روزنوشتهای سال ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۶۰
فرصتى براى استراحت به دست آمد و توفيقى براى مطالعه. قبل از رفتن به نماز جمعه، مرورى بر مجموعه اخبار و مناسبت هاى هفته - كه ستاد نماز جمعه براى امام جمعه تهران هر هفته تهيه مىكند- نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۰
دو روز عقب ماندگى در نوشتن خاطرات را جبران و ساعتى هم، تفسير مطالعه كردم. با توجه به وضع روحى خود و وضع جامعه، آيات راجع به جنگ احد را انتخاب كردم. سپس به زيارت امام رفتم.

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۰
چون شب در مجلس خوابيده بودم، يك ساعت زودتر مشغول كار شدم. گزارش ها را خواندم و متن خطبه عربى نماز جمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۰
دو روز تأخير در نوشتن خاطرات را اول وقت نوشتم. سپس به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. بحث درباره لايحه بودجه بود. پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه علنى بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۰
با كمى تأخير به مجلس رفتم. بحث در جزیيات لايحه بودجه شروع شد و پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۰
جلسه علنى، ادامه بحث در كليات بودجه داشتيم. نيمى از وقت جلسه را من اداره كردم و نيم ديگر را آقاى [على اكبر] پرورش.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۰
به خاطر بودجه كه به موجب آیيننامه، بايد حداقل روزى پنج ساعت جلسه علنى داشته باشيم، وقت جلسه را ساعت شش صبح قرار داده بوديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۰
بعد از صرف سحرى نخوابيدم و دوساعت براى خطبههاى نماز جمعه مطالعه كردم. على، اخوى زاده كه دوماه در جبهه غرب با سپاه پاسداران بوده، آمد و خوشحال شدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۰
صبح زودتر از هر روز به مجلس رفتم. آقاى مرادى دادستان انقلاب رفسنجان آمده بود و به خاطر اينكه ايشان را عزل كردهاند، كمك خواست. معتقد است كه نفوذ رقباى محلى، مؤثر بوده.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۰
شب خيلى دير خوابيدم و بعد از سحر هم، خواب عميقى نرفتم. جلسه علنى داشتيم و طرح احزاب مطرح بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۰
دير از خواب بيدار شدم. بعد از سحرى خوردن، ساعت سه ونيم صبح خوابيده بودم، نزديك ساعت هشت صبح از خواب پريدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۰
دو روز از خاطرات عقب مانده را نوشتم. جلسه علنى داشتيم و لايحه احزاب مطرح بود. چند ماده تصويب شد. ریيس دفتر جديد را دعوت به كار كردم .
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۰
اول صبح آقاى محسن رضایى به منزل آمد و گزارشى از وضع مبارزه با گروهك ها داد. معلوم شد كه عامل انفجار دفتر حزب جمهورى اسلامى، (منافق فرارى [محمدرضا] كلاهى) از [نيروهاى سازمان] مجاهدين خلق است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۰
جلسه علنى نداشتيم. حدود ساعت نه ونيم به مجلس رفتم. براى كميسيون آیيننامه مدتى انتظار كشيدم. نصاب لازم به دست نيامد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۰
روزه گرفتم؛ ولى بعدازظهر از طرف مراجع اعلام شد كه ثابت نشده، امروز ماه رمضان باشد. عدهاى صبح زود به خانه آمدند و آقاى تحريريان خبر بازداشت آقاى ميناچى را داد و كمك خواست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۰
بعد از آسيب ديدن آقاى خامنهاى، امام من را مأمور اقامه نماز جمعه فرمودهاند. براى برگزارى نماز جمعه از تحريرالوسيله قدرى مسائل نماز جمعه را مطالعه نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۶۰
ساعت شش صبح - يك ساعت قبل از جلسه علنى - به مجلس رفتم، زيرا صبح زود، اطلاع رسيده بود كه ضدانقلاب، برنامه خرابكارى در مجلس دارد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۰
اول صبح در مجلس، تعدادى از آيات سوره آل عمران، در رابطه با جنگ احد را مطالعه كردم كه خيلى شبيه شهداى پريشب بودند، آقاى بهشتى، حمزه و ديگران [سپاه اسلام]؛ جلسه هيأت ریيسه داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۰
در جلسه طولانى مشورتى، كيفيت اعلان فاجعه، پيام ها و اقدامات فورى را مورد مشورت قرار داديم و تصميم هايى گرفتيم. گزارش ها نشان مىداد كه بيش از شصت نفر شهيد و بيش از بيست مجروح داريم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، دو روز خاطرات را نوشتم و ساعت شش ونيم به بيمارستان قلب رفتم. حال آقاى خامنهاى، رضايتبخش بود. من را شناختند. كمى راحت شدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۶۰
صبح زود، آماده رفتن به جيرفت و كهنوج شديم. به پادگان هوانيروز رفتيم. مقدارى با پرسنل صحبت كرديم و سوار هلىكوپتر شديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۰
از صبح تا ظهر در منزل آقاى شيخ محمد هاشميان در رفسنجان نشستم و جمعى از بستگان و آشنايان به ملاقات آمدند و مطالبشان را مطرح كردند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، دو روز نوشتن خاطرات را كه تأخير انداخته بودم، جبران كردم. سپس به فرودگاه رفتم و با هواپيماى كوچك فالكن، همراه پاسداران، فاطى، مهدى و ياسر، به طرف كرمان به منظور رسيدگى به وضع زلزله زدگان گلباف كرمان، حركت كرديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۰
صبح زود به دفترم آمدم. جلسه علنى داشتيم. ساعت ده صبح جلسه را تعطيل كرديم، ولى جلسه هيأت ریيسه تا بعدازظهر، ادامه داشت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، جنازه شهيد چمران را به مجلس آورده بودند، براى تشييع. به خانوادهاش تسليتى گفتم. در جلسه علنى اعتبارنامه آقاى بهروزيه نماينده كليبر مطرح بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۶۰
اعتبار نامه نمايندههاى كليبر و گلپايگان در دستور بود. خبر شهادت دكتر چمران را اعلان كردم.خبر اعدام هشت نفر از گروهك هاى ضدانقلاب، وحشتى در قلب مخالفان انداخته [است].
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۶۰
چون شب در مجلس خوابيده بودم، اول وقت مشغول مطالعه گزارشات شدم. در خيلى از شهرها هم، آشوب مختصرى توسط گروهك ها ايجاد شده بود كه با دخالت مردم سركوب گرديد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
اول وقت، عفت براى يك عمل جراحى كوچك به بيمارستان ايرانمهر رفت و بسترى شد و من به مجلس رفتم. طرح «عدم كفايت سياسى آقاى بنىصدر» در دستور بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ خرداد ۱۳۶۰
اول صبح، خانم دكتر منصوريان براى عيادت عفت آمد. قرار گذاشت كه فردا عفت را براى عمل در بيمارستان بسترى كند. راجع به رفع مشكلى كه با دادگاه انقلاب دارد، از من كمك مىخواست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۶۰
امروز تعطيل است و در خانه استراحت مىكنم، بنا داشتم، براى رسيدگى به وضع زلزلهزدگان گلباف كرمان، به آنجا بروم، ولى به خاطر حساسيت وضع مركز، از اين سفر صرف نظر كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ خرداد ۱۳۶۰
ساعت شش، از خانه بيرون رفتم؛ براى اينكه قبل از جلسه - كه بسيار حساس بود – مشورت هايى بشود. دستور جلسه بحث در آیيننامه رسيدگى به صلاحيت سياسى ریيس جمهور بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ خرداد ۱۳۶۰
عفت تب داشت. از خانه بيرون رفتم. مجلس جلسه علنى داشت. دو فوريت طرح، در عدم كفايت سياسى ریيس جمهور و آیيننامه آن و ادامه بحث الحاق دادگاه انقلاب به دادگسترى مطرح بود و جلسه، حساس و سياسى بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ خرداد ۱۳۶۰
چهار دقيقه، دير به مجلس رسيدم. براى اولين بار، تأخير داشتم. پيش از دستور آقاى [محمد على] حيدرى نهاوندى، مختصرى جواب اطلاعيه بنىصدر را داد و يكى از نمايندگان در مخالفت، صحبت كرد و آقاى [على اكبر] معينفر، نامه آقايان مهندس [مهدى] بازرگان، دكتر [يدالله] سحابى و دكتر [كاظم] سامى را خواند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ خرداد ۱۳۶۰
روزهاى پر حادثهاى است. كتاب تاريخ ايران به سرعت ورق مىخورد و حوادث مهم تاريخى روى مىدهد و تاريخ به سرعت حركت مىكند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ خرداد ۱۳۶۰
براى اينكه در رابطه با آقاى بنىصدر، در مسأله رياست جمهورى و طرح عدم كفايت سياسى، نظر امام را بدانم، اول وقت به منزل ايشان رفتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۶۰
اول وقت، سرهنگ وحيد [دستجردى] ريیس شهربانى آمد و گزارشى از وضع شهرها داد. مجموعاً اوضاع را خوب توصيف كرد و حركات مخالفان را ضعيف و پراكنده.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ خرداد ۱۳۶۰
پس از جواب نامههاى ارباب رجوع منزل، به مجلس رفتم. در بين راه اخبار ساعت هفت صبح را گوش دادم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ خرداد ۱۳۶۰
جواب نامههایى كه به منزل از طرف ارباب رجوع رسيده بود، دادم. ساعت هفت صبح به مجلس رسيدم. جلسه علنى داشتيم. مهدى هم كه مدرسهاش تعطيل بود، با من به مجلس آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۶۰
جلسه علنى داشتيم. پيش از دستور، درباره اظهارات امام عليه ليبرال ها و حمله اسرایيل به نيروگاه اتمى در حال ساخت عراق، صحبت كردم .
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ خرداد ۱۳۶۰
امروز به خاطر تعطيل روزنامه، احتمال حوادثى حتى در مجلس مىدادم. جلسه علنى داشتيم. اتفاق مهمى نيفتاد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ خرداد ۱۳۶۰
روزه گرفتم؛ آخرين روزه از شش روز، روزه قرضى كه دو سال پيش به علت نقاهت بعد ازتير خوردن و عمل جراحى نگرفته بودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۶۰
صبح اول وقت، براى اولين بار پس از پيروزى انقلاب، براى ديدن وضع كتابخانه به مجلس شوراى قديم رفتم. يك ساعت تمام قسمت ها را بازديد كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ خرداد ۱۳۶۰
تقريباً تمام وقت، در منزل ماندم و فقط براى نماز جمعه بيرون رفتم. اول وقت آقاى رىشهرى تلفن كرد و گفت آقاى بنىصدر به آقاى غفورى، استاندار مشهد گفته است كه من مثل همين قله دماوند به رأى العين مىبينم كه عمامه آقاى رىشهرى را به گردنش انداختهاند و در خيابان ها مىگردانند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ خرداد ۱۳۶۰
در جلسه علنى، بحث در مورد اصلاح موارد اعتراض شوراى نگهبان به مصوبات لايحه حذف «فرمان همايونى» و طرح بنياد جنگ زدگان بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ خرداد ۱۳۶۰
در جلسه علنى، با آقايان فؤاد كريمى، [حسن]آيت و [عبدالحميد] ديالمه كه اعتراضآیيننامهاى داشتند، تند برخورد كردم و بالاخره امروز كار چهاردوازدهم بودجه تمام شد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ خرداد ۱۳۶۰
جلسه علنى درباره چهاردوازدهم بودجه داشتيم. حركت آقاى سلامتيان در اول جلسه عصباني ام كرد. عصر هم، جلسه ادامه داشت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۶۰
عيد مبعث بود و كارى نداشتم. دو روز خاطره نويسى عقب بودم. با استفاده از حافظه نوشتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۰
چون در مجلس خوابيده بودم، پيش از شروع جلسه علنى، كارهايى انجام دادم. از ساعت هفت صبح، جلسه علنى داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ خرداد ۱۳۶۰
جلسه علنى داشتيم و بحث بودجه بود. سخنراني ها طولانى بود و اداره آسان و كمتر نياز به دخالت داشتم. تا آخر جلسه ماندم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ خرداد ۱۳۶۰
صبحانه را در خدمت آقاى منتظرى، در منزل ايشان صرف كرديم. آقايان محسن رضایى و [رضا] سيف اللهى آمدند و درباره كيفيت عملكرد پس از بيانات امام، بحث كرديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ خرداد ۱۳۶۰
جلسه علنى داشتيم. ادامه بحث بودجه، آقايان [دكترحسن]آيت، [علىاكبر] ناطق نورى،[احمد] سلامتيان و [عباس] مظفر، صحبت كردند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۶۰
اول وقت، آقاى على هاشمى مسئول تداركات جهاد استان گيلان آمد، كه براى تهيه ماشينآلات سنگين براى جهاد، راهنمایي اش كنم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۶۰
به خاطر كم خوابى شب، بعداز نماز تا ساعت هشتونيم خوابيدم. جلسه علنى داشتيم. لايحه معاملات مسكن، به خاطر بودجه، مسكوت ماند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ خرداد ۱۳۶۰
جلسه علنى داشتيم و كارها به خوبى گذشت. [طرح اصلاح خدمت] خارج از مركز پزشكان [دندان پزشكان و داروسازان] و كليات لايحه معاملات مسكن تصويب شد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۶۰
به مجلس رفتم. روزه هم بودم. لايحه حذف فرمان همايونى به خوبى تمام و تصويب شد . ولى من به خاطر وضع روحي ام، دوسه بار عصبانى شدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ خرداد ۱۳۶۰
خبر پيروزى و فتح تپههاى گاميشان، خبر خوشحال كننده صبح بود كه راديو گفت . نادر عراقى با دوستش آمد و براى بعضى از مسئولان سازمان تربيت بدنى وقت گرفتند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ خرداد ۱۳۶۰
صبح زود از دماوند به خانه آمديم. كارهاى جارى را انجام دادم. احمدآقا خمينى تلفنى پيشنهاد كرد كه نهادها تبريك پيروزى را به خدمت امام بدهند كه فرمانده اصلى كل قواست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۰
در جلسه علنى، ادامه بحث لايحه حذف فرمان همايونى را داشتيم. قسمت اساسى پيشنهادهاى مورد نظر دولت تصويب شد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۰
جلسه علنى داشتيم و لايحه جنجالى حذف فرمان همايونى كه بى جهت ليبرال ها به حذف ریيس جمهور معنى كردهاند، كلياتش تصويب شد و در جزیياتش مانديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۰
جلسه علنى داشتيم. دستور جلسه لايحه حذف عنوان فرمان همايونى بود. پيش از شروع كار، آقاى [محمد جواد] حجتى كرمانى به من اطلاع داد كه امام در ملاقاتى با سه نفر از نمايندگان سمپات ليبرال ها، از لايحه اظهار نارضايتى كردهاند و آن را تشنج زا خواندهاند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۰
امروز به مناسبت ميلاد حضرت على( ع) تعطيل است و من در خانه ماندم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۰
صبح براى اينكه عفت و فاطى را به دكتر ببرم، ديرتر از خانه بيرون رفتم. مجلس تعطيل بود. ساعت نهونيم به مجلس رفتيم. منتظر ماندند تا سعيد آمد و آنها را به چشم پزشك برد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۰
صبح زود خانم و دختر مرحوم غفورى رفسنجانى آمدند. از اينكه ترياك از فرزندشان و منزلشان در رفسنجان گرفتهاند و يكى را بازداشت كردهاند، وحشت زده بودند و كمك مىخواستند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰
تمام امروز در خانه ماندم و تقريباً استراحت نمودم. صبح زود همشيره زاده رضا - كه در هندوستان تحصيل مىكند- آمد. سپس آقاى غيوران آمد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۰
جلسه علنى داشتيم. لايحه لغو عبارت «فرمان همايونى» و جانشين كردن حكم مقام ديگرى به جاى آن مطرح بود. ليبرال ها از اينكه مىديدند قدرت آقاى بنىصدر در بانك مركزى از دست مىرود، ناراحت بودند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۰
ساعت هشت ونيم صبح به مجلس رفتم. پس از انجام كارهاى ادارى و مطالعه گزارشات در جلسه كميسيون آیيننامه شركت كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۰
مجلس جلسه رسمى غير علنى داشت. آقاى بهزاد نبوى درباره بيانيه الجزاير و كيفيت حل مسأله گروگان ها و جريان كلاهگزارى در معامله 56 ميليون دلارى خريد اسلحه، توضيحاتى داد. توضيحات، جالب و افشاگر بود و ليبرال ها را خشمگين كرد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۰
اول وقت به دفتر بخش ايدئولوژى حزب رفتم و مقدارى از كارهاى گروهى را كه به سرپرستى آقاى دعاگو، روى كليد قرآن كار مىكنند، بررسى كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۶۰
خاطرات روز گذشته را نوشتم و به مجلس رفتم. قبل از شركت در جلسه علنى، در جلسه كميسيون تحقيق شركت كردم. براى بحثى درباره اعتبارنامه آقايان بهروزيه و محمودى.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۰
به مجلس رفتيم. پس از مطالعه گزارش ها به كميسيون آیيننامه رفتم. آقاى احمد توكلى كه قبل از پيروزى انقلاب ممنوع الخروج بوده، براى گرفتن گذرنامه جهت سفر براى معالجه درد مفاصل احتياج به نامه من به اداره گذرنامه داشت كه نوشتم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۰
اول وقت،آقاى ابريشمى آمد؛ مىخواست در اختلاف با همسايهاش كمك بگيرد كه معمولاً بدون تحقيق دخالت نمىكنيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۰
جلسه علنى داشتيم و بحث طرح بنياد جنگزدگان تمام نشد. چون يك فوريتى است و پيشنهاد مجاز است، پيشنهاد زياد داريم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۰
اول وقت آقاى على مرعشى و همسرش از رفسنجان آمدند، براى رفع اشكال استخدام خانم اسدى. با آقاى باهنر صحبت كردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۰
اول وقت آقايان ضيایى و دكتر فاضلى كه هر دو پيش نمازند آمدند. يكى مىخواست كه رفع توقيف از اموال توقيف شده پولدارى شود و ديگرى مىخواست كه زمين هاى مصادرهشده ديگرى، بين مردم تقسيم شود.!
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۰
خاطرات ديروز را و پيامى هم براى سمينار بزرگداشت شهيد مطهرى در دانشگاه نوشتم.آقاى ابوالفضل رهنما نماينده دادستان انقلاب در وزارت نفت آمد و مطالبى درباره كمبودهاى وزارت داشت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۰
ساعت هفت صبح جلسه هيأت ریيسه داشتيم. در آن جلسه سخنرانى پريروز حسين آقا خمينى در مشهد مطرح شد و اينكه به همه مطبوعات اطلاع داده شده كه حرف هاى او را ننويسند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۰
اول وقت خانم افشار آمد. دو سردخانه او مشمول بند«ج» شده و دولت تصرف كرده است؛ چون بدهى بانكى آن بيش از حد مجاز است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰
صبح زود از دفتر امام تلفن زدند. آقاى صانعى اطلاع داد كه ديشب در پادگان حشمتيه تيراندازى بوده و اكنون پادگان در محاصره سپاه و كميته است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۰
اول صبح، مقدارى در تكميل مقاله «نهجالبلاغه و سياست» كار كردم و سپس به مجلس رفتم. پس از مطالعه گزارش ها و امضاى نامهها، جواب نامه ریيس مجلس الجزاير «رابح بيطاط» را تهيه كردم و ايشان را به ايران دعوت نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اردیبهشت ۱۳۶۰
قرار بود جلسه علنى مجلس شوراى اسلامى داشته باشيم. اول صبح، هيأت ریيسه تشكيل شد، ولى عده نمايندگان حاضر، به نصاب يكصدوهشتاد نفر نرسيد و نتوانستيم جلسه رسمى علنى داشته باشيم؛ به طور غير رسمى درباره مناطق جنگى صحبت كرديم.
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا




