتم که یکسره تا ساعت یک بعد از ظهر ادامه داشت. آقای مسیح مهاجری [مشاور امور اجتماعی] آمد. گزارش سفر به کنیا و اوگاندا را داد. از بعضی مطالب تند انتقادی روزنامه جمهوری اسلامی، در خصوص ورزش و اعزام

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آبان ۱۳۶۸

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ساعت ده آقایان [محمد] سعیدی کیا و [حسن] شفتی و [علی محمد] نوریان آمدند. گزارش کار در فعال کردن هواپیمائی را دادند و برای رفع موانع استمداد کردند؛ به خصوص حضور ده ها نهاد و ارگان در فرودگاه مهرآباد که دست و پاگیر شده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آبان ۱۳۶۸

تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه ای در فضیلت تولید و کار و دیگری را درباره مسائل روز ایراد کردم . ظهر بستگان عفت مهمانمان بودند. دیشب بستگان من، همشیره طیبه آمده بود و برای ازدواج دخترش کمک می

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آبان ۱۳۶۸

دیشب باران خوبی بارید. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم آمدم. [آقای عبدالله نوری] وزیر کشور آمد. درباره سفر به پاکستان، سیاست اداره کردستان، مسائل اخیر دانشجویان و استانداران مذاکره شد. طرحی برای مبارزه با مفاسد اخلاقی آورد که بررسی کنیم. آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم آمدم. کارهای دیروز را که مانده بود انجام دادم. [آقای مسعود روغنی زنجانی] رئیس سازمان برنامه و بودجه، برای جا انداختن مسأله نقشه برداری کل کشور و استفاده از ماهواره آمد. آقای [مصطفی حائری] فومنی آمد. راجع به سیاستمان در جنوب

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آبان ۱۳۶۸

ساعت نه صبح، آقای [قربانعلی] دری [نجف آبادی] آمد. پیام آقای منتظری را آورد که مبلغ 92 هزار دلار بابت جبهه و جنگ در دست آقای ابراهیمی داشته اند که خرج طلاب خارجی در قم شده است. اکنون خواسته اند که با دریافت معادل ریال آن، این مبلغ را به جبهه بدهیم. مبلغ 320

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم به دفترم آمدم. ساعت نه صبح آقای آقازاده [وزیر نفت] آمد. گزارشی از وضع نفت منجمله سطح تولید در رژیم قبل و علل پائین آمدن آن و راه های بالا بردن آن داد و درباره تصفیه نفت و پالایشگاه های جدید و .... مطالبی گفت. آقای [سیدمنصور] رضوی آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۶۸

بعد از نماز و صبحانه و قرائت گزارش ها، از ساعت نه تا ده و نیم [آقایان کارلوس دیویدکالدر، هوروات و عبدالعالم بن مستهیل] سفرای پرتقال، مجارستان و عمان برای تقدیم استوار نامه ها آمدند؛ تشریفاتی است . از ساعت ده و نیم تا دوازده و نیم با وزرای صنعتی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم به دفترم آمدم. ساعت نه صبح [آقای ویچه دونگه] نخست وزیر سریلانکا و هیأت همراه آمدند. قبل از ملاقات، دکتر حبیبی و نوربخش توضیحات مذاکرات را دادند و قبل از آن جزوه ای راجع به سریلانکا خواندم. نخست وزیر و [آقای عبدالرزاق منصور] وزیر کار

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آبان ۱۳۶۸

پیش از ظهر، بیشتر به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. عصر آقای مهدی تاجر آمد. گزارش مذاکرات با آقای نواب را داد. به کمک درباره دولت شیعه در ایران اظهار علاقه شدید کرد و از توطئه ارتجاع عرب علیه شیعه در منطقه اظهار نگرانی نمود. احمدآقا هم رسید. در بخشی از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۶۸

ساعت هشت صبح از منزل به مرکز چاپخانه اسکناس و ضرابخانه سکه ها در خیابان پاسداران رفتم. از طراحی، حکاکی، عکاسی، آزمایشگاه، کلیشه سازی، چاپخانه، کنترل، برش و بسته بندی اسکناس و مراحل ذوب و ضرب سکه بازدید کردم؛ جالب و اطمینان بخش است. در کاغذ و مرکب

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آبان ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. [آقای سراج الدین کازرونی] وزیر مسکن و [شهرسازی] و معاونان آمدند. دو ساعت برنامه ساخت مسکن و شهرک های جدید را توضیح دادند؛ جالب و مفید و موثر است. آقای دکتر [گودرز] افتخار [جهرمی] آمد. گزارش مذاکرات لاهه را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آبان ۱۳۶۸

در مسیر اداره برای عیادت آیت الله مرعشی به بیمارستان خاتم الانبیاء رفتم؛ حالشان خوب است . کم خوابی دارند. از من و برنامه هایم تعریف کردند و از خانم [فاطمه] کروبی [مسئول بخش پزشکی بنیاد شهید] اظهار تشکر نمودند. برای کتابخانه خود استمداد کردند و تأکید بر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [علی] یونسی دادستان [عمومی] تهران آمد. وضع گذشته و اصلاحات خودش و برنامه ها و نیازها را گفت. آقای [محمدصادق] خلخالی [نماینده قم] آمد. مشکلات خلخال و روستاهای قم را گفت. آقای [عیسی] ولایی رئیس کمیسیون بازرگانی آمد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۸

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای [حسین] محلوجی [وزیر معادن و فلزات] آمد. گزارش وضع کارخانجات فولاد اهواز را داد و از جمله تندی که در حاشیه نامه ای از ارتش نوشته بودم، گله کرد. آقای [مرتضی] مقتدائی [رئیس دیوان عالی کشور] آمد. گزارش وضع دیوان عالی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۶۸

همراه نقاهت به دفترم آمدم. کار عقب مانده زیاد دارم. معمولاً کارهایم به روز است. با آقایان [محسن] نوربخش، [عبدالحسین] وهاجی و [اکبر]ترکان [وزیران امور اقتصادی و دارایی، بازرگانی و دفاع] درباره وضع ارز و مذاکره با شوروی ها و توزیع سیب زمینی صحبت کردم.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۶۸

تب ادامه داشت. سبک تر بودم. در خانه ماندم و بیشتر وقتم به استراحت گذشت. جمعی از بستگان به دیدن آمدند. محمد سالاری که سال ها در آمریکا بوده، برگشته است. او زنش را که آمریکایی است، طلاق داده و دو فرزندش را آنجا گذاشته و از وضع اخلاقی آنجا بد می گوید.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آبان ۱۳۶۸

با تب سنگین، روز را شروع کردم. با خوردن آنتی بیوتیک و مسکن ها رو به راه تر شدم. آقای [سیدمحمد] میرمحمدی از دفترم برای احوالپرسی آمد. پدر شهید حاجیلوگوسفند آورد و قربانی کرد. دکتر جزایری همراه با دکتر احمدی زاده معاینه کرد و دوا داد. دو سه روز استراحت و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آبان ۱۳۶۸

با حالت تب ناشی از سرماخوردگی، کارهایم را انجام دادم. ساعت هشت و نیم صبح آقایان نوربخش و عادلی آمدند. درباره سیاست کنترل نرخ ارز مذاکره شد. نگرانند که نتوانیم نیازهای ارزی را تأمین کنیم و طرح ناموفق بماند. مایلند قیمت دلار در سطح صد تومان بماند

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۶۸

نمایندگان استان گیلان برای مطالبه تعویض استاندار آمدند ؛ نیازهای دیگر استان قبلاً تصمیم گیری شده است. آقای فرهاد رهبری آمد. به بعضی از انتصابات انتقاداتی داشت و درباره کاندیداتوری مجلس و معاونت پارلمانی صحبت شد. آقای [محسن] رفیق دوست آمد. از وضع بنیاد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه گزارش ها را خواندم و کارهای عقب مانده از دیروز را انجام دادم. آقای [عبدالله] نوری [وزیر کشور] همراه آقای [محمد] عطریان فر [معاون سیاسی امنیتی وزیر کشور] آمد. برای سفر به پاکستان و مسائل قابل طرح مشورت کرد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آبان ۱۳۶۸

ساعت سه بامداد بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. تا ساعت نه صبح کار کردم. رؤسا و مدیران دانشگاه های پزشکی آمدند و نیازهایشان را گفتند. برای آنها صحبت کردم و توصیه به ابتکار و استفاده بیشتر از امکانات نمودم . جمعی از وزرای اقتصادی آمدند. درباره قیمت ارز در

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آبان ۱۳۶۸

[آقای عبدالله نوری] وزیر کشور آمد. درباره برنامه ادغام نیروهای انتظامی [= کمیته های انقلاب اسلامی، شهربانی و ژاندارمری] ، شهرداری تهران، استانداری ها و مبارزه با منکرات مذاکره شد. آقایان [سیدرضا] زواره ای و [مرتضی] نبوی آمدند. امکانات برای روزنامه رسالت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۶۸

در منزل ماندم. آقای موسوی اردبیلی آمدند. وضع برنامه و زندگی خود در قم را گفتند. دو درس فقه و اصول را شروع کرده و راضی اند. برای بنیاد مفید استمداد کرد. بنا دارد دیگر به نماز جمعه تهران نیاید، مگر یک بار برای خداحافظی و حسن ختام. عصر آقای [عبدالمجید]

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای محسن هاشمیان آمد. از وضع وزارت نفت انتقاد داشت و درباره ماندن در سمت مشاورت وزیر یا رفتن مشورت کرد؛ گفتم بماند. آقای [علی] فلاحیان برای مسائل اطلاعات آمد و مطابق معمول وقت زیادی گرفت. محسن ناهار آمد. او از تمایل چینی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آبان ۱۳۶۸

صبح ساعت هشت و ربع به دفترم رسیدم. پس از انجام کارها، عقد ازدواج معلم یاسر را بستم. دکتر [ایرج] فاضل آمد. گزارش وضع بهداری و برنامه های خود برای اصلاح وضع دارو، بیمارستان و آموزش و ... را داد؛ بد نیست. آقای مسیح مهاجری [مشاور رئیس جمهور در امور

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آبان ۱۳۶۸

حدود ساعت سه ونیم بامداد از سرما بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. عفت ساعت پنج ونیم رسید. با محسن به سفر چین رفته بودند. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. کارهای عقب مانده انجام شد. چند نفر از کامیونداران و گاراژداران آمدند. مشکلات حمل و نقل و اشکالات شیوه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۶۸

آقای [محمود] واعظی [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه] آمد. گزارش سفر به لهستان و رومانی را داد. وقت سفر [آقای نیکلای چائوشسکو] رئیس جمهور رومانی به ایران را معین کردیم. در مورد سفر رئیس جمهور لهستان، گفتم که وقت مناسب دیگری انتخاب شود. برای مذاکره

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم که تمام شد. [آقای محمد علی نجفی] وزیر آموزش و پرورش با مدیران کل آمدند. برای آنها صحبت کردم . دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] برای مشورت سفر به جنوب خلیج فارس آمد. دکتر [حسن] حبیبی برای امور جاری

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۶۸

در اثر سرما، نزدیک اذان صبح بیدار شدم و با اضافه کردن یک پتو خوابیدم، اما دیگر خواب نرفتم. بعد از نماز و صبحانه، آقایان مقدم و موسوی آمدند و درباره ترجیح ماندن آقای مقدم در سمت استانداری گفتند. به پادگان سنندج رفتم. در مراسم صبحگاه مشترک نیروها صحبت کردم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۶۸

پس از نماز و صبحانه، آقای هدایت [لطفیان] فرمانده سپاه آمد. درباره مسائل امنیتی استان گفت. در شورای تأمین شرکت کردم. گزارش وضع را شنیدم. قرار شد گردان های ضربتی با پشتیبانی هلی کوپتر داشته باشیم. دیشب باران خوبی آمده و ادامه دارد. صحبت لغو بعضی از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۶۸

بعد از نماز و ورزش و استماع اخبار داخل و خارج، صبحانه آوردند. آقای [هادی] نژادحسینیان [وزیر صنایع سنگین] آمد و در مورد مشکلات صنعت مطالبی گفت. در شورای تأمین استان [آذربایجان شرقی] شرکت کردم؛ جز گزارش وضع خودشان، مطلب مهمی نداشتند. در جلسه فرماندهان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مهر ۱۳۶۸

بعد از نماز، همراه مهدی و محافظان برای سفر به آذربایجان [شرقی] به فرودگاه رفتیم. همراهان آماده بودند و بلافاصله به سوی تبریز پرواز کردیم. نمایندگان استان و تعدادی از وزراء همراه بودند. در فرودگاه تبریز استقبال با شکوهی بود. مصاحبه کوتاهی کردم . عازم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در راه یک کامیون را دیدم که مشغول فروش سیب زمینی بود. مردم برای گرفتن سیب زمینی [به قیمت 145 ریال] صف کشیده بودند. با آقای [عبدالحسین] وهاجی برای پیگیری کار تأکید کردم. آقای [حسین] محلوجی آمد. گزارشی از اصلاح وضع وزارت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مهر ۱۳۶۸

بعد از نماز، تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. [آقایان حبیب الله عسکراولادی، حبیب الله شفیق و سید رضا نیری] سران کمیته امداد امام آمدند. از روند امور کشور اظهار خوشحالی کردند و گزارش سفر به لبنان و خدمات امدادی در این کشور را دادند و برای توسعه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم و تا ساعت نه کار کردم. آقای [یوسف رضا] ابوالفتحی مسئول قرارگاه محمد(ص) در شرق کشور آمد. گزارشی از مبارزه با اشرار داد و از اوضاع گروه ضدانقلاب شرور حاج بلوچ خان گفت. او تقاضای امان و تسلیم نموده است. از جمعیت و امکانات

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۶۸

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. کمی ورزش کردم و کارها را انجام دادم. به مناسبت روز جهانی نابینایان، جمعی از نابیناها آمدند و قرآن خواندند؛ سوره عبس. دو خانم شاعره اشعار خوبی خواندند و گزارش دادند و نیازها را گفتند. متأثر شدم. گفتند از 92 هزار نابینای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۶۸

دیشب به خانه نرفتم و وقت زیادی صرف پیدا کردن راه حلی برای مشکل ترافیک تهران کردم. شاید مشکل شهر بدون عوارض سوء حل شود. تا ساعت نه صبح کارهای متفرقه را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. ساعت ده صبح جمعی از اهالی رفسنجان به محل ملاقات آیت الله خامنه ای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم و تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقای [علی] فلاحیان [وزیراطلاعات] آمد. درباره عواملی صحبت کرد که در روند اقتصاد اخلال می کنند و راهکارهایی ارائه داد که قرار شد پیگیری شود. مسئولان امور التقاط را آورد. گزارشی از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۶۸

از ساعت پنج و نیم تا هشت ونیم صبح، نماز، ورزش، صبحانه، قرائت گزارش ها و ...، انجام شد. دکتر [حسن] حبیبی برای امور جاری آمد. جمعی از نمایندگان استان کرمان آمدند. آنان درباره مسأله رفسنجان و انتصابات قوه قضائیه شکوه داشتند. درباره تصمیمات اقتصادی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم و تا نه کارهای مانده انجام شد. برای جلوگیری از چاق شدن، صبحانه صرف نکردم. آقای [حمید] میرزاده برای کارهای جاری کشور آمد. آقای آقامحمدی آمد. پیشنهادهایی برای امور جاری و محلی داشت و برای انجام امور کردستان پول می خواست.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها انجام شد. [اعضای] کمیسیون دفاع مجلس آمدند. درباره سیاست ها و تدبیر فرماندهی در مورد نیروهای مسلح و اعتبارات دفاعی مذاکره شد. آقای نوربخش اطلاع داد دلار امروز هم ده تومان سقوط کرده است. آقای [محمد کاظم] امام

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۶۸

بعد از نماز، ورزش و صبحانه و انجام کارها تا ساعت نه صبح، [آقای چان چی چن] وزیر خارجه چین آمد. مذاکرات مبنی بر توسعه و تحکیم روابط و اجرای قطعنامه 598 و ... بود . [آقای کانی هیکو سایتو] سفیر ژاپن برای تقدیم استوار نامه و صحبت در توسعه روابط آمد. [آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. گزارش ها را خواندم. به [آقای اصغر ابراهیمی اصل] مدیرعامل متروی تهران که بناست در ساخت خانه های پاسداران کمک کند، گفتم نقشه ساختمان ها را بررسی کنند. هر یک حدود صد متر باشد؛ گویا بزرگ گرفته اند و در پرداخت مخارج عاجزند.

ادامه مطلب

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا