خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:56کد خبر29034

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای [حسین] محلوجی [وزیر معادن و فلزات] آمد. گزارش وضع کارخانجات فولاد اهواز را داد و از جمله تندی که در حاشیه نامه ای از ارتش نوشته بودم، گله کرد. آقای [مرتضی] مقتدائی [رئیس دیوان عالی کشور] آمد. گزارش وضع دیوان عالی

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای [حسین] محلوجی [وزیر معادن و فلزات] آمد. گزارش وضع کارخانجات فولاد اهواز را داد و از جمله تندی که در حاشیه نامه ای از ارتش نوشته بودم، گله کرد. آقای [مرتضی] مقتدائی [رئیس دیوان عالی کشور] آمد. گزارش وضع دیوان عالی کشور را گفت و از رکود و خرابکاری کارها در زمان گذشته انتقاد داشت.

آقای [یان] الیاسون [نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل] و همراهان آمدند. نامه دبیرکل را آورد و گزارش مذاکرات در بغداد را داد؛ بیشتر از دفعات قبل امیدوار است. من هم تاکید بر تمایل به صلح جامع کردم . خصوصی گفت صدام گفته اگر عزم سیاسی پشت کار مذاکرات باشد، سریعاً می توانیم مثل زمان 1975 [میلادی] به نتیجه برسیم

دکتر حبیبی برای امور جاری کشور آمد. عصر تا ساعت هفت و نیم در جلسه دولت بودم. تا ساعت نه و نیم با رهبری در امور سیاسی، نظامی و اقتصادی مذاکره داشتیم. نقاهت کسالت باقی است و خسته به خانه رفتم.

مسابقه فوتبال تیم های ایران و عراق در کویت، امروز مورد توجه و حساسیت شدید مردم بود. گفتم به آنها وعده بدهند که اگر پیروز شدند، جوایز مهمی دریافت می کنند. بازی صفر - صفر تمام شد و چون تیم ما امتیاز بیشتری دارد، در نتیجه در صدر گروه قرار گرفتیم. برخوردها در میدان جدی، ولی توأم با متانت و دوستی بوده و مجموعاً اثر خوبی دارد.

مهندس [اکبر] ترکان [رئیس سازمان صنایع دفاع] نتیجه مذاکرات با شوروی ها در خریدهای نظامی را داد؛ قبول کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا