خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 15:58کد خبر29104

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کار کردم. [آقای مانوئل برنارد و دسوسا و آقای موراد ایساک موراجی] سفیران آکردوتیه آنگولا و موزامبیک برای تقدیم استوار نامه ها آمدند. مذاکرات کوتاهی داشتیم . سفیر اندونزی برای خداحافظی آمد . آقای [قربانعلی] دری نجف آبادی و

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کار کردم. [آقای مانوئل برنارد و دسوسا و آقای موراد ایساک موراجی] سفیران آکردوتیه آنگولا و موزامبیک برای تقدیم استوار نامه ها آمدند. مذاکرات کوتاهی داشتیم . سفیر اندونزی برای خداحافظی آمد . آقای [قربانعلی] دری نجف آبادی و احمدآقا، پسر آقای منتظری آمدند و پیام آقای منتظری را آوردند. ایشان برای رفع فشار از افرادی که در ارتباط با پخش نوار دستگیر شده یا می شوند، استمداد کرده و خواستار عادی شدن وضع و دادن جزوه های اطلاعاتی اند.

آقای [سیدعلی] مقدم آمد. توضیحاتی درباره نقشه و برنامه ساخت مصلای تهران داد. [آقای فروزش] وزیر جهاد و مدیران جهاد آمدند. برای آنها صحبت کردم . عصر هیأت دولت جلسه داشت. درباره تفکیک وظایف جهاد و کشاورزی بحث شد و نزدیک به تصمیم گیری رسیدیم که به جلسه بعد موکول شد. دکتر ولایتی درباره مسائل آذربایجان شوروی مطالبی داشت.

شب آیت الله خامنه ای به دفتر من آمدند. درباره مسأله آقای منتظری بحث و تصمیم گیری شد و نیز درباره نماز جمعه تهران و ائمه جمعه استان ها و سیاست خارجی تصمیم گرفتیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا