تمام امروز در خانه ماندم و تقريباً استراحت نمودم. صبح زود همشيره زاده رضا - كه در هندوستان تحصيل مىكند- آمد. سپس آقاى غيوران آمد.
تمام امروز در خانه ماندم و تقريباً استراحت نمودم. صبح زود همشيره زاده رضا - كه در هندوستان تحصيل مىكند- آمد. سپس آقاى غيوران آمد. ايشان بازرس ويژه آقاى بنىصدر بوده و كار بازرسى براى دفتر رياستجمهورى مىكرده. اخيراً استعفا داده ولى پذيرفته نشده است. اطلاعات ناراحت كنندهاى از داخل ارتش داد؛ در رابطه با فرماندهى بنىصدر گفتم [مطالب خود را]، در اختيار آقاى رجایى بگذارد كه در شوراى عالى دفاع مطرح كند. از آقاى بنىصدر سخت ناراحت بود.
طرح تقسيم عادلانه آبهاى كشور را - كه وزارت نيرو تهيه كرده است - مطالعه كردم. مهدى و ياسر همراه پاسدارى به كوهنوردى رفتند و عصر برگشتند و راضى و خوشحال بودند.
عصر آقاى نشاسته پور آمد. براى گرفتن سه منزل مصادره شده، از بنياد مستضعفان براى اسكان معلولان جنگ از من توصيه مىخواست كه نوشتم. مىگفت سيصد و چند خانواده معلول را در اينگونه منازل اداره مىكنند.
مقدارى هم با پاسدارها در حياط منزل، پينگ پنگ بازى كرديم. سر شب آقايان لولاچيان و توكلى آمدند. براى تهيه مسكن و امكانات براى حجاج ايرانى عازم عربستان سعودى بودند و گفتند قرار است تمام كسانى را كه سال گذشته به خاطر جنگ، از رفتن به مكه محروم شدهاند، (در حدود 65 هزار نفر) به مكه ببريم. درباره كيفيت كار برخورد با مسئولان عربستان، مشورت كردند.
فائزه و حميد هم آمدند، در صدد تهيه مسكن و تشكيل زندگى مستقلاند. با اينكه بالاخره بايد بروند، كمى سخت و مشكل است كه بچهها از ما جدا شوند، ولى چارهاى نيست. عفت هم مايل است كه آنها زودتر مستقل شوند و حق هم از نظر منطق و حساب با اوست.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام