حدود ساعت سه ونیم بامداد از سرما بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. عفت ساعت پنج ونیم رسید. با محسن به سفر چین رفته بودند. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. کارهای عقب مانده انجام شد. چند نفر از کامیونداران و گاراژداران آمدند. مشکلات حمل و نقل و اشکالات شیوه
حدود ساعت سه ونیم بامداد از سرما بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. عفت ساعت پنج ونیم رسید. با محسن به سفر چین رفته بودند. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. کارهای عقب مانده انجام شد. چند نفر از کامیونداران و گاراژداران آمدند. مشکلات حمل و نقل و اشکالات شیوه کار وزارت راه، ارزانی تعرفه ها، کمبود قطعات، سیاست های غیر واقع گرایانه و ... را گفتند و اظهار آمادگی برای همکاری نمودند.
آقای جلیل بشارتی آمد. درباره مسئولیت خودش [دفتر رسیدگی به مناطق محروم نهاد ریاست جمهوری] و کنترل برنامه سلام صبح بخیر رادیو صحبت شد. آقای [غلامحسین] جمی امام جمعه آبادان آمد. نیازهای بازسازی آبادان، کمی اعتبار و کمبود مصالح و شوری آب بهمنشیر را گفت؛ مبلغی برای رفع مشکلات آنجا دادم.
آقای [سید محمد علی موسوی] جزایری امام جمعه اهواز آمد و از [آقای محسن میردامادی] استاندار [خوزستان] شکایت داشت و خواستار تعویض بود. آقای [ابوالفضل] توکلی بینا [مشاور رئیس جمهور در امور اصناف] آمد و درباره خواسته های صنف خباز [= نانوا]، صرف نکردن پخت و سختی تعزیرات و ... و همچنین درباره مشکلات سایر اصناف گفت؛ وعده حل مشکل دادم.
آقای [محسن] نوربخش و آقای [محمدحسین] عادلی، تلفنی درباره پائین آوردن نرخ ارز آزاد از100تومان به 96 تومان اجازه گرفتند. آقای حسن صانعی [رئیس بنیاد 15 خرداد] آمد. درباره سد 15 خرداد صحبت شد. قرار شد سیزده میلیارد ریال بدهد. بقیه را هم دولت خواهد داد.
عصر دکتر روحانی آمد. درباره تشکیل شورای عالی امنیت ملی مشورت کرد. عفت آمد؛ از سردی خانه به اینجا پناه آورده است. شب مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام