در مسیر اداره برای عیادت آیت الله مرعشی به بیمارستان خاتم الانبیاء رفتم؛ حالشان خوب است . کم خوابی دارند. از من و برنامه هایم تعریف کردند و از خانم [فاطمه] کروبی [مسئول بخش پزشکی بنیاد شهید] اظهار تشکر نمودند. برای کتابخانه خود استمداد کردند و تأکید بر
در مسیر اداره برای عیادت آیت الله مرعشی به بیمارستان خاتم الانبیاء رفتم؛ حالشان خوب است . کم خوابی دارند. از من و برنامه هایم تعریف کردند و از خانم [فاطمه] کروبی [مسئول بخش پزشکی بنیاد شهید] اظهار تشکر نمودند. برای کتابخانه خود استمداد کردند و تأکید بر توسعه کشت و صنعت نیشکر و ... نمودند.
خانم کروبی آمد. کمی اوضاع بیمارستان را توضیح داد؛ خیلی راضی است. دکتر معالج هم برای آینده ایران با برنامه های دولت اظهار امیدواری کرد. از چند مجروح جنگی عیادت کردم. گفتم به بیمارها هدیه ای داده شود. به دفترم آمدم. هوا ابری است، اما باران نمی بارد.
آقای [هادی] نژاد حسینیان [وزیر صنایع سنگین] آمد. او برای مشکلات تولید و صنایع چاره جوئی کرد و از برنامه ها گفت. جلسه ای برای بررسی طرح محله جمشید - که خراب شده و مردم منطقه متفرق شده اند – داشتیم. برای تامین مخارج اسکان آنها و تهیه محل کسب آنها - چند هزار خانه و مغازه - کمک مالی می خواستند. قرار شد از محل زمین های پادگان قلعه مرغی استفاده شود و طرح کمافی السابق ادامه یابد.
عصر آقایان [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] و تیمسار [مصطفی] ترابی [رئیس سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش] آمدند. اولی گزارش سفر چین را داد و دومی درباره حسن اثر نصب آقای [علی] شمخانی به فرماندهی نیروی دریایی گفت.
شب بچه ها برای تماشای فیلم بای سیکل ران به مجلس آمدند. به آقای دکتر غفوری اجازه دادم که برای بررسی مسأله اشغال مرکز بسیج توسط دانشجویان [دانشگاه] امیرکبیر به دانشگاه برود.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام