خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آبان ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:59کد خبر29042

ساعت هفت ونیم به دفترم آمدم. ساعت نه صبح آقای آقازاده [وزیر نفت] آمد. گزارشی از وضع نفت منجمله سطح تولید در رژیم قبل و علل پائین آمدن آن و راه های بالا بردن آن داد و درباره تصفیه نفت و پالایشگاه های جدید و .... مطالبی گفت. آقای [سیدمنصور] رضوی آمد.

ساعت هفت ونیم به دفترم آمدم. ساعت نه صبح آقای آقازاده [وزیر نفت] آمد. گزارشی از وضع نفت منجمله سطح تولید در رژیم قبل و علل پائین آمدن آن و راه های بالا بردن آن داد و درباره تصفیه نفت و پالایشگاه های جدید و .... مطالبی گفت.

آقای [سیدمنصور] رضوی آمد. مطالبی در مورد اصلاح ادارات داشت؛ بد نیست. آقای [محمدعلی] رحمانی مسئول بسیج آمد. گزارشی از وضع بسیج و هفته بسیج داد و خبر داد که بنا دارد کناره گیری کند و گزارشی از حادثه تصرف مرکز بسیج توسط دانشجویان امیرکبیر داد.

دو نفر صنعتگر معدن آمدند و برای توسعه کارگاه خودشان استمداد کردند؛ مدعی ابتکارات قابل توجه هستند. آقای [محمدرضا] ناصری امام جمعه شهرکرد آمد. اوضاع آنجا را گفت و خواستار سفر من به آنجا شد. به ایشان گفتم در آنجا مردم را تشویق کند که از دانه های بلوط برای تهیه خوراک دام استفاده نمایند؛ از این منبع عظیم غذایی که در جنگل های جنوب وجود دارد، استفاده نمی شود.

عصر قرار بود جلسه شورای اقتصاد داشته باشیم. به خاطر عدم آمادگی دستور، جلسه تشکیل نشد. به آقای [مسعودروغنی] زنجانی [رئیس سازمان برنامه وبودجه] گفتم برای هر جلسه چند دستور در نظر بگیرند که چنین نشود. تا ساعت هفت و نیم در دفترم کارها را انجام دادم. به خانه رفتم. سارا و مونا سرماخوردگی دارند و تب کرده اند. یاسر نیز تب دارد و اخیراً در تمرین چتربازی به زمین افتاده و دستش آسیب دیده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا