خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 16:25کد خبر29112

با كمي كسالت ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسيدم. كارهاي عقب مانده را انجام دادم. آقاي [علی] آقامحمدي آمد و درباره مسائل سياسي، اجرایي و نظامي پيشنهادهایی داشت. اعضاي كميسيون برنامه و بودجه مجلس آمدند. تذكراتي درباره اجراي برنامه پنج‌ساله و پيشنهادهایی

با كمي كسالت ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسيدم. كارهاي عقب مانده را انجام دادم. آقاي [علی] آقامحمدي آمد و درباره مسائل سياسي،  اجرایي و  نظامي پيشنهادهایی داشت. اعضاي كميسيون برنامه و بودجه مجلس آمدند. تذكراتي درباره اجراي برنامه پنج‌ساله و پيشنهادهایی براي اصلاح امور اداري و اجرایي دادند. آقاي [علی] جنتي استاندار خراسان آمد. ضمن گزارش وضع استان و خوشحالي از عدم مشكل سياسي، براي اعتبارات و اختيارات بيشتر استمداد كرد.

آقاي [محمود] واعظي [معاون اروپا و آمریکای وزارت  امور خارجه] آمد. براي مذاكره در جهت حل اختلافات و عادي كردن مناسبات عازم فرانسه است. درباره محتواي مذاكرات و سياست رفتار با انگليس و آمريكا مشورت كرد. سياست نظام و نظرات رهبري و خودم را توضيح دادم. آقاي [سيد جمال] ساداتيان آمد و خواستار كار در دفترم شد. نگران است كه با نبودن در دفتر، متهم به عدم صلاحيت شود؛ قرار شد سمتي برايش در نظر بگيريم.

[آقای عبداالله نوری] وزير كشور اطلاع داد كه امروز تعداد كمي از شوروي به ايران آمده‌اند. روس‌ها بخش‌هاي زيادي از مرزها را با نيروهاي نظامي بسته‌اند. عصر شوراي اقتصاد جلسه داشت. در مورد راه آهن بافق -  بندرعباس و كارخانه قند اقليد و قيمت قند، شكر و توتون و تنباكو بحث و تصميم‌گيري شد.

با تب و خستگي در جلسه ماندم. بعد از جلسه، مسكن و ويتامين خوردم. متن نامه آقاي ولايتي براي وزير خارجه روسيه را كه بناست فردا سفيرمان ببرد، آوردند. تأييد كردم؛ هم اعتراض است و هم اظهار آمادگي براي كمك به رفع مشكل. با حالت تب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا