خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 22:03کد خبر26798

اول وقت آقاى على مرعشى و همسرش از رفسنجان آمدند، براى رفع اشكال استخدام‌ خانم اسدى. با آقاى باهنر صحبت كردم.

اول وقت آقاى على مرعشى و همسرش از رفسنجان آمدند، براى رفع اشكال استخدام‌ خانم اسدى. با آقاى باهنر صحبت كردم.

مطلب مهمى نبود، رفع مى‌شود. سپس به مجلس رفتم ‌و پس از مطالعه گزارش ‏ها و انجام كارهاى ادارى در كميسيون آيين‌نامه شركت كردم. بحث درباره تنظيم كميسيون‏ هاى مجلس است.

آقايان كياوش و دكتر ولايتى را براى بازرسى و رفع مشكل اختلاف ميان دكتر شيبانى و معلولان انقلاب به هتل قدس فرستادم.

بعدازظهر، در جلسه شوراى مركزى حزب جمهورى اسلامى، شركت كردم. بحث انتخابات ‌ميان‏دوره‌اى بود. روى چند نفر از كانديداها موافقت شد، ولى تمام نشد. با ائتلاف با گروه‏هاى اسلامى خط امام ديگر هم موافقت شد. بحث مناظره تلويزيونى پيش آمد و موافقت شد كه آقاى بهشتى در بحث «آزادى، هرج و مرج، زور مدارى» شركت كنند؛ نگرانى عده‌اى ‌اين بود كه آوردن نماينده حزب توده و اكثريت فدائيان در تلويزيون در كنار آقاى بهشتى، بزرگ كردن آنها و زمينه‌اى براى اتهام نفوذ كمونيسم است و قرار شد كه با اظهارات مناسب در همان مناظره جلوى اين ضرر گرفته شود .

بحث تلاش سوريه براى تشكيل جبهه اسلامى غير خط امام براى عراق، از افرادى مثل ‌سرتيپ نقيب، خالصى زاده و بارزانى مطرح شد و اينكه سوريه از جبهه سوسياليست‏ها و ناسيوناليسيت‏ها طرفى نبسته و به اين راه افتاده و اكنون نقيب و .... در تهران هستند و مى‌خواهند از ايران تأييد بگيرند و قرار شد با احتياط حركت كنيم و تأييد نكنيم و تكيه ما بر همان‌ مسلمانان راستين و [حزب] دعوت و جماعت العلما باشد. شايعه مرگ صدام مطرح شد، ولى ‌سندى نداشتيم. قرار بود احمدآقا خمينى در جلسه شورا شركت كنند. معلوم شد، آقاى بهشتى با ايشان قرار قطعى نگذاشته‌اند.
 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا