ساعت هفت و نیم بامداد عفت به خانه رسید. بچه ها برای استقبال به فرودگاه رفته بودند. به دفترم رفتم. جمعی از زنان فرهنگی به مناسبت روز زن و میلاد حضرت فاطمه(س) آمده بودند. خانم سپیده کاشانی اشعاری از سروده های خودش خواند. یک کتاب امیرکبیر به او جایزه دادم.
ساعت هفت و نیم بامداد عفت به خانه رسید. بچه ها برای استقبال به فرودگاه رفته بودند. به دفترم رفتم. جمعی از زنان فرهنگی به مناسبت روز زن و میلاد حضرت فاطمه(س) آمده بودند. خانم سپیده کاشانی اشعاری از سروده های خودش خواند. یک کتاب امیرکبیر به او جایزه دادم. سرودی توسط دختر بچه های شاهد اجرا شد. برای آنها صحبت کردم .
علمای هرمزگان آمدند. آنها از استاندار شکایت کردند و خواستار تعویض او بودند. به خاطر اختلافات خطی از اول مخالف بوده اند و نیز خواستار عزل امام جمعه بودند که همفکر استاندار است. دکتر [حسن] حبیبی [معاون اول رئیس جمهور] برای امور جاری، منجمله بودجه نهاد [ریاست جمهوری] و شورای عالی امنیت ملی و دفتر تحقیقات آمد.
عصر آقای مشایخی مسئول تعزیرات حکومتی آمد. درباره آیین نامه و سیاست کار و بودجه مذاکره شد. محسن آمد و راجع به مسأله پاویون [فرودگاه مهرآباد] و اصلاحات اداری صحبت کرد.
آقای[عبدالله] نوری اطلاع داد که امروز دو گروه هزار نفره از مردم شوروی، از مرز زمینی منطقه بیله سوار به شهر بیله سوار آمده اند و عصر برگشته اند؛ با اینکه شوروی قسمتی از مرز را با نیروی نظامی کنترل می کنند. آقای [محمود] واعظی اطلاع داد که در جواب درخواست استرداد مردم از طرف شوروی، جواب قاطع و صریحی داده ایم، عقب زده اند و حرفشان را پس گرفته اند و گفته اند اشتباه مرزبان بود.
از ساعت چهار تا هشت بعد از ظهر، جلسه مجمع عمومی شرکت ملی نفت داشتیم. برنامه و بودجه و طرح ها را بررسی و تصویب کردیم. بحث های مفیدی بود. تا ساعت نه ونیم کار کردم و شب به خانه آمدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام