جلسه علنى داشتيم. لايحه لغو عبارت «فرمان همايونى» و جانشين كردن حكم مقام ديگرى به جاى آن مطرح بود. ليبرال ها از اينكه مىديدند قدرت آقاى بنىصدر در بانك مركزى از دست مىرود، ناراحت بودند.
جلسه علنى داشتيم. لايحه لغو عبارت «فرمان همايونى» و جانشين كردن حكم مقام ديگرى به جاى آن مطرح بود. ليبرال ها از اينكه مىديدند قدرت آقاى بنىصدر در بانك مركزى از دست مىرود، ناراحت بودند. سعى داشتند مجلس پا نگيرد كه گرفت، ولى كار ناتمام ماند.
آقاى بنىصدر طى نامهاى، از من نوار سخنان آقاى [بهزاد] نبوى در جلسه غير علنى گذشته را خواست كه اگر لازم ديد به مجلس بيايد و مطالبى بگويد، ولى من مجوزى براى تحويل اسناد سرى مجلس نمىبينم و هنوز جواب نامه را نفرستادهام. ظهر فائزه و دوستش پس از انقلاب طبق مصوبه كميسيون شماره 2 شوراي انقلاب، كليه اختيارات شاه را به رييس جمهور واگذار نمودند. پس از تشكيل دولت محمد علي رجايي، بنيصدر از همان ابتدا موضعگيريهايي را برعليه وي بركابينه اتخاذ نمود و از تمام امكاناتي كه در اختيار داشت، از جمله مصوبه فرمان همايوني كميسيون شوراي انقلاب، براي تضعيف دولت رجايي، حداكثر استفاده را ميكرد. ولي با استفاده از اين قانون اختيار عزل و نصب رييس شهرباني، فرمانده ژاندارمي و از همه مهمتر رييس كل بانك مركزي را از دولت سلب كرده بود، به طوري كه در حساسترين روزهاي آغاز جنگ، دولت كنترلي بر بانك مركزي و همچنين ميزان ذخاير ارزي مملكت نداشت. لذا مجلس شوراي اسلامي قانون را تحت عنوان حذف عبارت فرمان همايوني در جهت تقويت دولت رجايي تصويب كرد.
مهمان ما بودند و در دفتر من ماندند. سپس عفت، اقدس خانم، مهدى و ياسر آمدند. دفتر كار محيط خانوادگى شد و با صفا بود. آمدند كه در مراسم عقد دوست فائزه شركت كنند و پس از عقد به مدرسه رفاه رفتند.
عصر، مصاحبه تلويزيونى به مناسبت سالگرد افتتاح مجلس داشتم . آقاى خليل هدايت آمد و از اينكه دارایى، چك مالياتى را - كه ايشان اواخر زمان طاغوت، به فرمان امام نپرداخته بود و پس از انقلاب پرداخته و تاكنون وصول نشده و مىخواهند ايشان را جريمه كنند - شكايت داشت. به وزير دارایى نوشتم كه مشكل را رفع كند.
آقاى حسن بهروزيه نماينده كليبر كه اعتبار نامهاش هفته آينده در مجلس مطرح مىشود،آمد. وضع خودش را توضيح داد. سپس مهندس [عزتالله] سحابى آمد و از من براى تصويبشدن اعتبارنامه ايشان و حل مشكل مهندس منصور سحابى كه به حكم نماينده دادستان انقلاب، به اتهام همكارى با منافقان، از كار در كارخانه سيمان ممنوع شده، كمك خواست.
گروهى از علماى گرگان هم آمدند و از امام جمعه گرگان شكايت داشتند و نامهاى از علماى مازندران براى امام داشتند. مايل نيستم در اينگونه اختلافات دخالت كنم.
پاسدارى هم آمد و عقد ازدواجش را خواندم. شب در مدرسه شهيد مطهرى، براى تنظيم برنامه كلاس هاى اسلام شناسى جلسه داشتيم.
آقايان باهنر، خامنهاى، جوادى آملى،[عبدالمجيد] معاديخواه، امامى كاشانى و حقانى بودند. ساعت يازده شب به طرف خانه آمدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام