خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 16:36کد خبر29128

ساعت هشت و نیم سفرا و کارداران خارجی مقیم ایران، برای تبریک ایام دهه فجر آمدند. [آقای خوزه رافائل زانونی] سفیر ونزوئلا - مُقدم السفرا - از طرف آنها تبریک گفت. من مفصلاً صحبت کردم . سپس یکایک آنها آمدند، مصافحه کردند و احوالپرسی نمودند. کمی در میان آنها

ساعت هشت و نیم سفرا و کارداران خارجی مقیم ایران، برای تبریک ایام دهه فجر آمدند. [آقای خوزه رافائل زانونی] سفیر ونزوئلا - مُقدم السفرا - از طرف آنها تبریک گفت. من مفصلاً صحبت کردم . سپس یکایک آنها آمدند، مصافحه کردند و احوالپرسی نمودند. کمی در میان آنها ماندم. دسته جمعی عکس گرفته شد.

آقای رفیق دوست اوضاع بنیاد مستضعفان را گفت و برای وارد کردن کالاهای بازرگانی و نیازهای ارزی استمداد نمود. آقایان دکتر [هادی] منافی و [غلامحسین] محمدی گلپایگانی آمدند از من خواستند که به آیت الله خامنه ای توصیه کنم، مقداری تنوع و استراحت در برنامه خود داشته باشند که خسته و افسرده نشوند.

عصر به تالار وحدت رفتم ودر مراسم [انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران] به صاحبان کتاب های سال لوح تقدیر دادم و برای آنها صحبت کردم . تلفنی از آقای [محمد] یزدی [رئیس قوه قضائیه] احوالپرسی کردم. به جلسه هیأت دولت نرفتم. کارها را تا ساعت هفت و نیم انجام دادم. به خانه آمدم. عفت تنها بود. بچه ها به مسافرت رفته اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا