خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 14:26کد خبر29065

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت نه آقای فلاحیان برای امور امنیتی آمد. درباره اطلاعات داخل و خارج صحبت شد. جمعی از لشکر سپاه تهران آمدند. نظر من را درباره آینده سپاه و سه نیرو پرسیدند و کمک خواستند. آقای [قدرت الله] علیخانی آمد. از نگرانی کمیته

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت نه آقای فلاحیان برای امور امنیتی آمد. درباره اطلاعات داخل و خارج صحبت شد. جمعی از لشکر سپاه تهران آمدند. نظر من را درباره آینده سپاه و سه نیرو پرسیدند و کمک خواستند. آقای [قدرت الله] علیخانی آمد. از نگرانی کمیته ای ها از مسأله ادغام نیروهای انتظامی و از نظرات رادیکال ها و مسائل قزوین گفت.

خانم افراز و خانم تندگویان و یک اسیر آزاده آمدند و خبر از وجود [مجید] تندگویان [وزیر نفت کابینه شهید رجایی] در زندان بغداد، به نقل از یک کارکن لنچ که اخیراً اسیر و آزاده شده دادند. آنها برای امور اسرا نظراتی مطرح کردند.

عصر هیأت دولت جلسه داشت. تا ساعت هفت در دفترم ماندم. تا ساعت یازده شب کارها را انجام دادم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا