خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:56کد خبر29038

ساعت هشت صبح از منزل به مرکز چاپخانه اسکناس و ضرابخانه سکه ها در خیابان پاسداران رفتم. از طراحی، حکاکی، عکاسی، آزمایشگاه، کلیشه سازی، چاپخانه، کنترل، برش و بسته بندی اسکناس و مراحل ذوب و ضرب سکه بازدید کردم؛ جالب و اطمینان بخش است. در کاغذ و مرکب

ساعت هشت صبح از منزل به مرکز چاپخانه اسکناس و ضرابخانه سکه ها در خیابان پاسداران رفتم. از طراحی، حکاکی، عکاسی، آزمایشگاه، کلیشه سازی، چاپخانه، کنترل، برش و بسته بندی اسکناس و مراحل ذوب و ضرب سکه بازدید کردم؛ جالب و اطمینان بخش است. در کاغذ و مرکب وابسته ایم. دستور دادم کارخانه ساخت کاغذ مخصوص تهیه کنند. دستگاه کنترل و حفاظت مرکز، پیشرفته و مهم است. آن را فرانسوی ها ساخته اند. در جمع کارکنان کمی صحبت کردم .

ظهر به دفترم آمدم. باران خفیفی می بارید. عصر و شب کارها را انجام دادم. مقداری از گزارش های مفصل که خوانده نشده بود، خواندم و مقداری را با خود به خانه بردم که در منزل بخوانم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا