خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 16:36کد خبر29122

با عفت و عذرا خانم [خواهر همسرم] صبحانه خوردیم. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. برای شرکت در مراسم افتتاح برنامه های دهه فجر، با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتیم. جمعیت زیادی جمع شده بودند. مهمانان خارجی هم بودند. حاج احمدآقا صحبت طولانی کرد. من

با عفت و عذرا خانم [خواهر همسرم] صبحانه خوردیم. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. برای شرکت در مراسم افتتاح برنامه های دهه فجر، با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتیم. جمعیت زیادی جمع شده بودند. مهمانان خارجی هم بودند. حاج احمدآقا صحبت طولانی کرد. من مختصر صحبت کردم. احساسات مردم خیلی خوب بود. به دفترم برگشتم.

عصر آقای [محمدحسن] تولائی استاندار جدید خوزستان آمد و برای انجام وظایف در بازسازی و امور دیگر تأیید و حمایت خواست. اخوی محمود [از وزارت امور خارجه] آمد. گزارش وضع لبنان را داد و از آشتی ناپذیری در درگیری های بین شیعه گله داشت و اعلان خطر می کرد. اول شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا