ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. برف می بارید. آقای [محمد] فلاح آمد. سوابق خود را گفت و خواستار توجه بیشتر به سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی شد. آقای [مصطفی] پورمحمدی از وزارت اطلاعات آمد. گزارش امنیتی داد و درباره مسائل آذربایجان شوروی گفت و
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. برف می بارید. آقای [محمد] فلاح آمد. سوابق خود را گفت و خواستار توجه بیشتر به سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی شد. آقای [مصطفی] پورمحمدی از وزارت اطلاعات آمد. گزارش امنیتی داد و درباره مسائل آذربایجان شوروی گفت و بودجه بیشتر برای اطلاعات خواست و برای جذب اعتماد من به عناصر اطلاعات، مطالبی از وفاداری و حسن نیت آنها گفت. آقای [محسن] قرائتی آمد و بودجه بیشتر برای نهضت سواد آموزی خواست.
آقای [غلامرضا] رضوانی [عضو شورای نگهبان] آمد و در خصوص مشکل شورای نگهبان با وزارت کشور در مسأله انتخابات تهران چاره جویی کرد. عصر شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. درباره موضوعات فرهنگی تصمیم گیری و درباره روابط با کشورهای عربی مذاکره شد.اما بحث ناتمام ماند. بعد از جلسه با احمدآقا جلسه خصوصی داشتیم؛ از بعضی عزل و نصب های رهبری گلایه داشت. شب در دفترم ماندم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام