خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آذر ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 14:26کد خبر29069

بعد از نماز و استماع اخبار و صبحانه، استاندار و معاونان آمدند و درباره آثار سیل اخیر و مسائل سیاسی استان گفتند. ساعت هشت صبح به فرودگاه رفتم و با هلی کوپترها به سوی ماهشهر پرواز کردیم. در بین راه بر فراز منطقه سیل زده رامشیر گشت زدیم. رود جراحی طغیان

بعد از نماز و استماع اخبار و صبحانه، استاندار و معاونان آمدند و درباره آثار سیل اخیر و مسائل سیاسی استان گفتند. ساعت هشت صبح به فرودگاه رفتم و با هلی کوپترها به سوی ماهشهر پرواز کردیم.

در بین راه بر فراز منطقه سیل زده رامشیر گشت زدیم. رود جراحی طغیان کرده است. تقریباً تمامی اراضی کشاورزی و روستاهای اطراف رود را آب گرفته و خسارات زیادی به کشاورزان وارد کرده است.

در کنار روستائی به نام «سدره» نشستیم. مردم جمع شدند. داخل روستا رفتیم. کوچه های باریک و خانه های گلی داشت و هرجا رود وارد خانه شده، داخل اتاق ها هم شده است. به داخل خانه یک کشاورز و دو خانواده شهید رفتیم. سطح زندگی ها خیلی پائین است؛ با اینکه معمولا هر خانواده پنج هکتار زمین در کنار رودخانه دارند. مردم یزد، اصفهان یا رفسنجان با این مقدار زمین و آب می توانند زندگی بهتری را درست کنند .

با معلم مدرسه ای که سیل آن را تعطیل کرده صحبت کردیم؛ حدود هفتاد دانش آموز تا کلاس پنجم دارد. وعده کمک دادم و نصیحت کردم که بیشتر کارکنند و خانه ها را محکمتر بسازند. لااقل کف خانه کمی کرسی بسازند که آب سیل وارد اتاق نشود؛ این منطقه سیل خیز است.

به ماهشهر پرواز کردیم. با هلی کوپتر گشتی در اطراف شهر و بندر زدیم. در باند کوچک فرودگاه نشستیم. استقبال رسمی بود. با ماشین به سوی بندر حرکت کردیم. خانه های گروهی از جنگ زدگان کنار جاده را سیلاب گرفته و آنها را تخلیه کرده بودند؛ وضعشان دلخراش بود.

از سیلوی هفتاد هزار تنی ترانزیتی که جهاد آن را تکمیل کرده است، بازدید کردیم؛ جالب است. سپس اسکله ها را دیدیم؛ خیلی عظیم است. حدود چهل کشتی همزمان می تواند در آن پهلو بگیرد. راه آهن هم متصل است و بخشی از انبارها ساخته شده و باید تکمیل شود، ولی کمی کامیون و واگن، ظرفیت را پائین آورده است. کشتی ها معطل می شوند.

حدود دو ساعت و نیم از برنامه زمان بندی شده عقب بودیم. به محل مجتمع شیمیائی رازی رفتیم. مدیران توضیحات کار واحدها و بازسازی ها را دادند. برای کارگران سخنرانی کوتاه نمودم. ناهار خوردیم و از مجتمع بازدید کردیم. واحد کود اوره سازی جدید را که روزانه هزاروپانصد تن کود تولید می کنند، افتتاح کردیم؛ مدرن است و مهندسان از اینکه توانسته اند خودشان آن را راه بیندازند، خیلی خوشحال اند. کارگران احساسات پرشوری ارائه دادند.

با ماشین به سوی ماهشهر حرکت کردیم. در راه با گروهی از سیل زده ها هم صحبت کردم و گفتم کمکشان کنند. در مدخل شهر و خیابان ها مردم خیلی پرشور و انبوه استقبال کردند. به مصلا رفتیم. جمعیت عظیمی جمع شده بود؛ فشرده و پرخروش بودند. صحبت کوتاهی کردم .

با هلی کوپتر به سوی پایگاه امیدیه پرواز کردیم. مصاحبه ای انجام دادم . به سوی تهران پرواز کردیم. قرار بود فردا به خارک برویم، ولی چون باند فرودگاه خارک تحت تعمیر است، منصرف شدیم. در هواپیما سطح کمک وزارت نفت به بازسازی آبادان را تعیین کردیم. ساعت هشت شب به خانه رسیدم. حال بچه ها خوب است. مهدی به ارومیه رفته است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا