خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 15:31کد خبر29089

فاطی با مادرش صحبت کرد. دکتر یک هفته دیگر اقامت را تمدید کرده است. آقای [قدرت الله] علیخانی آمد. مراتب ناراحتی خط 3 را از اظهارات رهبری اطلاع داد و تحلیل های آنها را گفت. توقع کمک من برای خلاص کردن آنها را دارند. موج حمایت های مراکز روحانی و فرهنگی از

فاطی با مادرش صحبت کرد. دکتر یک هفته دیگر اقامت را تمدید کرده است. آقای [قدرت الله] علیخانی آمد. مراتب ناراحتی خط 3 را از اظهارات رهبری اطلاع داد و تحلیل های آنها را گفت. توقع کمک من برای خلاص کردن آنها را دارند. موج حمایت های مراکز روحانی و فرهنگی از بیانات رهبری و حمایت از دولت ادامه دارد.

[آقای عبدالله نوری] وزیر کشور برای امور جاری کشور آمد و همان مضامین مطالب آقای علیخانی را گفت. مهندس [مهدی] چمران آمد. از مدیریت دانشکده هنرهای زیبا و طرد نیروهای مخلص شکایت کرد. آقای کامروا [مسئول ستاد معین تهران] آمد. امکانات ستاد معین [برای بازسازی نوسازی] خرمشهر و برنامه های بازسازی را گفت؛ تأکید بر سرعت عمل نمودم.

عصر دکتر هاشمی [گلپایگانی] برای برنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد. چهار نفر از نمایندگان مجلس که برای سیاحت و مطالعه کتابخانه ها عازم شوروی هستند، برای مشورت و خداحافظی آمدند.

اول شب با وزرای اطلاعات، کشور و امور خارجه درباره مسائل و حوادث آذربایجان شوروی جلسه داشتیم. تحلیل این است که خود مردم باکو تمایل به انقلاب اسلامی دارند و شعار وحدت می دهند، ولی عوامل حکومت شوروی و توده ای ها نفوذ کرده اند و شعارهای انحرافی هم از قبیل استقلال آذربایجان و .... داده می شود. قرار شد هیأتی برای مذاکره با روس ها به مسکو اعزام بشود و هیأتی برای کشف بیشتر حقیقت به باکو بروند و کمیسیونی در تهران و تبریز، مسائل را زیر نظر داشته باشد. شب در دفترم ماندم و کارها را انجام دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا