نزدیک ساعت نه صبح به دفترم رسیدم. صبحانه را در خانه شلغم خوردم که آقا جلال از نائین آورده است. آقای مهدی تاجر همراه آقای [علی] شمس اردکانی آمد و توضیحاتی را درباره طرح احیای جزیره قشم به عنوان بندر آزاد داد. یاسر آمد و اجازه خواست که برای راه انداختن
نزدیک ساعت نه صبح به دفترم رسیدم. صبحانه را در خانه شلغم خوردم که آقا جلال از نائین آورده است. آقای مهدی تاجر همراه آقای [علی] شمس اردکانی آمد و توضیحاتی را درباره طرح احیای جزیره قشم به عنوان بندر آزاد داد. یاسر آمد و اجازه خواست که برای راه انداختن آموزش چتربازی و پرواز توسط [سازمان] هواپیمایی ملی [هما]، از آیت الله خامنه ای استمداد کنند؛ قبول کردم.
ساعت یازده به ساختمان نخست وزیری سابق [نهاد ریاست جمهوری فعلی] رفتم. هر پنج طبقه را گشتم و سری به قسمت های مختلف زدم و در پایان از سالن کامپیوتر بازدید کردم؛ نماز جماعت را با کارکنان خواندم و برایشان صحبت کردم و در جمع شان ناهار خوردم. در بازگشت به دفترم، از دفتر محسن (بازرسی ویژه) و ساختمان بالای آن، که برای سکونت خانواده در نظر گرفته شده است، بازدید کردم.
عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. بعضی از ردیف های بودجه سال 1369 را اصلاح کردیم. ساعت هشت و نیم شب به دفترم برگشتم. تا ساعت نه و نیم کار کردم. شام خوردم و تا ساعت یازده و نیم کارها را انجام دادم و خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام