روزنوشتهای سال ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۳
بعد از نماز [صبح]، با جبهه تماس گرفتم. آقاى روحانى گفت، پل بین جزیره مجنون و شرق دجله وصل شده که مهم است. دیشب، جز انهدام نیروى دشمن، کار مهمى نداشته ایم. وضع افراد متوارى شده از قرارگاه نجف، معلوم نیست. آقاى صیاد نسبت به آینده امیدوار است و گفت با وصل کردن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۳
با صداى انفجار و شلیک ضدهوایى ها، بیدار شدم. یک هواپیماى دشمن به تهران تجاوز کرده و دو راکت در شمال تهران به خانه هاى مسکونى زده است. ساعت سه ونیم [صبح]، موشکى به بغداد زده اند و لابد این حمله عراق و حمله به تبریز همزمان با تلافى موشک [ایران به بغداد]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۳
اوضاع عملیات در جبهه ها را خوب توصیف کردند. در شرق دجله، پیشرفت داشته ایم و موفقیت پرتاب موشک به کرکوک، تغییر مهمى به نفع نیروهاى ما پیش آورده. عراق، ابلهانه منکر [اصابت موشک به کرکوک] است و صداى انفجار را معلول خرابکارى معرفى مى کند؛ کسى باور نمى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۳
صبح زود، با جبهه تماس گرفتم. هر سه قرارگاه، خط دشمن را شکسته اند و مقدارى پیشروى کرده اند، ولى به همه اهداف نرسیده اند. بمب هواپیماى عراقى دیشب، به دو منزل در خیابان ظفر و زرگنده [در شمال تهران] اصابت کرده و سه نفر شهید و چند نفر را مجروح کرده؛ خسارات مهمى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۳
صبح زود، به مجلس رفتم. گزارش ها، از مورد حمله قرار گرفتن چند شهر ایران، توسط موشک و هواپیماهاى عراقى، خبر مى داد. نمایندگان مناطق مربوط، سخت ناراحت بودند ولى تحت تأثیر توصیه ها، از عکس العمل شدید خوددارى مى کردند. خبر رسید که هواپیماهاى ایران چند شهر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۳
صبح و عصر، جلسه داشتیم. امروز هم عراق، چند شهر را زده است؛ رامهرمز، اندیمشک، نهاوند، بانه، مریوان، آبادان، اصفهان، تبریز و ما هم چند شهر عراق را با توپ و چند شهر را با هواپیما زده ایم؛ جو جامعه ملتهب است. زدن اصفهان و تبریز با هواپیما از ارتفاع بالا و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۳
به مجلس اطلاع دادم که دیر مى رسم و آقاى یزدى [نایب رییس مجلس]، جلسه را شروع نمایند. براى مذاکره در مورد موشک زدن به بغداد، به زیارت امام رفتم. امام مى گویند، ممکن است با زدن بغداد، آنها روى تهران شرارت کنند و قدرت هاى بزرگ هم دست شان را باز گذارند و کمک
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۳
از وضع مسجدسلیمان پرسیدم. معلوم شد که موشک ها به شهر نخورده و تلفات نداشته ایم. رییس جمهور گفتند به تلافى این موشک ها، دستور مقابله به مثل داده شده است. آقاى زرندى از باختران مکرراً تلفن کرد؛ درباره ضایعات زیاد بمباران پادگان اباذر و از مسامحه پدافند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۳
بعد از نماز صبح، گزارش ها را دیدم. عراق دیشب، هشت موشک به دزفول زده است که پنج نفر شهید و حدود هفتاد مجروح و خانه هاى زیادى خراب شده است. گویا علت کمى تلفات، تخلیه شهر بوده است. در جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] قبل از دستور، در این باره صحبت کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۳
بعد از نماز صبح، به مجلس [شوراى اسلامى] رفتم. برف مى بارید و زمین یخ بود. بیش از معمول در راه معطل شدیم. پیش از دستور، نمایندگان مراجعات زیادى داشتند. کار بررسى تبصره هاى بودجه، خیلى کند پیش مى رود. به فکر چاره افتادیم. عصر هم، جلسه علنى داشتیم. گفتیم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۳
پیش از دستور، درباره تجاوز هوایى عراق به اهواز صحبت کردم و از انتقام حرف زدم. پیش از ظهر و عصر، در مجلس جلسه داشتیم. رییس جمهور هم حضور داشتند. در مورد شرارت هاى عراق در حمله به شهرها و کشتى ها و سکوت رضایتمندانه سازمان هاى جهانى و دولت هاى بزرگ و دادن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۳
صبح و عصر، جلسه علنى مجلس داشتیم. بعد از ظهر، خبر رسید که عراق به کارخانه لوله سازى شرکت نفت در اهواز، حمله کرده است. 11 نفر شهید و 30 نفر مجروح شده اند. نمایندگان [مجلس شوراى اسلامى] مخصوصاً نمایندگان مردم اهواز، براى انتقام، بى تابى مى کنند. گروهى از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۳
بعد از نماز و صرف صبحانه و خواندن گزارش ها، به جلسه علنى رفتم. ظهر، در دفترم با آقاى [حسین] تاج گردون سفیر ایران در هلند، ملاقات کردم. از لزوم کامپیوترى کردن [سازمان ها و نهادهاى] کشور گفت و مدعى بود که نمایندگان کشورهاى خارجى، بیشتر از گذشته روى ایران
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۳
بعد از نماز، به مجلس رفتم. تبصره هاى بودجه، در دستور کار مجلس است. ظهر، در دفترم، گزارش ها را خواندم. اخوى- محمود- از وزارت امور خارجه آمد؛ پیامى از یکى از شخصیت هاى فرانسه براى بهتر کردن روابط با ایران آورد. گفتم ما آماده مذاکره هستیم. مطابق معمول در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۳
تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل مطالعه مى کردم. گزارش ها را آوردند. براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه تهران رفتم. عصر، بخشى از فیلمى را تماشا کردم. از بستگان [به منزل] آمدند. سرشب، آقاى عسکراولادى آمد و راجع به وضع جدید حزب [جمهورى اسلامى] صحبت کرد؛ بیشتر براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۳
عراق، مدعى زدن یک کشتى شده است. از جبهه ها اطلاع گرفتم؛ باز هم عملیات را به تأخیر انداخته اند. در جلسه تبصره سه مطرح بود؛ تمام نشد. ظهر، آقاى غریبانى [نماینده اردبیل] از کمیسیون امور داخلى آمد و گزارش وضع اردوگاه هاى آوارگان عراقى را داد و از وزارت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۳
بعد از نماز به مجلس رفتم. در جلسه علنى مجلس تبصره دو و سه [قانون بودجه] مطرح بود. نمایندگان، پیشنهادهاى زیادى مى دهند و باعث کندى کار مى شوند؛ چون محدودیتى [در ارایه پیشنهادهاى نمایندگان درباره تبصره] نیست. پیش از ظهر، به دفترم آمدم. عصر، هیأت رییسه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۳
در دفترم به انجام کارهاى عقب افتاده پرداختم. خبر مهمى در گزارش ها نداشتیم. جلسه علنى مجلس، در مورد پیشنهادات تبصره دو گذشت؛ خیلى طول مى کشد. ظهر، سفیران و کارداران ایران در کشورهاى آفریقایى و عربى - که سمینار دارند - آمدند. مفصلاً براى آنها صحبت کردم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۳
بحث درباره تبصره هاى بودجه [سال 1364] در جلسات علنى شروع شد. ظهر، به دفتر رییس جمهور براى ملاقات فرماندهان نظامى رفتم؛ فرماندهانى که قرار است در عملیات آینده شرکت کنند، به مشهد رفته بودند و امروز هم به زیارت امام رفتند. پس از نماز جماعت، آیت الله خامنه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۳
تا ساعت هفت ونیم، مطالعه کردم. در جلسه علنى مجلس، بحث کلیات بودجه داشتیم. وزرا، از بودجه خودشان دفاع مى کردند؛ کمیسیون [برنامه و بودجه]، حدود دویست میلیارد ریال از بودجه پیشنهادى دولت را کم کرده و منابع درآمد را تغییر داده است. اختلاف شدیدى بین دولت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۳
در گزارش ها، تشدید خشونت اسراییل در جنوب لبنان، به انتقام ضربات مجاهدان اسلامى، مسأله مهم روز است؛ همچنین گزارش سازمان ملل درباره اسراى ایران و عراق که بیشتر عراق محکوم شده و رسانه هاى خبرى، ایران و عراق را در کنار هم مى گذارد؛ گرچه گزارش سازمان ملل هم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۳
تمام روز را در منزل بودم. نمازجمعه را آقاى امامى کاشانى اقامه کردند. عصر، بستگان براى عقد ازدواج حمید محى الدینى - فرزند همشیره زاده ام - آمدند.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۳
بعد از نماز و کمى ورزش و صبحانه و دیدن گزارش ها، به جلسه علنى رفتم. بحث در کلیات بودجه بود. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. ظهر، آقاى [حسن] جعفرى، نماینده شهربابک آمد. از مخالفت هاى حزب [جمهورى اسلامى] و طرفداران امام جمعه مرحوم شهر با ایشان، گله داشت.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۳
صبح زود به مجلس رفتم. در جلسه علنى، لایحه بودجه مطرح بود. ظهر، در دفترم طبق معمول چند ملاقات داشتم. عصر، هیأت رییسه جلسه داشت. شب، سران قوا، مهمان رییس جمهور بودند؛ ولیمه [تولد] دخترشان «هدى» را دادند. درباره اسراى عراقى، نهضت آزادى، توزیع و صادرات بحث
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۳
ساعت هفت ونیم به مجلس رفتم. ساعت هشت وچهل وپنج دقیقه، جلسه علنى آغاز شد. بودجه [سال 1364] کل کشور در دستور است. ظهر، [هادى یعقوبى] نماینده تربت حیدریه آمد و از نیازهاى قرارگاه ثامن الائمه و احتمال خطر [حمله] از جانب افغانستان گفت. عصر، آقاى بهزاد نبوى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۳
در منزل بودم. پیش از ظهر، دکتر علفى تبریزى براى معاینه عفت و دوستانش آمد؛ من را هم معاینه کرد. قرار شد شربتى براى معده ام بدهد؛ مدعى اطلاعات وسیع در آثار گیاهان است و اجازه کار گرفته. عصر، شوراى سرپرستى صداوسیما، جلسه داشت. درباره انجام اصلاحات در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۳
در گزارش ها مطلب مهمى نبود. جلسه علنى را به آقاى یزدى سپردم. به جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى رفتم. گروه هاى برنامه ریزى ستاد، در شور بود. دو سه ساعت درباره آنان بحث شد. قرار شد از لحاظ سازمانى با وزارت فرهنگ و آموزش عالى مربوط باشند، ولى یک شوراى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۳
در منزل بودم. شوراى سرپرستى [صداوسیما] جلسه داشت. دکتر ولایتى، براى اصلاح آیین نامه نقل اخبار مهمانان [خارجى] آمده بود. قرار شد اصلاح شود. درباره کیفیت انجام نظارت واحد نظارت شورا صحبت شد. اختلافات تا حدودى حل شد. درباره تأمین نظر امام در خصوص نواقص خبر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۳
تا ساعت ده ونیم، در منزل مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. عفت و مهدى و یاسر هم [براى شرکت در نمازجمعه] آمدند. در خطبه دوم، روى حضور وسیع مردم در تظاهرات 22 بهمن، تحلیل ارایه کردم. عصر، آقاى سرهنگ [محمد] سلیمى آمد؛ درباره مسایل
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۳
تا ساعت هشت، در دفترم کار کردم. آقاى امراللهى آمد؛ براى بودجه بیشتر براى سازمان انرژى اتمى کمک مى خواست. بعد از تنفس به دفترم آمدم. آقاى روحانى آمد. گزارش وضع جبهه ها و تدارک مقدمات عملیات را داد و از پیشرفت کار اظهار رضایت نمود. آقاى رفیق دوست هم اطلاع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۳
صبح زود، به مجلس رفتم. در جلسه علنى، پیش از دستور، درباره پیام امام [به مناسبت 22 بهمن] و حضور مردم در صحنه، صحبت کوتاهى کردم. بعد از تنفس به دفترم آمدم و کارها را انجام دادم. اطلاع رسید که یک کشتى حامل نفت، در جنوب خارک، موشک خورده است. عصر، هیأت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۳
صبح زود، به دفتر آقاى [آیت الله] خامنه اى رفتم. اشتباهى خیال مى کردم که شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه دارد. معلوم شد که جلسه در وقت دیگرى است؛ در عوض راجع به حزب و کنگره دوم و دو وزیر جدید و راهپیمایى دیروز و جنگ و... مذاکره کردیم. آقاى [حسین]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۳
تمام روز در منزل بودم. مطالعه و استراحت داشتم. بچه ها به آبعلى رفتند، [در منزل] تنها ماندم. ظهر، احمدآقا آمد. براى قرائت پیام امام [به مناسبت روز 22 بهمن] به میدان آزادى رفته بود. از کثرت جمعیت [شرکت کننده در] راهپیمایى [22 بهمن] تعجب کرده بود. اصرار داشت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۳
تمام امروز، در منزل بودم. مجلس تعطیل است. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. پیش از ظهر، آقاى [سیدمحمد] موسوى خوئینى ها آمد؛ راجع به کار تحریر زندگى نامه ائمه مذاکره کردیم. پیش از انقلاب با ایشان و جمعى دیگر، براى نوشتن تاریخى کامل و جامع براى ائمه، همکارى مى کردیم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۳
به ستاد نیروى هوایى رفتم. در جلسه خانواده شهدا و پرسنل نیرو[ى هوایى] شرکت کردم. سرودها اجرا شد و من مفصلاً صحبت کردم. در منزل، بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. [آقاى بیژن نامدار زنگنه] وزیر جهاد[سازندگى]، از اینکه تعدادى از بولدوزرهایش را سپاه گرفته است،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۳
در منزل مطالعه مى کردم و کتابخانه ام را مرتب نمودم. پاسدارانم برنامه شرکت در مراسم نیروى هوایى فردا را گفتند. فیلمى هم به نام «میلاد» تماشا کردم؛ فکر مى کنم غیرمذهبى ها ساخته اند؛ ولى خوب است. احمدآقا، تلفنى خواست که [در تلویزیون] از صحنه هاى برخورد مردم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۳
بعد از نماز صبح، به مجلس رفتم. دو سه دستور، عمل شد. قبل از دستور، درباره روز شهدا و مفقودان و اسرا در دهه فجر و روز نیروى هوایى، صحبت کوتاهى نمودم؛ به خاطر عجله نمایندگان براى سفر آخر هفته دهه فجر، ساعت ده ونیم [صبح]، جلسه را ختم کردم. در دفترم،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۳
پیش از ظهر، احمدآقا آمد. درباره مسایل روز مذاکره شد؛ ازجمله اظهار ناراحتى آیت الله منتظرى از سخنان امام. گرچه همه [سخنان ایشان] پخش نشده و گفتند امام از عزل آقاى [اسدالله] لاجوردى [دادستان انقلاب تهران] بى اطلاع بوده و راضى نیستند. شب، با سران قوا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۳
هفت ونیم صبح، به مجلس رسیدم. در جلسه علنى، چند دستور انجام شد. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. با وزیر دارایى، براى گرفتن پنجاه میلیون تومان وام براى مجلس، مذاکره کردم. ظهر، آقاى شیخ سعید شعبان، روحانى مبارز طرابلس [و رهبر حرکت توحید اسلامى] لبنان آمد؛ در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۳
تا ساعت هشت [شب]، در دفترم کار کردم. در جلسه خبرگان، شرکت کردم. دو طرح ارایه و رد شد. سخنرانى هاى قبل از دستور داشتیم. ظهر، آقاى آیت اللهى امام جمعه جهرم، براى دیدن و بحث درباره مسایل روز آمد. با دکتر جراح آقاى ربانى [املشى] صحبت کردم. گفت غده خطرناک،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۳
با اعضاى [مجلس] خبرگان و ائمه جمعه سراسر کشور و مهمانان خارجى دهه فجر به زیارت امام رفتیم. امام مفصلاً صحبت کردند. به مجلس رفتم. آخر وقت مجلس، مهمانان دهه فجر آمدند. براى آنها صحبت کردم. نماز جماعت خواندیم و بین دو نماز هم، صحبت شد. عصر [مجلس] خبرگان
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۳
تا ساعت سه بعد از ظهر، در منزل بودم. شوراى سرپرستى [صداوسیما] جلسه داشت. معمولاً جلسات شوراى سرپرستى روزهاى شنبه است که مجلس جلسه ندارد و در منزل من تشکیل مى شود. درباره وظایف واحد ارزیابى و نظارت - که در کار خود دچار مشکل شده [است] - بحث شد. قرار
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۳
به آیت الله خامنه اى تلفن کردم که عقد معلول انقلابى را ببندند. ایشان گفتند که معمول ایشان، این است که عقدهاى با مهریه کمتر از هفتاد هزار تومان را مى بندند و چون مهر ایشان، سیصد هزار تومان بوده، دفتر او را نپذیرفته است. قرار شد، قبولش کنند. راجع به
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۳
ساعت هفت صبح، آقاى صیاد [شیرازى] آمد. راجع به تأخیر افتادن عملیات [در جبهه ها] معتقد است، مهلت لازم است. در جلسه علنى راجع به دهه فجر صحبت کوتاهى کردم. به دکتر روحانى - که نماینده من در قرارگاه [فرماندهى] است - گفتم که بیشتر به آنجا برود و پیشرفت کارها
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۳
صبح زود به مجلس رفتم و گزارش ها را خواندم. با فرماندهان نظامى، صحبت کردم. معلوم شد [نیروهاى عراقى] در جزیره مجنون یک سنگر از [نیروهاى] ما با 15 نفر اسیر گرفته اند. در کنفرانس سازمان اوپک، یک دلار قیمت نفت سبک را پایین آورده اند؛ شکست است. آقاى توکلى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۳
هفت ونیم، به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. عراقی ها روى عملیات ناقص دیروز خودشان، خیلى مانور مى دهند. از مسئولان در این مورد تحقیق کردم. گفتند چند نفرى از ما اسیر شده اند و ظاهراً یک سنگر هم در جزیره [مجنون] جنوبى، به دست آنها افتاده است. آقاى [محسن]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۳
در منزل بودم. پیش از ظهر، به زیارت امام رفتم. خبر مهلت خواستن فرماندهان جنگ را گفتم؛ خوش شان نیامد، ولى مخالفت هم نکردند. درباره وضع مالى دولت صحبت شد؛ فرمودند، فردى به ایشان نوشته [است که] دولت در یک ماه، بیست و هفت میلیارد دلار مصرف کرده، لذا کم آورده.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۳
هفت ونیم به مجلس رسیدم. در جلسه علنى شرکت کردم. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. نماینده کاشمر درباره مسایل کاشمر و آقاى [رسول] منتجب نیا درباره ستاد برگزارى کنگره دوم حزب [جمهورى اسلامى] و آقاى روحانى درباره جبهه، مذاکره کردند. نزدیک ظهر، [دکتر على
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۳
پیش از ظهر، جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] داشتیم. بحث درباره مدت مسئولیت شورا صرف شد. در مجلس [شوراى اسلامى]، جمعى معتقدند که این شورا، بقیه عمر ناتمام آن شوراى قبلى است. درباره [برنامه تلویزیونى] محله بهداشت که مورد اعتراض بعضى ها است، هم بحث شد. قرار شد
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۳
براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه [تهران] رفتم. در خطبه دوم درباره مترو و فاضلاب تهران توضیح دادم و فواید فراوان این دو طرح را گفتم؛ بعضى ها با اجراى این طرح ها مخالفت دارند و بخصوص علیه [ساخت] مترو [به عنوان یک وسیله نقلیه لوکس و طاغوتى]، تبلیغ مى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۳
صبح زود، به مجلس رفتم. در گزارش ها تازه مهمى نبود. عراقی ها هر روز ادعا مى کنند که کشتى زده اند، ولى عمدتاً دروغ و این [ادعاها] باعث بى اعتبارى موشک هاى اگزوست فرانسه و رسوایى عراق شده. در جلسه علنى، چند دستور انجام شد. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. ظهر،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۳
تمام امروز را در منزل بودم و بیشتر به مطالعه و خواندن گزارش ها پرداختم. تلفنى با رییس جمهور، درباره کسالت آقاى [محمدمهدى] ربانى [املشى] و [موضوع] مقابله به مثل در خلیج فارس و مسایل دیگر صحبت کردم. آقاى رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران] براى رفتن به سوریه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۳
بعد از نماز [صبح]، گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى، طرح رسمى کردن دندانپزشکان تجربى، برخلاف میل و نظر وزارت بهدارى، تصویب شد. بعد از وقت تنفس به دفتر آمدم. آقاى روحانى وضع جبهه را گفت؛ کار تدارک بعضى از لوازم عقب است. ارتشى ها در ستاد قرارگاه، خیلى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۳
تا ساعت سه بعد از ظهر، در منزل بودم و مطالعه مى کردم. پیش از ظهر، آقایان [محمدرضا] توسلى و [حسن] صانعى [از دفتر امام خمینى] به منزل آمدند. راجع به نظر امام صحبت شد و پیام امام را در مورد حمایت از دولت آوردند. عصر به مجلس رفتم. کانون حزب [جمهورى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۳
صبح زود، به مجلس رفتم. در گزارش ها آمده است که اسراییل تحت فشارها، شروع کرده از جنوب لبنان عقب نشینى کند. پیروزى چشمگیرى براى مسلمانان لبنان است. آقاى [غلامعباس] زائرى آمد. گزارشى از وضع بندرعباس و قهر استاندار هرمزگان و خلف وعده وزیر کشور که قرار بود
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۳
تمام روز در منزل بودم. آقاى [محسن] دعاگو آمد و راجع به حزب [جمهورى اسلامى] و کار طرح «کلید قرآن» و صداوسیما مذاکره کرد. در جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] در مورد آیین نامه اخبار جنگ، تصویرى کردن برنامه «احکام» و موارد دیگر بحث شد. عصر، آقاى [مصطفى] کفاش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۳
تا ساعت نه ونیم صبح، در منزل بودم. آقاى اقبالى آمد و کمبودها و نیازهاى حفاظت و ازجمله بلاتکلیفى واحد حفاظت مجلس شوراى اسلامى را گفت. سپس به باغ شیان که نمایشگاه صنایع نظامى سپاه شده، رفتیم و تا ساعت هفت شب، تقریباً یکسره از طرح ها و پیشرفت هاى صنایع
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۳
در جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى]، چند دستور از تصویب گذشت. قبل از دستور، به نمایندگان درباره لزوم انضباط و حضور بیشتر در جلسه رسمى تأکید کردم. بعضى ها مقاومت کردند. برخورد قاطع نمودم. بعد از تنفس به دفترم آمدم؛ براى انجام کارهاى عقب افتاده که بیشتر خواندن
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۳
صبح زود به مجلس رفتم. مه شدیدى، خیابان ها را فرا گرفته بود. باران هم مى بارید. امسال بارندگى خوب است. جلسه مشترک هیأت دولت و رؤساى کمیسیون هاى مجلس را داشتیم و این، اولین جلسه بود. خیلى خوب برگزار شد. من جلسه را اداره کردم. من و آقاى نخست وزیر، کمى صحبت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۳
در جلسه علنى لایحه حدود فعالیت بخش خصوصى، مطرح بود که کلیات آن تصویب شد. بعد از تنفس، اعضاى کمیسیون برنامه و بودجه آمدند؛ درباره غیر واقعى بودن بخشى از درآمدها و کسرى زیاد نامرئى بودجه گفتند و خودشان قبول دارند که غیر عادى بودن وضعیت اقتصادى کشور، متأثر از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۳
بیشتر وقتم را به مطالعه پرداختم. اخوى محمد و آقاى [محمدحسن] زورق [از صداوسیما] آمدند. اختلافات شان را توضیح دادند؛ رفع اختلاف کردم. احمدآقا آمد. خبر داد که امام، پیام هایى در تأیید دولت به رییس جمهور و حزب [جمهورى اسلامى] و [جامعه] مدرسین [حوزه علمیه قم]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۳
صبح زود، به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. موضوع سقوط هواپیماى آلمانى که دیشب مطرح شده بود، چند ساعتى مورد توجه قرار داشته و اولین گزارش، از برج مراقبت فرودگاه اسراییل بوده است که پیام کمک را دریافت داشته، ولى کم کم معلوم شده که از اصل، این خبر دروغ
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۳
تا ساعت نه ونیم صبح، مطالعه و کتابخانه را مرتب کردم. جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] داشتیم. آیین نامه پخش اخبار مربوط به امام از صداوسیما تصویب شد و درباره برنامه هاى صداوسیما در ایام خاص و مناسبت ها در طول سال بحث شد. استعفاى آقاى [محمدحسن] زورق
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۳
تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل مطالعه مى کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران، اقامه کردم. عصر، در منزل با آقایان [میرحسین] موسوى، [محمدرضا] بهشتى، [مسیح] مهاجرى و [جواد] اژه اى براى بحث پیرامون همکارى با سایر جناح ها در حزب جمهورى اسلامى و برگزارى سالم
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۳
بعد از نماز صبح، کمى ورزش و مطالعه کردم. در جلسه علنى ماندم و سپس به دفترم آمدم. کارهاى عقب افتاده را انجام دادم. آقاى دکتر جزایرى براى درد دستم آمد. ظهر، چند ملاقات انجام دادم. عصر، مسئولان دفاتر خبرگزارى جمهورى اسلامى در کشورهاى خارجى آمدند. براى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۳
صبح زود به مجلس رفتم. در گزارش ها، تازه مهمى نبود. آقاى سعدمجبر سفیر سابق لیبى و فرستاده آقاى قذافى آمد و پیام شفاهى ایشان را آورد. از من دعوت کرد که به لیبى بروم. در مورد تکمیل سایت موشکى تأکید کردم. در جلسه نمایندگان تهران شرکت کردم. مقدارى از آیین
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۳
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. صدام در نطق خود به مناسبت روز تأسیس ارتش عراق، از اعراب براى مقابله با ایران، کمک خواسته است. در جلسه علنى سه دستور انجام شد. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. آقاى ربانى املشى آمد. مطالب زیادى گفت؛ اعصاب شان ناراحت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۳
در منزل ماندم. اول وقت، پیامى براى کنگره زردشتى ها که در هند تشکیل مى شود و آقاى [پرویز] ملک پور نماینده زردشتى ها در مجلس، در این کنگره شرکت مى کند، نوشتم. سپس به زیارت امام رفتم. مدت زیادى، خدمت شان در اندرون نشستم. تمایل به انزوا در امام پیدا شده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۳
در جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى، با تصویب یک لایحه]، سازمان بهزیستى زیر نظارت [وزارت] بهدارى قرار گرفت. نمایندگان، مراجعات زیادى داشتند. ظهر، آقاى فخرالدین حجازى آمد و راجع به سپاه حرف داشت. آقاى [اسماعیل] فدایى نماینده سربند [اراک] آمد و از امام جمعه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۳
صبح زود، آقایان مهندس موسوى، [مسیح] مهاجرى، [سید محمدرضا] بهشتى، [جواد] اژه اى و [ابوالقاسم] سرحدى زاده آمدند که درباره حزب [جمهورى اسلامى] صحبت کنیم. در شوراى مرکزى در اقلیت اند و مسئولیت واحدها هم، اکثراً از جناح دیگر است. خود را کنار کشیده اند و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۳
در منزل بودم. نمازجمعه را آیت الله خامنه اى اقامه کردند؛ براى اولین بار پس از مسئولیت من در اقامه نمازجمعه، دو هفته متوالى، ایشان اقامه کردند. نخست وزیر، تلفنى قرار ملاقات گذاشت که درباره حزب [جمهورى اسلامى] و اختلافات، جلسه اى داشته باشیم. قرار شد، فردا
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۳
در جلسه علنى، طرح تبدیل سازمان بهزیستى به وزارت و تبدیل رییس سازمان برنامه و بودجه به معاونت نخست وزیر مطرح بود. این طرح به خاطر جناح بندى در مجلس، کاملاً جنبه سیاسى پیدا کرده است. بالاخره برخلاف تمایل شدید نخست وزیر، [تبدیل رییس سازمان برنامه و بودجه به]
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۳
بعد از نماز تا ساعت نه صبح، کار کردم. قرار بود با وزیر بازرگانى و آقاى [حبیب الله] عسکراولادى در دفتر امام، درباره کمیته صنفى و اختلاف وزیر و اعضاى سابق کمیته [صنفى] جلسه داشته باشیم که من نرسیدم. رییس جمهور، بعداً گفتند وزیر بازرگانى براى اقدام خودش،
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۳
بعد از نماز صبح، به دفترم رفتم. در جلسه علنى تا هنگام تنفس ماندم. ظهر، آقاى [على] عبدالعلى زاده، نماینده ارومیه آمد. در امور قانون استخدامى کشور، پیشنهادهاى جدیدى داشت و گفت با مسئولان سازمان امور استخدامى در این موارد به توافق رسیده اند؛ نوعى کنترات در
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۳
ساعت هشت صبح، براى دیدن متروى تهران رفتیم. 7/2 کیلومتر تونل، در سال هاى قبل از انقلاب تا سال 1360، از تپه هاى بلامعارض عباس آباد به صورت ترانشه باز، حفارى و سپس تعطیل شده. سپس با هلى کوپتر از اطراف شهر تهران دیدن کردیم. شهر تهران، در غرب، جنوب غرب، شرق و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۳
در جلسه علنى، یک لایحه را تصویب کردیم. بعد از وقت تنفس به دفترم آمدم. بخشى از فیلم مراسم عید خاص، در مدرسه مجتهدى تهران را که توسط جمعى برگزار شده بود، دیدم؛ عمل مضر و تفرقه افکنانه اى است؛ معلوم شد تحت تعقیبند. نماینده درود از تظاهرات حزب اللهى هاى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۳
در منزل بودم. گهگاهى برف مى بارید. اول وقت، آقاى محمدى گیلانى [حاکم شرع تهران] آمدند. گزارشى از زندانیان عفو شده دادند؛ حدود 25 هزار نفر هستند. باز هم عفو زندانیان ادامه دارد. درباره اموال [مرحوم ابوالفضل] تولیت - که مال خیریه است و عملاً در اختیار نهضت
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۳
نمازجمعه را آیت الله خامنه اى اقامه کردند و درباره مسأله مالیات - که مسأله روز است - موضع خوبى گرفتند. پسر آقاسیدابراهیم طباطبایى، داماد آقاى حکیم، براى کار برادرش آمد. مقدارى از وضع پدرش - که در عراق مانده - گفت و پیغام آقاى حکیم در مورد لزوم توجه بیشتر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۳
در سخنان پیش از دستور مجلس، در مورد بمب گذارى در میدان شوش و ماهیت ضدانقلاب و حمایت استعمارگران از آنها صحبت کردم. اساسنامه شرکت برق منطقه اى غرب را تصویب کردیم؛ باید کارى کنیم که اساسنامه شرکت ها به مجلس نیاید، چون که خیلى وقتگیر است. بعد از وقت تنفس
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۳
بعد از نماز صبح، مطالعه کردم. آقاى [صلاح] زواوى سفیر فلسطین آمد؛ ضمن اعتراف به اشتباه مشى رهبرى الفتح، از اینکه ایران کمک عمده اى به مردم فلسطین نمى کند و مقامات ایرانى، وقت ملاقات به ایشان نمى دهند، گله داشت. تصدیق کردم که باید کمک رفاهى بیشترى به
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا




