خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 15:56کد خبر29096

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای عبدالحسین وهاجی] وزیر بازرگانی آمد. درباره مسائل توزیع مطالبی داشت و از شایعه عزل خودش ناراحت بود که تکذیب کردم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد؛ کمک می خواست. با اینکه قرار داد تکمیل نیروگاه

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای عبدالحسین وهاجی] وزیر بازرگانی آمد. درباره مسائل توزیع مطالبی داشت و از شایعه عزل خودش ناراحت بود که تکذیب کردم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد؛ کمک می خواست. با اینکه قرار داد تکمیل نیروگاه بوشهر با اسپانیایی ها تکمیل نیست، اصرار بر شروع مقدمات کار دارد. گفتم اطمینان که کسب شد، شروع می کنیم.

دکتر [حسن] روحانی [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. درباره برنامه های شورای عالی امنیت ملی مذاکره شد و درباره مسائل اخیر مجلس و رهبری صحبت شد. دکتر حبیبی برای امور جاری کشور آمد. دکتر نوربخش [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمد. برای امور ارز ناراحت است. فشار زیادی برای خرید ارز آزاد هست که نمی تواند به همه تقاضاها جواب بدهد. به نظر می رسد می خواهد [عرضه ارز را] به نحوی محدود کند. ازدحام سنگین و صف طولانی برای خرید ارز وجود دارد.

عصر شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. درباره موضوعات در دستور و وضع مرزها با آذربایجان شوروی صحبت شد. آقای [عبدالله] نوری اظهار ناراحتی کرد از اینکه رهبری به آقای سراج [الدین موسوی] پیغام داده اند که یا فرمانده کمیته باشد و یا نماینده رهبری و او گفته که استعفاء می دهد، خواست کمک کنیم.

شب با آقای خامنه ای جلسه داشتیم. قرار بود احمدآقا هم باشد که نیامد. درباره مسائل جاری، اظهارات آقای منتظری، مسائل مجلس، عفو عمومی، وضع لبنان و نیروهای مسلح و .... مذاکره و تصمیم گیری کردیم؛ جلسه مفیدی بود. به دفترم برگشتم و تا ساعت یازده ونیم شب کارها را انجام دادم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا