خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 15:56کد خبر29092

دیشب برف آمد. مایه خوشحالی است. به دفترم رفتم. ساعت نه صبح آقای کمال خرازی [نماینده دائم ایران در سازمان ملل] آمد. درباره کیفیت تعامل با آمریکایی ها و انگلیسی ها پرسید. سیاست خارجی را توضیح دادم. گفتم با نظر رهبری در مورد حل مشکل گروگان ها در لبنان حرکت

دیشب برف آمد. مایه خوشحالی است. به دفترم رفتم. ساعت نه صبح آقای کمال خرازی [نماینده دائم ایران در سازمان ملل] آمد. درباره کیفیت تعامل با آمریکایی ها و انگلیسی ها پرسید. سیاست خارجی را توضیح دادم. گفتم با نظر رهبری در مورد حل مشکل گروگان ها در لبنان حرکت کنند.

دکتر [سیدحسن] عارفی [پزشک معالج حضرت امام(ره)] و دکتر [محمدحسن] باستان حق [رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران] آمدند و برای ساخت بیمارستان قلب استمداد کردند. آقای مسیح مهاجری آمد و اجازه خواست که در سرمقاله [روزنامه جمهوری اسلامی] به اظهارات آقای منتظری پاسخ دهد؛ گفتم تند نرود. آقای منتظری حرف هایی زده اند که حاکی از ضعف اطلاعات و ضعف محاسبه و دور اندیشی است.

آقای [روغنی] زنجانی [رئیس سازمان برنامه و بودجه] همراه با [کارشناسان و] مسئولان شرکت های [مهندسین مشاور و] پیمانکاری و طراحی و فنی آمدند. گزارش ظرفیت کار دادند و نیازها را گفتند. برایشان مفصلا صحبت کردم و تشویق به کار بیشتر کردم و قول حمایت دادم. ظهر محسن آمد و کامپیوتری برای نصب در اتاقم، جهت تسهیل کارها آورد. مهدی آمد و درباره نوعی ابتکار در اسکله سازی گفت و خواهان به کارگیری این روش شد.

عصر [عبدالله نوری] وزیر کشور و فرماندهان نیروهای انتظامی شهربانی، کمیته و ژاندارمری آمدند . برای آنها صحبت کردم . دکتر [محسن] نوربخش [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمد. درباره سیاست ارزی صحبت شد و برای قبول سپرده ارزی از خارج اجازه گرفت.

شب شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه داشت. درباره تاسیس مراکز آموزشی در خارج مذاکره و تصمیم گیری شد. شب در دفترم ماندم. تا ساعت یازده و نیم شب کار کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا