خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:49کد خبر29011

دیشب به خانه نرفتم و وقت زیادی صرف پیدا کردن راه حلی برای مشکل ترافیک تهران کردم. شاید مشکل شهر بدون عوارض سوء حل شود. تا ساعت نه صبح کارهای متفرقه را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. ساعت ده صبح جمعی از اهالی رفسنجان به محل ملاقات آیت الله خامنه ای

دیشب به خانه نرفتم و وقت زیادی صرف پیدا کردن راه حلی برای مشکل ترافیک تهران کردم. شاید مشکل شهر بدون عوارض سوء حل شود. تا ساعت نه صبح کارهای متفرقه را انجام دادم و گزارش ها را خواندم.

ساعت ده صبح جمعی از اهالی رفسنجان به محل ملاقات آیت الله خامنه ای آمدند. با آنها صحبت کردم . خواسته هایشان را خواندند. نصیحتشان کردم که به صرف ابلاغ اکتفا کنند. گفتند در مرقد امام می مانند تا حکم ابقای آقای هاشمیان را بگیرند. گفتم این کار مصلحت نیست؛ ظاهراً پذیرفتند. سپس جمعی از روحانیون رفسنجان در دفتر آمدند. در همین خصوص مذاکره کردیم. خواستند که به آشیخ محمد [هاشمیان] توصیه کنم که همراهشان به رفسنجان برگردد؛ گفتم و پذیرفت. رهبری هم در صحبت هایشان گفتند که به رفسنجان برگردند.

عصر استاندار گیلان آمد. وزیر کشور از او خواسته که به کردستان برود؛ می خواست ببیند حمایت می شود یا نه، که گفتم می شود و وضع گیلان را گفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا