خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آذر ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 14:26کد خبر29063

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کار کردم. در گزارش های خارجی مسأله اول تحولات دنیای شرق و کشورهای کمونیستی است. وزیر کشور اطلاع داد که در آذربایجان شوروی تظاهرات وسیعی شروع شده و شعار وحدت دو آذربایجان می دهند و احتمال عبور مردم از مرز به شیوه عبور مردم از

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کار کردم. در گزارش های خارجی مسأله اول تحولات دنیای شرق و کشورهای کمونیستی است. وزیر کشور اطلاع داد که در آذربایجان شوروی تظاهرات وسیعی شروع شده و شعار وحدت دو آذربایجان می دهند و احتمال عبور مردم از مرز به شیوه عبور مردم از مرز و رفتن از برلین شرقی به غربی هست. آقای [جلیل] بشارتی [رئیس دفتر مناطق محروم نهاد ریاست جمهوری] آمد. راجع به نقاط محروم صحبت شد.

تا ظهر چند ملاقات داشتم. باران می بارد. آقای [حمید] میرزاده خبر از سیل در خوزستان و بوشهر و چند استان دیگر داد و برای ارسال کمک و اعزام هلی کوپتر استمداد نمود. عصر شورای اقتصاد جلسه داشت. تا مغرب درباره پیش فروش تولیدات صنایع برای تحصیل ریال مذاکره شد؛ به جایی نرسیدیم.

بعد از نماز مغرب برای ضیافت شام به مجلس رفتم. قرار بود آیت الله خامنه ای هم باشند که در لحظات آخر خبر دادند که سرماخوردگی دارند و نمی آیند.

قبل از جلسه رسمی، در تالار با نمایندگان مذاکرات متفرقه داشتیم. آقای [مهدی] کروبی [رئیس مجلس شورای اسلامی] خیرمقدم گفت و نمایندگان سئوالاتی درباره برنامه پنجساله مطرح کردند و من توضیحات دادم. مفید بود؛ شبهه هایی که در فکر بعضی از نمایندگان ایجاد کرده بودند، رفع کردم. سر میز شام هم جمعی از نمایندگان مراجعه داشتند. معمولاً از مذاکرات راضی و خوشحال بودند . به خانه آمدم. دیر وقت بود. امروز باران زیادی در تهران و اکثر شهرها آمده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا