خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آبان ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:56کد خبر29031

با تب سنگین، روز را شروع کردم. با خوردن آنتی بیوتیک و مسکن ها رو به راه تر شدم. آقای [سیدمحمد] میرمحمدی از دفترم برای احوالپرسی آمد. پدر شهید حاجیلوگوسفند آورد و قربانی کرد. دکتر جزایری همراه با دکتر احمدی زاده معاینه کرد و دوا داد. دو سه روز استراحت و

با تب سنگین، روز را شروع کردم. با خوردن آنتی بیوتیک و مسکن ها رو به راه تر شدم. آقای [سیدمحمد] میرمحمدی از دفترم برای احوالپرسی آمد. پدر شهید حاجیلوگوسفند آورد و قربانی کرد. دکتر جزایری همراه با دکتر احمدی زاده معاینه کرد و دوا داد. دو سه روز استراحت و معالجه تجویز کرد. تماس تلفنی هم کم داشتیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا