ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم و تا ساعت نه کار کردم. آقای [یوسف رضا] ابوالفتحی مسئول قرارگاه محمد(ص) در شرق کشور آمد. گزارشی از مبارزه با اشرار داد و از اوضاع گروه ضدانقلاب شرور حاج بلوچ خان گفت. او تقاضای امان و تسلیم نموده است. از جمعیت و امکانات
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم و تا ساعت نه کار کردم. آقای [یوسف رضا] ابوالفتحی مسئول قرارگاه محمد(ص) در شرق کشور آمد. گزارشی از مبارزه با اشرار داد و از اوضاع گروه ضدانقلاب شرور حاج بلوچ خان گفت. او تقاضای امان و تسلیم نموده است. از جمعیت و امکانات آنها گفت و نظرش این است که به او امان بدهیم.
آقای [علی] آقامحمدی آمد. نظراتی درباره کردستان آورد و درباره سیاست های پولی صحبت کرد. دکتر [گودرز] افتخار جهرمی آمد. گزارش سفر به لاهه و مذاکره با آمریکایی ها در خصوص دعاوی [دادگاه] لاهه و مطرح شدن حل جامع و یکجا با مصالحه و همچنین اظهار آمادگی آمریکایی ها برای پرداخت خسارات [هواپیمای] ایرباس و رفع توقیف از حساب شماره 2 در انگلستان را داد ؛ گفتم به مذاکرات ادامه دهد.
دکتر [حسن] حبیبی برای امور جاری کشور و مسائل نهاد [ریاست جمهوری] آمد. آقای [سیدحسین] موسویان از وزارت خارجه آمد و درباره ماندن در آنجا و یا رفتن به وزارت معادن و فلزات مشورت کرد و درباره کیفیت برخورد با انگلیس و آمریکا و کل غرب صحبت کرد؛ انگلیسی ها پیشنهاد حل معضلات فیمابین را داده اند.
آقای [مسیح] مهاجری که برای تهیه مقدمات سفرم به آذربایجان و کردستان رفته بود، آمد و برنامه ها را گفت؛ خیلی فشرده است. به جلسه هیأت دولت رفتم؛ تا ساعت هفت بعد از ظهر طول کشید. درباره تعطیلی روز پنجشنبه که فعلاً بخشی از ادارات تعطیل است، بحث شد. دو نظر در دولت بود. که به نتیجه رسیدیم . کارهای جاری انجام شد.
شب مهمان آقای خامنه ای بودم ایشان کسالت داشت. درباره اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور و طرح های در دست اجرای اقتصادی مذاکره شد. برای خواب به دفترم آمدم و تا ساعت یازده ونیم شب، کارها را انجام دادم و خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام