خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:52کد خبر29025

در منزل ماندم. آقای موسوی اردبیلی آمدند. وضع برنامه و زندگی خود در قم را گفتند. دو درس فقه و اصول را شروع کرده و راضی اند. برای بنیاد مفید استمداد کرد. بنا دارد دیگر به نماز جمعه تهران نیاید، مگر یک بار برای خداحافظی و حسن ختام. عصر آقای [عبدالمجید]

در منزل ماندم. آقای موسوی اردبیلی آمدند. وضع برنامه و زندگی خود در قم را گفتند. دو درس فقه و اصول را شروع کرده و راضی اند. برای بنیاد مفید استمداد کرد. بنا دارد دیگر به نماز جمعه تهران نیاید، مگر یک بار برای خداحافظی و حسن ختام.

عصر آقای [عبدالمجید] معادیخواه برای بنیاد تاریخ آمد و نامه مهدی تاجر را از دوبی آورد که پیشنهاد دادن وام و خرید نفت و انجام طرح ها را داده بود؛ پیشنهاد وسیع و سخاوتمندانه ای است. می گوید به خاطر عشق به حکومت اهل بیت است. باورش سخت است اما کشور احتیاج به سرمایه گذاری دارد و نباید چنین مواردی را از دست داد.

شب دکتر ولایتی آمد. برای سیاست مان در لبنان مشورت کرد. عازم سوریه بود. او همکاری با مهدی تاجر را که شیعه است، تأئید کرد. [آقای حسین مرعشی] استاندار کرمان آمد. درباره مسائل کرمان و مسائل کل کشور مطالبی داشت. تا ساعت یازده شب گزارش ها را خواندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا